د، پليدى را از آنان بردار و آنان را پاكيزه كن، ام سلمه مى گويد: گفتم يا رسول الله مرا هم در ميان آنان جاى ده، گفت: در جاى خود باش و تو بر خير هستى.

755 ـ همين مضمون با سند ديگر نيز نقل شده است.

756 ـ عن حكيم بن سعد، عن أم سلمة في هذه الآية: (إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت) قالت: إنّها نزلت في رسول الله وعلي وفاطمة والحسن والحسين عليهم السلام.

حكيم بن سعيد از ام سلمه درباره اين آيه: «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت» نقل مى كند كه گفت: آن راجع به رسول خدا و على و فاطمه و حسن و حسين نازل شده است.

757 ـ عن عمرة بنت أفعى، عن أمّ سلمة قالت: نزلت هذه الآية في بيتي: (إنّما يريد الله) وفي البيت سبعة جبرئيل و ميكائيل و رسول الله وعليّ وفاطمة والحسن والحسين، وأنا على باب البيت فقلت: يا رسول الله: ألست من أهل البيت؟! فقال: إنّك إلى خير اءنّك من أزواج النبي. وما قال: إنّك من أهل البيت.

عمره دختر افعى از ام سلمه نقل مى كند كه گفت: اين آيه «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس» در خانه من نازل شد و در آن خانه هفت نفر بودند، جبرئيل و ميكائيل و پيامبر و على و فاطمه و حسن و حسين، و من هم بر در خانه بودم، پس گفتم: يا رسول الله آيا من از اهل بيت نيستم؟ فرمود: تو بر خير هستى و تو از همسران پيامبر هستى و نگفت كه تو از اهل بيت هستى.

758 ـ امّ سلمة تقول: أنّ النبي كان في بيتي على منامة و عليها كساء خيبري فأتته فاطمة بقدر لها فيه خزيرة وقد صنعته، فقال لها: ادعي لي بعلك. فدعت علياً واجتمع النبي صلى الله عليه وآله، وعلي وحسن وحسين وفاطمة، فأصابوا من ذلك الطعام، قالت أم سلمة: وأنا في الحجرة أصلّي فنزلت هذه الآية: (إنما يريد الله) فأخذ فضل الكساء فغشّاهم الكساء جميعاً وهو معهم ثم أخرج احدى يديه وألوى بإصبعه إلى السماء، ثم قال: هؤلاء أهل بيتي وحامّتي فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيراً. قالت أم سلمة: فأدخلت رأسي في البيت فقلت: يا رسول الله وأنا معكم؟ قال: أنت إلى خير; إنّك على خير.

ام سلمه گفت: پيامبر در خانه من بر منامه بود و عبايى خيبرى بر تن داشت، پس فاطمه با ديكى كه در آن حريره بود آمد و او آن را درست كرده بود. پيامبر به او گفت: شوهرت را نزد من بخوان و او على را خواند و پيامبر و على و حسن و حسين و فاطمه در آنجا جمع شدند و از اين طعام خوردند، ام سلمه مى گويد: و من در حجره بودم و نماز مى خواندم، پس اين آيه نازل شد: «انما يريد الله» پيامبر اضافه عبا را گرفت و همه آنها را با عبا پوشانيد و خود او هم با آنان بود، سپس يكى از دست هاى خود را بيرون آورد و به آسمان اشاره كرد، آنگاه گفت: اينان اهل بيت من و خاندان من هستند، پس پليدى را از آنان ببر و آنان را پاكيزه كن. گفتم: يا رسول الله آيا من هم با شما هستم؟ فرمود: تو بر خير هستى، تو بر خير هستى.

759 ـ 761 ـ همين مضمون با چند سند ديگر و گاهى با اندك تغييرى نيز از ام سلمه نقل شده است.

762 ـ 763 ـ مضمون حديث 757 با دو سند ديگر نيز نقل شده است.

764 ـ عن ابى معاوية البجلى، عن عمرة الهمداية أنّها دخلت على أمّ سلمة زوج النبي وقالت: يا أمّتاه ألا تخبريني عن هذا الرجل الذي قتل بين أظهرنا فمحبّ و مبغض له. قالت لها أم سلمة: أتحبينه؟ قالت: لا أحبّه ولا أبغضه ـ تريد علي بن أبي طالب ـ فقالت لها أم سلمة: أنزل الله تعالى: (إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيراً) ومافي البيت إلا جبرئيل ورسول الله وعلي وفاطمة والحسن والحسين وأنا، فقلت: يا رسول الله أنا من أهل البيت؟ فقال رسول الله: أنت من صالح نسائي .فلو كان قال: نعم كان أحبّ إليّ مما تطلع عليه الشمس وتغرب.

ابومعاويه بجلى گفت: عمره همدانى بر ام سلمه همسر پيامبر وارد شد و گفت: اى مادر آيا به من درباره اين مردى كه در ميان ما كشته شد خبر نمى دهى؟ چون بعضى ها او را دوست دارند و بعضى ها دشمن او هستند. ام سلمه به او گفت: آيا تو او را دوست دارى؟ گفت: نه دوست دارم و نه دشمن او هستم (منظور علىّ بن ابى طالب(ع) بود) ام سلمه به او گفت: خداوند نازل كرده: «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا» و اين در حالى بود كه در خانه جز جبرئيل و پيامبر خدا و على و فاطمه و حسن و حسين و من كس ديگرى نبود و من به پيامبر گفتم: يا رسول الله آيا من هم از اهل بيت هستم؟ پيامبر فرمود: تو از نيكان زنان من هستى. اگر مى گفت: آرى، براى من دوست داشتنى تر از همه آن چيزهايى بود كه خورشيد بر آنها طلوع و غروب مى كند.

765 ـ عن ام سلمة قالت:اتى رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم منزلى فقال لى: لاتأذنى لاحد علىّ.فجاءت فاطمة فلم استطع ان احجبها عن ابيها،ثم جاء الحسن فلم استطع ان احجبه عن أمه وجدّه، ثمّجاء الحسين فلم أستطع أن أحجبه عن أمّه وجدّه وأخيه ثمّ جاء عليّ فلم أستطع أن أحجبه عن زوجته وابنيه، قالت: فجمعهم رسول الله حوله و تحته كساء خيبرى فجلّلهم رسول الله جميعا ثمّ قال: اللهم هؤلاء اهل بيتى فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا. فقلت: يا رسول الله وأنا معهم؟ فوالله ما قال: وأنت معهم ولكنّه قال: إنّك على خير، وإلى خير. فنزلت عليه: (إنّما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيراً).

ام سلمه گفت: پيامبر به منزل من آمد و به من گفت: كسى را اجازه ورود بر من مده، پس فاطمه آمد و نتوانستم او را از پدرش منع كنم، سپس حسن آمد و نتوانستم او را از مادر و جدش منع كنم، سپس حسين آمد و نتوانستم او را از مادر و جد و برادرش منع كنم سپس على آمد و نتوانستم او را از همسر و دو فرزندش منع كنم. مى گويد: پيامبر خدا همه آنها را دور خود جمع كرد و عباى خيبرى زير او بود پس آنها را با آن عبا پوشانيد آنگاه گفت: خدايا اينان اهل بيت من هستند، پس پليدى را از آنان ببر و آنان را پاك كن. گفتم: يا رسول الله آيا من هم از آنان هستم؟ به خدا سوگند: نفرمود كه تو هم از آنان هستى بلكه گفت: تو بر خير و به سوى خير هستى و اين آيه بر او نازل شد: «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا»

766 ـ عن أبي سعيد الخدري عن النبي صلى الله عليه وآله وسلم قال حين نزلت (وأمر أهلك بالصلاة) 132 / طه. كان النبي يجيء إلى باب عليّ صلاة الغداة ثمانية أشهر; يقول: الصلاة رحمكم الله (إنّما يريد الله ليذهب عنكم الرجس)

ابوسعيد خدرى گفت: وقتى كه اين آيه نازل شد: «وامر اهلك بالصلوة = و خاندان خود را به نماز امر كن»(21) پيامبر خدا هشت ماه در نماز صبح به در خانه على مى آمد و مى گفت: نماز، خدا شما را رحمت كند «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا»

767 ـ عن أبي سعيد الخدري قال: نزلت هذه الآية في نبي الله وعلي وفاطمة والحسنوالحسين عليهم السلام.

ابو سعيد گفت: اين آيه «انما يريد الله» درباره پيامبر خدا و على و فاطمه و حسن و حسين نازل شد.

768 ـ عن أبي سعيد، قال: لمّا نزلت الآية: (إنّما يريد الله) في نبي الله وعليّ وفاطمة والحسن والحسين جلّلهم رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم بكساء خيبرى فقال: اللهمّ هؤلاء 