وعده خداوندى و حجت او سخن مى گويم . خداوند متعال فرموده است : كسانى كه گفتند: پروردگار ما الله است و سپس ‍ در تحقق بخشيدن به اين اعتقاد (توحيد ناب ) استقامت ورزيدند، فرشتگان بر آنان وارد مى شود (و به آنان مى گويند) كه مترسيد و اندوهگين مباشيد و بشارت باد شما را به بهشتى كه وعده آن به شما داده شد. شما كه گفتيد بزرگ ترين اعتقاد الهى را پذيرفته ايد، حال بر عمل به كتابش و به راه روشن و طريق شايسته عبادت او استقامت بورزيد، سپس از اين طريق منحرف نشويد و به بدعت در آن مگزاريد و با آن مخالفت نكنيد. (1602)
1609. اراده و پايدارى 
الحمدالله الذى شرع الاسلام فسهل شرائعه لمن ورده ، و اءعز اءركانه على من غالبه ، فجعله اءمنا لمن علقه ... و آية لمن توسم ، و تبصرة لمن عزم .
ستايش خدايى را كه شريعت اسلام را پديد آورد و دسترسى به آبشخورهاى آن را براى واردشوندگان آسان گردانيد و پايه هاى آن را در برابر چيره جويان بر آن استوار ساخت و آن را براى كسى كه بدان بپيوندد، جايگاهى امن قرار داد... و براى جوياى نشان راه حق و رستگارى نشانه و براى افراد مصمم مايه بينش . (1603)بخش هجدهم : خوف و رجاء 
1610. اعتماد به الطاف كارساز
لا تياءسن لشر هذه الامة من روح الله ؛ لقوله تعالى : (انه لا يياءس من روح الله الا القوم الكافرون ) .
ماءيوس نشويد از رحمت خداوندى بر تبهكاران اين امت ؛ زيرا خدا فرموده است قطعى است كه از رحمت خداوندى نااميد نمى شوند مگر مردم كافر.
1611. از هيچ چيز نااميد نباشيد!
ان المدبر عسى اءن تزل به احدى قائمتيه ، و تثبت الاخرى ، فترجعا حتى تثبتا جميعا .
همانا نااميد از كسى كه پشت گردانيده است نيز نباشيد؛ زيرا چه بسا كه يكى از دو پاى شخصى كه پشت گردانيده است بلغزد و پاى ديگرش ثابت بماند.(1604)
1612. هم نوميد باش هم اميدوار!
لا تاءمنن على خير هذه الامة عذاب الله ؛ لقوله تعالى : (فلا ياءمن مكر الله الا القوم الخاسرون ) و لا تياءسن لشر هذه الامة من روح الله ؛ لقوله تعالى : (انه لا يياءس من روح الله الا القوم الكافرون ) .
بر بهترين فرد اين امت از عذاب خدا ايمن مباش ؛ زيرا خداى بزرگ مى فرمايد: از مكر خدا زيانكاران ايمن نشوند. و براى بدترين فرد اين امت از رحمت و مهربانى حق نوميد مباش ؛ زيرا خداوند متعال مى فرمايد: تنها گروه كافران اند كه رحمت حق نااميد مى شوند. (1605)
1613. نوميدى از رحمت خدا
الحمدالله غير مقنوط من رحمته ، و لا مخلو من نعمته ، و لا ماءيوس من مغفرته .
ستايش مخصوص خدايى است كه نه از رحمتش كسى ماءيوس مى شود و نه از رحمتش كسى محروم و نه از بخشش او كسى ماءيوس . (1606)
1614. پرهيز از بدگمانى 
ان البخل و الجبن و الحرص غرائز شتى بجمعها سوء الظن بالله .
همانا بخل و ترس و حرص ، طبيعت هاى پراكنده اى هستند كه بدگمانى به خدا آن ها را گرد در مى آورد. (1607)
1615. اميدوار به لقاى پروردگار
انى الى لقاءالله لمشتاق ، و حسن ثوابه لمنتظر راج .
همانا من به ملاقات خدا و پاداش نيكو او، منتظر و به آن اميدوارم . (1608)
1616. نوميدى از رحمت خدا
اللهم ! قد انصاحت جبالنا... ندعوك حين قنط الانام ، و منع الغمام ، فانك تنزل الغيث من بعد ما قنطوا، و تنشر رحمتك و اءنت الولى الحميد .
خداوندا! نباتات كوه هاى ما از خشكسالى افسردند، (آفريدگارا)! تو را مى خوانيم در موقعى كه نوميدى مردم را در خود فرو برده و ابرها از باريدن ممنوع گشته ؛ زيرا تويى كه باران را پس از آن كه مردم در نوميدى فرو رفته نازل نموده و رحمتت را بر آنان مى گسترانى و تويى ولى نعمت ها و ستوده در همه صفات و احوال . (1609)
1617. نوميدى از رحمت خدا
اعلم اءن الذى بيده خزائن السموات و الارض قد اءذن لك فى الدعاء، و تكفل لك بالاجابة ... فلا يقنطنك ابطاء اجابته ، فان العطية على قدر النية .
توجه داشته باش كه آن كس كه گنيجينه هاى آسمان ها و زمين را در دست دارد به تو سفارش كرد حاجت هاى خود را از او بخواهى و خودش هم متعهد شده كه حاجت را برآورد. پس اگر خدا حاجتت را به تاءخير انداخت ماءيوس نباش ؛ زيرا اعطاى خدا به مقدار نيت است . (1610)
1618. خوش گمانى نسبت به خدا
ان استطعتم اءن يشتد خوفكم من الله ، و اءن يحسن ظنكم به ، فاجمعوا بينهما، فان العبد انما يكون حسن ظنه بربه على قدر خوفه من ربه ، و ان اءحسن الناس ظنا بالله اءشدهم خوفا لله .
اگر نتوانستيد كه ترس خودتان را از خدا افزايش دهيد و حسن ظن خود را نسبت به خدا حفظ كنيد، بايد ترس از خدا و حسن ظن نسبت به او را با هم نگهدارى كنيد؛ زيرا حسن ظن بندگان خدا بايد به اندازه ترس آنان نسبت به خدا باشد، بهترين گمان نسبت به خدا، شديدترين ترس از خدا را همراه دارد. (1611)
1619. فقيه واجدالشرايط
الفقيه كل فقيه من لم يقنط الناس من رحمة الله ، و لم يؤ يسهم من روح الله ، و لم يؤ منهم من مكر الله .
فقيه واجد شرايط كسى است كه مردم را از رحمت حق نوميد نگرداند و از لطف و مهر خدا و از آسايشى كه براى آن ها قرار داده است ماءيوسشان نسازد و نيز آن ها را از عذاب ناگهانى خدا ايمن نكند. (1612)
1620. بزرگ ترين توانگرى 
الغنى الاكبر، الياءس عما فى اءيدى الناس .
بزرگ ترين توانگرى ، نااميدى از آن چه در دست مردم است مى باشد. (1613)
1621. تلخى نااميدى 
حفظ ما فى يديك ، اءحب الى من طلب ما فى يدى غيرك . و مرارة الياءس ، خير من الطلب الى الناس .
نگه دارى آن چه در دست دارى بهتر از طلب كردن چيزى است كه در دست ديگرى است و تلخى نااميدى ، بهتر از مساءلت از مردم است . (1614)
1622. اميدوارى امام على (ع )
اللهم ! و لكل مثن على من اءثنى عليه مثوبة من جزاء، اءو عارفة من عطاء؛ و قد رجوتك دليلا على ذخائر الرحمة و كنوز المغفرة .
خدايا! براى هر ستايشگرى بر ستايش كننده اش ثوابى از جزا يا عطايى نيكو است ، من به تو اميدوارم تا مرا به سوى ذخاير رحمت و گنجينه هاى آمرزشت آشنا كنى . (1615)
1623. نوميد مشويد تا آمرزش هست !
عجبت لمن يقنط و معه الاستغفار!
درشگفتم از كسى كه نوميد گشته و توان آمرزش خواهى با او است ! (1616)
1624. عيب و كاستى 
الجبن منقصة .
بزدلى عيب و كاستى است . (1617)بخش نوزدهم : فضيلت مشورت  
1625. مشورت در امور
لا مظاهرة اءوثق من المشاورة .
هيچ پشتيبانى مطمئن تر از مشورت نيست . (1618)
1626. پند پير از راءى جوان به 
راءى الشيخ اءحب الى من جلد الغلام ، و روى من مشهد الغلام .
راءى پيران را از دلاورى جوانان (و به روايتى از اجتماع جوانان ) بيشتر دوست دارم . (1619)
1627. رابطه راءى و بخت 
صواب الراءى بالدول : يقبل باقبالها، و يذهب بذهابها .
درستى به راءى بسته به دولت بخت است : اگر دولت رو كند درستى راءى نيز رو مى كند و اگر آن پشت كند اين نيز مى رود. (1620)
1628. دور باد راءى كج انديش !
عزب راءى امرى تخلف عنى ، ما شككت فى الحق مذ اءريته .
دور باد راءى كسى كه با من مخالفت كند، من از زمانى كه حق به من نمايانده شد در آن ترديد نكرده ام . (1621)
1629. شريك عقل بزرگان 
من استبد براءيه هلك ، و من شاور الرجال شاركها فى عقولها .
هر كه استبداد ورزد نابود شود و هر كه با بزرگان مشورت كند، در عقلشان شريك گردد. (1622)
1630. شنيدن آراى گوناگ