 أنزل عليه: (قل ربّ إما ترينّي ما يوعدون) قال جابر: سمعت النبي صلى الله عليه وآله وسلم يقول في حجّة الوداع وركبتي تمسّ ركبته وهو يقول: لا ترجعوا بعدي كفّاراً يضرب بعضكم رقاب بعض، أمالئن فعلتم لتعرفنّي في جانب الصف أقاتلكم مرّة أخرى. فغمزه جبرئيل فالتفت إليه فقال: يا محمّد أو علىّ. فأقبل علينا بوجهه فقال: أو عليّ.

جابر گفت: خداوند پيامبرش محمد را خبر داد كه امت او پس از او دچار فتنه خواهند شد سپس اين آيه نازل شد: «قل رب اما ترينى ما يوعدون» جابر گفت: از پيامبر شنيدم كه در حجة الوداع در حالى كه ران من به ران او چسبيده بود گفت: پس از من به حالت كفر برنگرديد به طورى كه بعضى از شما گردن بعضى ديگر را بزند. اگر چنين كنيد مرا در صفى خواهيد ديد كه بار ديگر با شما مى جنگد، پس جبرئيل او را فشار داد و گفت: اى محمد يا على را. پس صورت خود را به سوى ما برگردانيد و گفت: يا على را.

561 ـ 562 ـ همين مضمون با دو سند ديگر هم نقل شده است.

563 ـ عن جابر بن عبدالله قال: أخبر جبرئيل عليه السلام النبي صلى الله عليه وآله وسلم وقال له: انّ أمتك سيختلفون من بعدك، فأوحى الله إلى النبي (ص): (قل ربّ إمّا ترينّي ـ إلى قوله ـ الظالمين) قال: هم أصحاب الجمل، فقال ذلك النبي صلى الله عليه وآله، فأنزل الله: (وإنا على أن نريك ما نعدهم لقادرون) فلما نزلت هذه الآية جعل النبي صلى الله عليه وآله لا يشكّ أنّه سيرى ذلك، قال جابر: بينما أنا جالس إلى جنب النبي صلى الله عليه وآله وسلم وهو بمنى يخطب الناس فحمد الله وأثنى عليه و قال: أيّها الناس أليس قد بلغتكم؟ قالوا: بلى. قال: الا لا ألفينّكم ترجعون بعدي كفّاراً يضرب بعضكم رقاب بعض، أما لئن فعلتم ذلك لتعرّفني في كتيبة أضرب وجوهكم فيهابالسيف. فكأنه غمز من خلفه فالتفت ثم أقبل علينا فقال: أو علىّ بن ابى طالب. فأنزل الله عليه: (فإمّا نذهبنَّ بك فإنّا منهم منتقمون) (أو نرينّك الذي وعدناهم فإنّا عليهم مقتدرون) قال: وقعة الجمل.

جابر بن عبدالله گفت: جبرئيل به پيامبر خبر داد و گفت: امت تو پس از تو اختلاف خواهند كرد، پس خدا به او وحى كرد: «قل رب اما ترينى ـ تا ـ الظالمين» گفت: آنان اصحاب جمل هستند، پيامبر آن را گفت و خدا چنين نازل كرد: «وانا على ان نريك ما نعدهم لقادرون» وقتى اين آيه نازل شد، پيامبر شك نداشت كه به زودى آن را خواهد ديد.

جابر گفت: در آن هنگام كه در منى در كنار پيامبر نشسته بودم و او به مردم خطبه مى خواند، خدا را حمد و ثنا كرد و گفت: اى مردم آيا به شما نرساندم؟ گفتند: آرى. گفت: شما را چنين نيابم كه پس از من به كفر بر مى گرديد و بعضى از شما گردن بعضى ديگر را بزند، آگاه باشيد كه اگر چنين كنيد، مرا در لشكرى خواهيد ديد كه صورت هاى شما را با شمشير مى زنم. گويا كه از پشت، او را فشار دادند، سپس روى به سوى ما كرد و گفت: يا علىّ بن ابى طالب(ع) را. پس خداوند به او نازل كرد: «فاما نذهبن بك فانا منتقمون» «او نرينك الذى وعدنا هم فانّا عليهم مقتدرون» گفت: وقعه جمل.

( 107 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

فَاِذا نُفِخَ فِى الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذ وَ لا يَتَسآءَلُونَ

پس وقتى كه در صور دميده شد در آن روز هيچ پيوند خويشاوندى ميانشان نخواهد بود و آنان پرسيده نمى شوند.

(سوره مؤمنون آيه 101)

564 ـ عن عبدالله بن عبّاس قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم كلّ حسب ونسب يوم القيامة منقطع إلاّ حسبي ونسبي إن شئتم اقرأوا: «فإذا نفخ في الصور فلا أنساب بينهم يومئذ ولا يتساءلون».

عبدالله بن عباس گفت: پيامبر خدا فرمود: هر حسب و نسبى در روز قيامت قطع مى شود به جز حسب و نسب من، اگر خواستيد بخوانيد: «فاذا نفخ فى الصور فلا انساب بينهم يومئذ و لا يتسائلون»

( 108 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

اِنّى جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِما صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفآئِزُونَ

همانا من امروز آنان را به سبب شكيبايى شان پاداش دادم كه آنان همان رستگارانند.

(سوره مؤمنون آيه 111)

565 ـ عن عبد الله بن مسعود في قول الله تعالى: (انّي جزيتهم اليوم بما صبروا) يعني جزيتهم بالجنّة اليوم بصبر عليّ بن أبي طالب وفاطمة والحسن والحسين فى الدنيا على الطاعات وعلى الجوع والفقر وبما صبروا على المعاصي وصبروا على البلاء لله في الدنيا (انهم هم الفائزون) والناجون من الحساب.

عبدالله بن مسعود درباره سخن خداوند: «انّى جزيتهم اليوم بماصبروا» گفت: يعنى امروز بهشت را به آنان پاداش دادم به سبب صبر علىّ بن ابى طالب و فاطمه و حسن و حسين در دنيا بر طاعات و گرسنگى و فقر و صبرشان بر گناهان و صبرشان بر امتحان الهى در دنيا«انهم هم الفائزون» آنان نجات يافتگان از حساب هستند.

( 109 )

و از سوره نور نازل شده است:

فى بُيُوت أَذِنَ اللّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ* رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللّهِ وَ اِقامِ الصَّلوةِ وَ ايتآءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ

در خانه هايى كه خدا اجازه داده كه بلند شود و نام او در آنجا برده شود. هر صبح و شام در آن مردانى تسبيح مى گويند كه تجارت و دادوستد، آنها را از ياد خدا و اقامه نماز و پرداخت زكات باز نمى دارد، آنان از روزى كه دل ها و چشم ها در آن دگرگون مى شود، مى ترسند.

(سوره نور آيه 36)

566 ـ عن أبي برزة قال: قرأ رسول الله صلى الله عليه وآله: (في بيوت أذن الله أن ترفع و يُذكر) وقال: هي بيوت النبي. قيل: يا رسول الله أبيت عليّ وفاطمة منها؟ قال: من أفضلها.

ابوبرزه گفت: پيامبر خدا آين آيه را قرائت كرد: «فى بيوت اذن الله ان ترفع» و گفت: آن خانه هاى پيامبر است. گفته شد: آيا خانه على و فاطمه هم از آنهاست؟ گفت: از بهترين آنهاست.

567 ـ عن أنس بن مالك وعن بريدة قالا: قرأ رسول الله صلى الله عليه وآله هذه الآية: (في بيوت أذن الله أن ترفع ـ إلى قوله والأبصار) فقام رجل فقال: أيّ بيوت هذه يا رسول الله؟ فقال: بيوت الأنبياء. فقام إليه أبوبكر فقال: يا رسول الله هذا البيت منها؟ ـ لبيت عليّ وفاطمة ـ قال: نعم من أفضلها.

انس بن مالك و بريده گفتند: پيامبر اين آيه را قرائت كرد: «فى بيوت اذن الله ان ترفع ـ تا ـ والابصار» مردى بلند شد و گفت: يا رسول الله اينها كدام خانه ها هستند؟ فرمود: خانه هاى پيامبران. ابوبكر بلند شد و گفت: يا رسول الله خانه على و فاطمه هم از آنهاست؟ فرمود: آرى از بهترين آنهاست.

568 ـ همين مضمون با سند ديگرى نيز از انس و بريده نقل شده است.

( 110 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

وَ مَنْ يُطِعِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفآئِزُونَ

و هر كس خدا و پيامبر او را اطاعت كند و از خدا بترسد و پروا نمايد آنان همان نجات يافتگان هستند.

(سوره نورآيه 52)

569 ـ عن ابن عبّاس في قول الله تعالى: (ومن يطع الله ورسوله ويخش الله) فيما سلف من ذنوبه «ويتّقه» ـ فيما بقي ـ «ف