 الدنيا والآخرة وقد أمرني الله أن أدعوكم إليه، فأيّكم يوازرني على أمري هذا، على أن يكون أخي ووصيّي ووليّي وخليفتي فيكم؟ قال: فأحجم القوم عنها جميعاً، فقلت ـ وإني لأحدثهم سنّاً، وأرمصهم عيناً وأعظمهم بطناً وأحمشهم ساقاًـ: أنا يا نبيّ الله أكون وزيرك عليه. فقام القوم يضحكون ويقولون لأبي طالب: قد أمرك أن تسمع و تطيع لعليّ.

عبدالله بن عباس از علىّ بن ابى طالب(ع) نقل مى كند كه گفت: وقتى اين آيه «وانذر عشيرتك الاقربين = و خويشان نزديك خود را بيم بده»(6) نازل شد، پيامبر خدا مرا خواند و گفت: يا على خداوند به من فرمان داده كه خويشان نزديك خود را بيم دهم و اين كار خوش آيند من نبود، چون مى دانستم كه هر وقت آنان را به اين كار بخوانم از آنها چيزى مى بينم كه آن را دوست ندارم، و من از اين كار ساكت شدم تا اينكه جبرئيل آمد و گفت: اى محمد اگر تو آنچه را كه به آن مأمور شدى انجام ندهى خداوند به خاطر آن تو را عذاب خواهد كرد، پس آنچه بر تو آشكار شده انجام بده. يا على طعامى آماده كن و پاچه گوسفندى در آن قرار بده و براى ما كاسه بزرگى از شير آماده كن آنگاه فرزندان عبدالمطلب را پيش من جمع كن تا با آنها سخن بگويم و مأمـوريت خودم را برسـانم. حديث را ادامه داد تا آنجا كه گفت:

آنگاه پيامبر خدا صحبت كرد و گفت: اى فرزندان عبدالمطلب به خدا سوگند كسى از عرب ها را نمى شناسم كه به قوم خود بهتر از آنچه من براى شما آورده ام آورده باشد، همانا من براى شما كار دنيا و آخرت را آورده ام و خداوند مرا مأمور كرده كه شما را به سوى آن بخوانم، چه كسى از شما مرا در اين كار يارى مى كند تا او برادر و وصى و ولى و جانشين من پس از من باشد؟ مى گويد: آن قوم همگى ساكت شدند و من كه از همه آنها كم سن و سال تر بودم و چشمم از همه آنها بيشتر آب مى ريخت و شكمم از همه آنها بزرگتر بود و ساقم از همه آنها باريكتر بود، گفتم: اى پيامبر خدا من وزير تو مى شوم. آن قوم بلند شدند در حالى كه مى خنديدند و به ابوطالب مى گفتند: تو را فرمان مى دهد كه حرف على را گوش كنى و از او فرمان ببرى!

515 ـ عن أنس بن مالك أنّ النبي صلى الله عليه وآله وسلم قال: إنّ أخي ووزيري وخليفتي في أهلي وخير من أترك بعدي يقضي ديني وينجز موعدي علىّ بن ابى طالب.

انس بن مالك گفت: پيامبر گفت: برادرم و وزيرم و جانشينم در خانواده ام و بهترين كسى كه پس از خود بر جاى مى گذارم كه قرض مرا بدهد و به وعده هاى من عمل كند، علىّ بن ابى طالب است.

516 ـ همين مضمون با سند ديگرى نيز از انس نقل شده است.

517 ـ عن عبدالله بن مليل قال: سمعت عليّاً يقول: قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: إنّه لم يكن نبيّ إلا قد أعطي سبعة رفقاء نجباء وزراء، وإني قد أعطيت أربعة عشر: حمزة وجعفر و عليّ وحسن وحسين وأبوبكر وعمر وعبدالله بن مسعود و اَبوذر والمقداد وحذيفة وعمّار، وسلمان وبلال.

عبدالله بن مليل گفت: شنيدم على مى گفت: پيامبر خدا فرمود: هيچ پيامبرى نيست مگر اينكه خداوند به او هفت نفر رفيق نجيب و وزير داده است ولى براى من چهارده نفر را داده: حمزه و جعفر و على و حسن و حسين و ابوبكر و عمر و عبدالله بن مسعود و ابوذر و مقداد و حذيفه و عمار و سلمان و بلال.

( 94 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

وَ اِنّى لَغَفّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحًا ثُمَّ اهْتَدى

همانا من بسيار آمرزنده ام براى كسى كه توبه كند و ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد آنگاه هدايت شود.

(سوره طه آيه 82)

518 ـ عن جابر الجعفي عن أبي جعفر في قوله تعالى: (ثمّ اهتدى) قال: إلى ولايتنا أهل البيت.

جابر جعفى درباره سخن خداوند: «ثم اهتدى» از ابوجعفر نقل مى كند كه گفت: به ولايت ما خاندان (هدايت مى شود)

519 ـ همين مضمون با سند ديگرى از جابر نقل شده است.

520 ـ عن ثابت البناني في قوله: (وإنّي لغفّار لمن تاب وآمن وعمل صالحاً ثم اهتدى) قال: إلى ولاية أهل بيته.

ثابت بنانى درباره سخن خداوند: «وانى لغفار لمن تاب و آمن و عمل صالحاً ثم اهتدى» گفت: به ولايت اهل بيت او.

521 ـ عن أبي جعفر محمد بن عليّ الباقر، عن أبيه عن جدّه قال: خرج رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم ذات يوم فقال: إنّ الله تعالى: يقول: (وإنّي لغفّار لمن تاب وآمن وعمل صالحاً ثم اهتدى) ثمّ قال لعلىّ بن ابى طالب: إلى ولايتك.

ابوجعفر از پدرانش از جدش نقل مى كند كه گفت: روزى رسول خدا بيرون آمد و فرمود: خد اوند مى فرمايد: «انى لغفار لمن تاب و عمل صالحا ثم اهتدى» آنگاه به علىّ بن ابى طالب گفت: به ولايت تو (هدايت مى شود).

522 ـ عن أبي ذرّ في قول الله تعالى: (وإنّي لغفّار لمن تاب) الآية، قال: لمن آمن بما جاء به محمد، وأدّى الفرائض (ثم اهتدى) قال: اهتدى إلى حبّ آل محمّد.

ابوذر درباره سخن خداوند: «انى لغفار لمن تاب» گفت: خداوند آمرزنده است

براى كسى كه به آنچه محمد آورده ايمان داشته باشد و واجبات را انجام دهد «ثم اهتدى» سپس به محبت آل محمد راه پيدا كند.

( 95 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرى فَاِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكًا وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى

و هر كس از ياد من رويگردان شود، همانا براى او زندگى تنگى است و او را در روز قيامت نابينا محشور مى كنيم.

(سوره طه آيه 124)

523 ـ عن عليّ عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله للمهاجرين والأنصار: أحبّوا عليّاً لحبّي وأكرموه لكرامتى، والله ما قلت لكم هذا من قبلي ولكنّ الله تعالى أمرني بذلك، ويا معشر العرب من أبغض علياً من بعدي حشره الله يوم القيامة أعمى ليس له حجّة.

علىّ بن ابى طالب(ع) گفت: رسول خدا به مهاجرين و انصار فرمود: على را به سبب محبت من دوست داشته باشيد و او را به خاطر گرامى داشت من گرامى بداريد، به خدا سوگند اين سخن را از پيش خود نمى گويم بلكه خداوند مرا به آن مأمور كرده است و اى گروه عرب، هر كس پس از من على را دشمن بدارد، خداوند او را در روز قيامت كور محشور مى كند و حجتى براى او نيست.

524 ـ عن جابربن عبدالله قال: خطبنا رسول الله(ص) فسمعته يقول: من أبغضنا أهل البيت حشره الله يوم القيامة يهودياً.

وهذا مختصر الحديث.

جابربن عبدالله گفت: پيامبر خدا براى ما خطبه خواند و شنيدم كه مى گفت:

هركس ماخاندان را دشمن بدارد، خداوند او را در روز قيامت يهودى محشور مى كند. و اين مختصر آن حديث بود.(7)

525 ـ عن ابن عبّاس في قول الله تعالى: (ومن أعرض عن ذكري فإنّ له معيشة ضنكاً، ونحشره يوم القيامة أعمى) أنّ من ترك ولاية عليّ أعماه الله واصمّه.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «ومن اعرض عن ذكرى فان له معيشة ضنكا و نحشره يوم القيامة اعمى» گفت: هر كس ولايت على را ترك نمايد، خداوند او را كور و كر مى كند.

( 96 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلوةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها

و خاندانت را به نماز فرمان بده و بر آن مقاومت كن.

(سوره طه آيه 132)

526 ـ قال أبوالحمراء خادم النبي صلى الله عليه وآله: لمّا نزلت هذه الآية: (وأمر أهلك بالصّلاة واصطبر ع