بين) جثوت بين يدي النبي صلى الله عليه وآله وسلم فقلت: بأبي أنت وأمي فما هذه الفتنة التي تصيب أمتك من بعدك؟ قال: سل عما بدا لك فقلت: يا رسول الله على ما أجاهد من بعدك؟ قال: على الاحداث يا علي فقلت: يا رسول الله صلى فبيّنها لي. قال: كلّ شيء يخالف القرآن وسنتي.

ابومعاذ بصرى گفت: چون علىّ بن ابى طالب(ع) بصره را فتح كرد نماز ظهر را با مردم خواند، آنگاه به سوى آنان توجه نمود و گفت: بپرسيد. عبّادبن قيس بلند شد و گفت: به ما از فتنه خبر بده، آيا از پيامبر خدا راجع به آن پرسيده اى؟ فرمود: آرى، چون آيه: «الم احسب الناس ان يتركوا ـ تا ـ الكاذبين» نازل شد، مقابل پيامبر خدا نشستم و گفتم پدر و مادرم فداى تو اين فتنه (آزمايش) كه به امت تو پس از تو خواهد رسيد چيست؟ فرمود: بپرس از آنچه براى تو پيش آمده است، گفتم: يا رسول الله پس از تو در برابر چه چيزى جهاد كنم؟ فرمود: در برابر حادثه ها يا على. گفتم: يا رسول الله آن حادثه ها را براى من بيان كن، فرمود: هر چيزى كه مخالف قرآن و سنت من باشد.

( 122 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

أَمْ حَسِبَ الَّذينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ أَنْ يَسْبِقُونا سآءَ ما يَحْكُمُونَ مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقآءَ اللّهِ فَاِنَّ أَجَلَ اللّهِ لَآت وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ وَ مَنْ جاهَدَ فَاِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِه اِنَّ اللّهَ لَغَنِىٌّ عَنِ الْعالَمينَ

آيا كسانى كه اعمال بد انجام مى دهند، گمان كردند كه بر ما چيره خواهند شد؟ چه بد داورى مى كنند، كسى كه به ملاقات خدا اميدوار است (بايد اطاعت كند) چون سرآمدى كه خدا تعيين كرده خواهد رسيد و او شنوا و داناست، و كسى كه جهاد مى كند براى خدا جهاد مى كند همانا خداوند از جهانيان بى نياز است.

(سوره عنكبوت آيات 4 ـ 8)

604 ـ عن ابن عباس في قوله تعالى: (أم حسب الذين يعملون السيّئآت) قال: نزلت في عتبة وشيبة والوليد بن عتبة، وهم الذين بارزوا علياً وحمزة وعبيدة. وفي قوله تعالى: (من كان يرجو لقاء الله فإنّ أجل الله لآت وهو السميع العليم، ومن جاهد فإنمّا يجاهد لنفسه) قال: نزلت في عليّ وصاحبيه حمزة وعبيدة.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «ام حسب الذين يعملون السيئات» گفت: راجع به عتبه و شيبه و وليدبن عتبه نازل شده كه با على و حمزه و عبيده مبارزه كردند. و اين سخن خداوند: «من كان يرجو لقاءالله فان اجل الله لات و هو السميع العليم و من جاهد فانمّا يجاهد لنفسه» راجع به على و دو يار او حمزه و عبيده است.

605 ـ عن ابن عبّاس في قوله تعالى: (والذين آمنوا و عملوا الصالحات قال: يعني عليّاً وعبيدة وحمزة (لنكفّرنّ عنهم سيئاتهم) يعني ذنوبهم (ولنجزينّهم ـ من الثواب في الثواب في الجنّة ـ أحسن الذي كانوا يعملون) في الدنيا.

ابن عباس گفت: «و الذين آمنوا و عملواالصالحات» يعنى على و عبيدة و حمزه «لنكفّرنّ عنهم سيئاتهم» يعنى گناهانشان را مى بخشيم «و لنجزينهم احسن الذى كانوا يعملون» يعنى در برابر كارهايى كه در دنيا انجام داده اند در بهشت ثواب مى دهيم.

( 123 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا

و كسانى كه در راه ما جهاد كردند به راه هاى خود هدايت مى كنيم.

(سوره عنكبوت آيه 69)

606 ـ عن أبي جعفر في قوله تعالى: (والذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا) قال: فينا نزلت.

ابوجعفر درباره سخن خداوند: «والذين جاهدوا فينا» گفت: درباره ما نازل شده است.

607 ـ اين مضمون با سند ديگرى نيز نقل شده است.

( 124 )

و از سوره روم نازل شده است:

فَاتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ ذلِكَ خَيْرٌ لِلَّذينَ يُريدُونَ وَجْهَ اللّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

و به خويشاوند حق او را بده و به مسكين و درمانده در راه.اين براى كسانى كه تقرب به خدا را مى خواهند، بهتر است وآنان همان رستگارانند.

(سوره روم آيه 38)

608 ـ عن ابن عبّاس قال: لمّا أنزل الله (وآت ذا القربى حقّه) دعا رسول الله صلى الله عليه وآله فاطمة وأعطاها فدكاً وذلك لصلة القرابة. (والمسكين): الطّوّاف الذي يسألك، يقول: أطعمه. (وابن السبيل) وهو الضّيف، حثّ على ضيافته ثلاثة أيّام، وإنّك يا محمد إذا فعلت هذا فافعله لوجه الله (وأولئك هم المفلحون) يعني أنت ومن فعل هذا من الناجين في الآخرة من النار الفائزين بالجنة.

ابن عباس گفت: چون آيه: «آت ذا القربى حقه» نازل شد، پيامبر خدا فاطمه را خواند وفدك را به او داد و اين به سبب پيوند خويشاوندى بود. و منظور از «مسكين»

دوره گردى است كه از تو سؤال مى كند، مى گويد: او را طعام بده. و «ابن السبيل» همان مهمان است، سه روز از او پذيرائى كن و تو اى محمد اگر چنين كردى آن را براى خدا انجام بده «و اولئك هم المفلحون» يعنى تو و هر كس كه چنين كند در آخرت از نجات يافته گان از آتش و وارد شدگان در بهشت خواهد بود.

( 125 )

و نيز از سوره لقمان نازل شده است:

وَ مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ اِلَى اللّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقىوَ اِلَى اللّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ

و هر كس روى خود را به سوى خدا آورد در حالى كه از نيكوكاران است، همانا به ريسمان محكمى چنگ زده است وپايان كارها به سوى خداوند است.

(سوره لقمان آيه 22)

609 ـ عن أنس بن مالك في قوله تعالى: (ومن يسلم وجهه إلى الله) قال: نزلت في علىّ بن ابى طالب; كان أوّل من أخلص لله الإيمان، وجعل نفسه وعلمه لله. (وهو محسن) يقول: مؤمن مطيع (فقد استمسك بالعروة الوثقى) هي قول: لا إله إلا الله (وإلى الله ترجع الأمور).

انس بن مالك راجع به سخن خداوند: «و من يسلم وجهه الى الله» گفت: درباره علىّ بن ابى طالب(ع) نازل شده است، او نخستين كسى بود كه ايمان را براى خدا خالص گردانيد و خود و علم خود را در راه خدا قرار داد «و هو محسن» يعنى مؤمن فرمانبردار «فقد استمسك بالعروة الوثقى» آن گفتن لا اله الاّ الله است «والى الله ترجع الامور»

( 126 )

و نيز از سوره سجده نازل شده است:

أَفَمَنْ كانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كانَ فاسِقًا لا يَسْتَوُونَ

آيا كسى كه مؤمن است مانند كسى است كه فاسق است؟ آنان مساوى نيستند.

(سوره سجده آيه 18)

610 ـ عن ابن عبّاس قال: نزلت: (أفمن كان مؤمناً كمن كان فاسقاً لايستوون) يعني بالمؤمن علياً وبالفاسق الوليد بن عقبة.

ابن عباس گفت: آيه: «افمن كان مؤمنا كمن كان فاسقا لايستوون» منظور از مؤمن على ومنظور از فاسق وليدبن عقبه است.

611 ـ عن ابن عبّاس قال: انتدب عليّ والوليد بن عقبة فقال الوليد لعلى:انا احدّ منك سنانا واسلط منك لساناً و املأ منك حشوا فى الكتيبة.فقال له عليّ: اسكت يا فاسق فأنزل الله تعالى هذه الآية.

ابن عباس گفت: على و وليدبن عقبه با همديگر به گفتگو پرداختند، وليد به على گفت: نيزه من تيزتر از تو و زبان من گوياتر از توست و در لشكر بيشتر از تو جا را پر مى كنم. على به او گفت: ساكت باش اى فاسق، پس خدا اين آيه را نازل كرد.

611 ـ 612 ـ اين مضمون با چند سند ديگر نيز نقل شده است.

613 ـ عن ابن عباس قا