ر گفت:از جعفر بن محمد الصادق شنيديم كه گفت: پيامبر خدا به على و حسن و حسين نگاه كرد وگريست و گفت: شما مستضعفانِ پس از من هستيد. مفضل مى گويد: به او گفتم اى پسر پيامبر معناى اين سخن چيست؟ گفت: معنايش اين است كه شما امامان پس از من هستيد، چون خداوند مى فرمايد: «و نريد ان نمنّ على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين» اين آيه تا روز قيامت درباره ما جريان دارد.

590 ـ عن ربيعة بن ناجد، قال: قال عليّ: ليعطفنّ علينا الدنيا عطف الضروس على ولدها. ثم قرأ (ونريد أن نمنّ على الذين استضعفوا في الأرض)

ربيعة بن ناجذ گفت: علىّ بن ابى طالب گفت: دنيا بر ما روى مى آورد مانند روى آوردن ماده شتر بر بچه اش، آنگاه قرائت كرد: «و نريد ان نمنّ على الذين استضعفوا فى الارض».

591 ـ عن حنش عن عليّ قال: من أراد أن يسأل عن أمرنا و أمر القوم فإنّا و أشياعنا يوم خلق الله السماوات والأرض على سنّة موسى و أشياعه و إنّ عدوّنا يوم خلق السماوات والأرض على سنّة فرعون و أشياعه; فليقرأ هؤلاء الآية: (إنّ فرعون علا في الأرض). (ونريد أن نمنّ على الذين استضعفوا ـ إلى قوله: ـ يحذرون. فأقسم بالذي فلق الحبّة; وبرأ النسمة وأنزل الكتاب على موسى صدقاً وعدلاً; ليعطفنّ عليكم هؤلاء الآيات عطف الضّروس على ولدها.

حنش از على نقل مى كند كه گفت: هر كس بخواهد از امر ما و اين قوم بپرسد، ما و پيروان ما از روزى كه خداوند آسمان ها و زمين را آفريد، بر سنّت موسى و پيروان او هستيم و دشمنان ما از روزى كه خداوند آسمان ها و زمين را آفريده بر سنت فرعون و پيروان او هستند، اينان آيه: «ان فرعون علا» «و نريدان نمّن على الذين استضعفوا» را بخوانند، سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد و كتاب را براساس راستى و عدل بر موسى فرستاد، اين آيات بر شما روى خواهد آورد مانند روى آوردن ماده شتر به بچه خود.

593 ـ عن أبي صادق قال: قال عليّ: هي لنا ـ أو فينا ـ هذه الآية: (ونريد أن نمنّ على الذين استضعفوا في الأرض ونجعلهم أئمة ونجعلهم الوارثين).

ابوصادق از على نقل مى كند كه گفت: اين آيه: «و نريد ان نمنّ على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين» براى ما يا درباره ما نازل شده است.

594 ـ اين مضمون با سند ديگرى نيز نقل شده است.

595 ـ مضمون حديث 590 به طريق ديگرى نيز نقل شده است.

596 ـ عن جابربن عبدالله قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: يا بني هاشم أنتم المستضعفون المقهورون المستذلّون بعدي.

جابر بن عبدالله گفت: پيامبر خدا فرمود: اى بنى هاشم شما مستضعفان و ستمديدگان و خوارشدگان پس از من هستيد.

597 ـ عن فاطمة بنت الحسين، عن أبيها الحسين بن عليّ عليهم السلام قال: نحن المستضعفون، ونحن المقهورون، ونحن عترة رسول الله فمن نصرنا فرسول الله نصر، ومن خذلنا فرسول الله خذل، ونحن وأعداؤنا نجتمع (يوم تجد كلّ نفس ما عملت من خير محضراً).

حسين بن على گفت: ما مستضعفان و ستمديدگان هستيم و ما عترت پيامبر خدا هستيم، پس هر كس ما را يارى كند رسول خدا را يارى كرده است و هر كس ما را خوار سازد رسول خدا را خوار كرده است و ما و دشمنان ما (در روز قيامت) به هم خواهيم رسيد: «يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضرا» روزى كه هر نفسى هر خوبى كه كرده است حاضر خواهد يافت.

( 119 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخيكَ

به زودى بازويت با برادرت نيرومند خواهيم كرد.

(سوره قصص آيه 35)

598 ـ عن أنس عن النبي صلى الله عليه وآله وسلم قال: بعث النبي مصدّقاً إلى قوم فعدوا على المصدّق فقتلوه فبلغ ذلك النبي صلى الله عليه وآله وسلم فبعث علياً فقتل المقاتلة وسبى الذرية، فبلغ ذلك النبي صلى الله عليه وآله وسلم فسره; فلما بلغ عليّ أدنى المدينة تلقّاه رسول الله صلى الله عليه وآله فاعتنقه وقبّل بين عينيه وقال: بأبي أنت وأمي من شدّ الله عضدي به كما شدّ عضد موسى بهارون.

انس از پيامبر نقل مى كند كه پيامبر مبلّغى را به سوى قومى فرستاد و آنان آن مبلّغ را كشتند، اين خبر به پيامبر رسيد، على را براى جنگ با آن قوم فرستاد و او جنگجويان آنها را كشت و فرزندنشان را اسير كرد، چون على به نزديكى مدينه رسيد، پيامبر به ملاقات او رفت و با او معانقه كرد و ميان دو چشم او را بوسيد و گفت: پدر و مادرم فداى تو باد كه خداوند بازوى مرا به وسيله تو نيرومند كرد همانگونه كه بازوى موسى را به وسيله هارون قوت داد.

( 120 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

أَفَمَنْ وَعَدْناهُ وَعْدًا حَسَنًا فَهُوَ لاقيهِ كَمَنْ مَتَّعْناهُ مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنَ الْمُحْضَرينَ

آيا كسى كه به او وعده نيكو داديم و به آن خواهد رسيد، همانند كسى است كه به او متاع زندگى دنيا داده ايم؟ سپس او در روز قيامت از احضار شدگان خواهد بود.

(سوره قصص آيه61)

599 ـ عن مجاهد في قوله تعالى: (أفمن وعدناه وعداً حسناً فهو لاقيه) قال: نزلت في علي وحمزة وأبي جهل.

مجاهد درباره سخن خداوند: «افمن و عدناه و عدا حسنا فهو لاقيه» گفت: درباره على و حمزه و ابوجهل نازل شده است.

شعبه مى گويد: از سدى پرسيدم، گفت: درباره آنهاست.

600 ـ اين مضمون با طريق ديگرى هم نقل شده است.

601 ـ عن عبدالله بن عباس في قول الله تعالى: (أفمن وعدناه) قال: نزلت في حمزة وجعفر وعلي، وذلك إن الله وعدهم في الدنيا الجنة على لسان نبيه صلى الله عليه وآله وسلم فهاؤلاء يلقون ما وعدهم الله في الآخرة، ثم قال: (كمن متّعناه متاع الحياة الدنيا) وهو أبو جهل بن هشام (ثم هو يوم القيامة من المحضرين) يقول: من المعذبين.

عبدالله بن عباس راجع به سخن خداوند: «افمن وعدناه» گفت: درباره على و حمزه و جعفر نازل شده به اين صورت كه خداوند در دنيا از زبان پيامبر خود به آنان وعده بهشت داد و اينان در آخرت به آنچه خداوند وعده كرده، خواهند رسيد.سپس فرمود: «كمن متعناه متاع الحيوة الدنيا» او ابوجهل بن هشام است «ثم هو يوم القيامة من المحضرين» گفت: از معذبان خواهد بود.

( 121 )

و از سوره عنكبوت نازل شده است:

الم أَحَسِبَ النّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ

آيا مردم گمان دارند كه رها مى شوند به اينكه بگويند ايمان آورديم و آنان امتحان نمى شوند؟.

(سوره عنكبوت آيه 1)

602 ـ عن الحسين بن عليّ، عن عليّ عليهم السلام قال: لمّا نزلت (آلم أحسب الناس) الآية، قلت: يا رسول الله ما هذه الفتنة؟ قال: يا علي إنك مبتلى و مبتلى بك.

حسين بن على از على نقل مى كند كه گفت: چون آيه: «الم احسب الناس» نازل شد، گفتم: يا رسول الله اين امتحان چيست؟ فرمود: تو امتحان مى شوى و به وسيله تو امتحان مى شوند.

603 ـ عن أبي معاذ البصري قال: لما افتتح علىّ بن ابى طالب البصرة صلى بالناس الظهر; ثم التفت إليهم فقال: سلوا. فقام عبّاد بن قيس قال: فحدثنا عن الفتنة هل سألت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم عنها؟ قال: نعم لمّا أنزل الله (آلم أحسب الناس أن يتركوا) إلى قوله تعالى: (الكا