أهل بيتي فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيراً. وأمّ سلمة على باب البيت فقالت: وأنا؟ قال: وأنت إلى خير.

ابوسعيد گفت: چون اين آيه «انما يريد الله» درباره پيامبر خدا و على و فاطمه و حسن و حسين نازل شد، پيامبر آنان را با عباى خيبرى پوشانيد و گفت: خدايا اينان اهل بيت من هستند، پس پليدى را از آنان ببر و آنان را پاكيزه كن. ام سلمه بر در خانه بود و گفت: و من؟ پيامبر گفت: تو بر خير هستى.

769 ـ عن أبي سعيد قال: قال رسول الله: نزلت هذه الآية في خمسة: فيّ وفي علي وحسن و حسين وفاطمة (إنّما يريد الله) الآية.

ابوسعيد گفت: پيامبر فرمود: اين آيه درباره پنج نفر نازل شد، من و على و حسن و حسين و فاطمه «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت»

770 ـ همين مضمون با سند ديگرى نيز نقل شده است.

771 ـ أبا الحمراء يقول: حفظت من رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم سبعة أشهر ـ أو ثمانية ـ يجيء عند وقت كلّ صلاة إلى باب فاطمة وحسن و حسين فيقول: الصلاة يرحكم الله (إنما يريد الله) الآية.

ابوالحمراء گفت: از پيامبر هفت يا هشت ماه مراقبت كردم، وقت هر نمازى به در خانه فاطمه و حسن و حسين مى آمد و مى گفت: نماز، خدا شما را رحمت كند «انما يريد الله»

772 ـ عن أبي الحمراء قال: رابطت المدينة سبعة أشهر مع رسول الله كيوم واحد، فسمعت النبي صلى الله عليه وآله وسلم إذا طلع الفجر جاء إلى باب عليّ وفاطمة فقال: الصلاة ثلاثاً: (إنّما يريد الله) الآية.

ابوالحمراء گفت: هفت ماه در مدينه نگهبانى رسول خدا را به عهده داشتم كه چون يك روز بود، شنيدم كه در هر طلوع فجرى پيامبر به در خانه على و فاطمه مى آمد و سه بار مى گفت: نماز «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت»

773 ـ عن أنس إن رسول الله كان يمرّ ببيت فاطمة بعد أن بنى بها عليّ ستة أشهر فيقول: الصلاة (إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت) الآية.

انس بن مالك گفت: پس از ازدواج على و فاطمه، پيامبر تا شش ماه از كنار خانه فاطمه مى گذشت و مى گفت: نماز «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت»

774 ـ عن أبي سعيد الخدري قال: نزلت هذه الآية (إنّما يريد الله) في النبي وفاطمة والحسن والحسين وعلي فألقى عليهم الكساء وقال: اللهم هؤلاء أهل بيتي فاذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيراً.

ابوسعيد خدرى گفت: آيه: «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت» درباره پيامبر و فاطمه و حسن و حسين و على نازل شد، پيامبر عبايى بر روى آنان انداخت و گفت: خدايا اينان اهل بيت من هستند، پس پليدى را از آنان ببر و آنان را پاكيزه كن.

( 131 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

اِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللّهُ فِى الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذابًا مُهيناً وَ الَّذينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتانًا وَ اِثْمًا مُبينًا

همانا كسانى كه خدا و پيامبر او را اذيت مى كنند، خدا در دنيا و آخرت به آنان لعنت مى كند و براى آنان عذابى دردناك آماده كرده است. و كسانى كه مؤمنين و مؤمنات را بى آنكه كارى انجام داده باشند اذيت مى كنند، بهتان و گناه آشكارى را متحمل مى شوند.

(سوره احزاب آيات 57 ـ 58)

775 ـ عن مقاتل بن سليمان البلخي بتفسيره وفيه: (والذين يؤذون المؤمنين والمؤمنات بغير ما اكتسبوا ـ يعني بغير جرم ـ فقد احتملوا بهتاناً ـ وهو ما لم يكن ـ إثماً مبيناً) يعني بيّناً، يقال: نزلت في عليّ بن أبي طالب، وذلك إنّ نفراً من المنافقين كانوا يؤذونه ويكذبون عليه، وإنّ عمر بن الخطاب في خلافته قال لأبي بن كعب: إنّي قرأت هذه الآية فوقعت منّي كلّ موقع، والله إنّي لأضربهم وأعاقبهم. فقال له أبيّ: إنّك لست منهم إنّك مؤدّب معلّم.

فإن ثبت النزول فيه خاصّة فقد ثبت، وإلا فالآية متناولة له بالاخبار المتظاهرة عن النبي صلى الله عليه وآله وسلم على الخصوص، منها الحديث المسلسل، وفي بعض رواياته: (من آذى شعرة منك) فهو خاصّ له ـ وفي بعضها: (شعرة مني) وهي متناولة له لقوله صلى الله عليه وآله وسلم في عِدّة أخبار: (أنت مني وأنا منك) ومنها رواية عمر وجابر وسعد وأم سلمة وابن عباس وأبي هريرة وأبي سعيد وعمروبن شاس.

مقاتل بن سليمان بلخى در تفسير خود گفت: «والذين يؤذون المؤمنين والمؤمنات بغير ما اكتسبوا» يعنى بدون اينكه گناهى از آنان سرزند. آنان را اذيت مى كنند «فقد احتملوا بهتانا» يعنى آنچه واقع نشده است «واثما مبينا» گناهى آشكار. گفته شده كه اين آيه درباره علىّ بن ابى طالب(ع) نازل شده است و اين زمانى بود كه جمعى از منافقان او را اذيت مى كردند و بر او دروغ مى بستند. عمر بن خطاب در زمان خلافت خود به ابىّ بن كعب گفت: من اين آيه را خواندم و در من تأثير كلى گذاشت، به خدا سوگند آنان را خواهم زد و شكنجه خواهم كرد. پس ابىّ به او گفت: تو از آنان نيستى و تو تعليم دهنده ادب و علم هستى.

اگر ثابت شود كه اين آيه در خصوص على است، كه ثابت شده وگرنه اين آيه با توجه به اخبار بسيارى كه از پيامبر رسيده، شامل على هم مى شود. از جمله آن اخبار حديث مسلسلى است كه در برخى از روايات آن آمده: «هر كس مويى از تو را اذيت كند» كه در اين صورت مخصوص على مى شود، و در بعضى از روايات آمده: «مويى از مرا» اين تعبير نيز شامل او مى شود، چون پيامبر در چندين خبر گفته است: «تو از منى و من از تو هستم» از جمله اين روايات، روايت هاى عمر و جابر و سعد و ام سلمه و ابن عباس و ابوهريره و ابوسعيد و عمروبن شاس است.

776 ـ قال علي بن أبي طالب وهو أخذ بشعره، قال: حدّثني رسول الله وهو أخذ بشعره فقال: من آذى شعرة منك فقد آذاني ومن آذاني فقد آذى الله، ومن آذى الله فعليه لعنة الله.

علىّ بن ابى طالب(ع) در حالى كه موى خود را گرفته بود گفت: پيامبر در حالى كه موى خود را گرفته بود فرمود: هر كس به مويى از تو اذيت كند، مرا اذيت كرده است و هر كس مرا اذيت كند، خدا را اذيت كرده و هر كس خدا را اذيت كند، لعنت خدا بر اوست.

777 ـ عن جابر قال: سمعت النبي صلى الله عليه وآله وسلم يقول لعلي: من آذاك فقد آذاني.

جابر گفت: از پيامبر شنيدم كه به على مى گفت: هر كس تو را بيازارد مرا آزرده است.

778 ـ عن أم سلمة زوج النبي صلى الله عليه وآله وسلم قالت: قد سمعت رسول الله يقول لعلي بن أبي طالب: انت اخي وحبيبي من آذاك فقد آذاني.

ام سلمه همسر پيامبر گفت: از رسول خدا شنيدم كه علىّ بن ابى طالب(ع) مى گفت: تو برادر من و دوست من هستى، هر كس تو را بيازارد مرا آزرده است.

( 132 )

و از طوره فاطر نازل شده است:

اِنَّما يَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَمآءُ

همانا از خدا، دانشمندان از بندگان او مى ترسند.

(سوره فاطر آيه 27)

779 ـ عن ابن عباس في قوله تعالى: (انما يخشى الله من عباده العلماء) قال: يعني عليّاً كان يخشى الله ويراقبه.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «انما يخشى الله من عباده العلماء» گفت: منظور على است كه از خدا مى ترسيد و او را مراقب خود مى دانست.

780 ـ عن ابن عباس قال: في قوله ت