عالى: (إنما يخشى الله من عباده العلماء) العلماء بالله الذين يخافونه عزوجل.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «انما يخشى الله من عباده العلماء» گفت: دانشمندان الهى كسانى هستند كه از خدا مى ترسند.

( 133 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

وَ ما يَسْتَوِى الْأَعْمى وَ الْبَصيرُ وَ لاَ الظُّلُماتُ وَ لاَ النُّورُ وَ لاَ الظِّلُّ وَ لاَ الْحَرُورُ وَ ما يَسْتَوِى الْأَحْيآءُ وَ لاَ الْأَمْواتُ

كور و بينا مساوى نيستند و نه تاريكى ها و نور و نه سايه و گرماى آفتاب و زندگان و مردگان نيز مساوى نيستند.

(سوره فاطر آيات 19 ـ 20)

781 ـ عن ابن عباس في قوله الله تعالى: (وما يستوي الأعمى) قال: أبو جهل ابن هشام «والبصير» قال: عليّ بن أبي طالب، ثم قال: ولا الظلمات» يعني أبوجهل المظلم قلبه بالشرك «ولا النور» يعني قلب علي المملوء من النور، ثم قال: «ولا الظل» يعني بذلك مستقر علي في الجنة «ولا الحرور» يعنى به مستقر أبي جهل في جهنم، ثم جمعهم فقال: «وما يستوي الأحياء» علي و حمزة وجعفر و حسن و حسين و فاطمة و خديجة «ولا الاموات» كفار مكة.

ابن عباس درباره سخن خداوند «و ما يستوى الاعمى» گفت: او ابوجهل بن هشام بود «والبصير» او علىّ بن ابى طالب بود. سپس گفت: «ولا الظلمات» يعنى ابوجهل كه به سبب شرك قلبش تاريك بود «ولا النور» يعنى قلب على كه پر از نور بود. سپس گفت: «ولا الظلّ» يعنى جايگاه على در بهشت «ولا الحرور» يعنى جايگاه ابوجهل در جهنم، سپس همه را يك جا جمع كرد و فرمود: «ومايستوى الاحياء و لا الاموات» يعنى كفار مكه.

( 134 )

و نيز در اين سوره نازل شده است :

ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِه وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِاِذْنِ اللّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبيرُ

سپس كتاب را به آن بندگان خود كه برگزيديم به ميراث داديم ، سپس برخى از آنان ستم كننده به نفس خود هستند و برخى از آنان ميانه روند و برخى با امر خداوند در كارهاى نيك پيشرو هستند، اين توفيق بزرگى است.

(سوره فاطر آيه 32)

782 ـ عن أبي حمزة الثمالي عن على بن الحسين، قال: إنّي لجالس عنده إذ جاءه رجلان من أهل العراق فقالا: يا ابن رسول الله جئناك كي تخبرنا عن آيات من القرآن. فقال: وما هي؟ قالا: قول الله تعالى: (ثم أورثنا الكتاب الذين اصطفينا) فقال: يا أهل العراق وأيّش يقولون؟ قالا: يقولون: إنّها نزلت في أمّة محمد(ص) فقال لهم عليّ بن الحسين: أمّة محمد كلّهم إذاً في الجنّة! قال: فقلت من بين القوم: يا ابن رسول الله فيمن نزلت؟ فقال: نزلت والله فينا أهل البيت ـ ثلاث مرات ـ قلت: أخبرنا من فيكم الظالم لنفسه؟ قال: الذي استوت حسناته و سيئاته ـ وهو في الجنّةـ فقلت: والمقتصد؟ قال: العابد لله في بيته حتّى يأتيه اليقين. فقلت: السابق بالخيرات؟ قال: من شهر سيفه ودعا إلى سبيل ربّه.

ابوحمزه ثمالى گفت: نزد علىّ بن الحسين(ع) نشسته بودم كه دو نفر از اهل عراق آمدند و گفتند: اى پسر پيامبر نزد تو آمده ايم تا درباره آياتى از قرآن به ما خبر بدهى، گفت: كدام آيات؟ گفتند: سخن خداوند: «ثم اورثنا الكتاب الذين اصطفينا» گفت: اى اهل عراق، مردم در اين خصوص چه مى گويند؟ گفتند: آنها مى گويند كه اين آيه درباره امت محمد(ص) نازل شده است. علىّ بن الحسين گفت: در اين صورت همه امت محمد در بهشت هستند!

مى گويد: من از ميان آنها گفتم: اى پسر پيامبر اين آيه درباره چه كسانى نازل شده است؟ گفت: درباره ما اهل بيت نازل شده است (اين جمله را سه بار تكرار كرد) گفتم: به من خبر بده كه در ميان شما «الظالم لنفسه = ستم كننده به نفس خويش» چه كسى است؟ گفت: او كسى است كه نيكى ها و بدى هاى او مساوى باشد و البته در بهشت خواهد بود. گفتم: «المقتصد = ميانه رو» كيست؟ گفت: كسى كه در خانه اش خدا را عبادت مى كند تا وقتى كه مرگ فرا رسد. گفتم: «السابق بالخيرات = پيشگام در نيكى ها» چه كسى است؟ گفت: كسى كه شمشير برگيرد و به سوى راه خدا بخواند.

783 ـ عن زيد بن عليّ في قوله تعالى: (ثم أورثنا الكتاب) وساق الآية إلى آخرها وقال: (الظالم لنفسه) المختلط منّا بالناس (والمقتصد) العابد (والسابق) الشاهر سيفه يدعو إلى سبيل ربّه.

زيد بن على درباره آيه: «واورثنا الكتاب الذين اصطفينا» گفت: «الظالم لنفسه» كسى از خاندان ماست كه با مردم مختلط شود و «المقتصد» يعنى عابد و «السابق بالخيرات» كسى است كه شمشير خود را كشيده و به راه خدا دعوت مى كند.

784 ـ عن عبد خير عن عليّ قال: سألت رسول الله(ص) عن تفسير هذه الآية فقال: هم ذرّيتك و ولدك; إذا كان يوم القيامة خرجوا من قبورهم على ثلاثة أصناف: ظالم لنفسه يعني الميّت بغير توبة، ومنهم مقتصد استوت حسناته و سيئاته من ذريتك، ومنهم سابق بالخيرات من زادت حسناته على سيئاته من ذرّيّتك.

عبدخير از على(ع) نقل مى كند كه گفت: از پيامبر خدا از تفسير اين آيه پرسيدم، گفت: آنان ذريّه و فرزندان تو هستند، وقتى قيامت برپا شد، آنان به صورت سه گروه از قبرهايشان برمى خيزند، ستمگر بر خود، يعنى كسى كه بدون توبه مرده است و برخى از آنان ميانه روند يعنى نيكى ها و بدى هاى آنان مساوى است و از ذريّه توهستند. و برخى از آنان هم پيشگام در خيرات هستند و او كسى است كه نيكى هاى او بر بدى هايش افزون است و از ذريه توست.

( 135 )

و نيز از سوره صافات نازل شده است:

وَ قِفُوهُمْ اِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ

آنان را نگهداريد كه آنان مورد پرسش خواهند بود.

(سوره صافات آيه 24)

785 ـ عن مندل العنزي يرفعه إلى النبي صلى الله عليه وآله وسلم في قوله: (وقفوهم إنَّهُمْ مسئولون) قال: عن ولاية علي.

مندل عنزى از پيامبر (ص) درباره سخن خداوند: «وقفوهم انهم مسؤلون» نقل مى كند كه از ولايت على پرسيده مى شوند.

786 ـ عن أبي سعيد الخدري فى قوله: (وقفوهم انهم مسئولون) قال: (عن إمامة عليّ بن أبي طالب.

ابوسعيد خدرى راجع به سخن خداوند: «وقفوهم انهم مسؤلون» گفت: از امامت على پرسيده مى شوند.

787 ـ 788 ـ همين مضمون با سندهاى ديگرى از ابوسعيد خدرى نقل شده است.

789 ـ عن سعيد بن جبير، عن ابن عباس قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله: إذ ا كان يوم القيامة أوقف أنا و عليّ على الصراط، فما يمّربنا أحد إلا سألناه عن ولاية علي، فمن كانت معه وإلاّ ألقيناه في النار، وذلك قوله: (وقفوهم إنّهم مسئولون).

سعيد بن جبير از ابن عباس نقل مى كند كه گفت: پيامبر خدا فرمود: وقتى روز قيامت شود من و على بر صراط مى ايستيم و كسى از كنار ما عبور نمى كند مگر اينكه از ولايت على از او مى پرسيم پس هر كس با على باشد (به بهشت مى رود)وگرنه او را به آتش مى اندازيم و اين است معناى سخن خداوند: «وقفوهم انهم مسؤلون»

790 ـ عن الشعبي عن ابن عباس في قوله تعالى: (وقفوهم إنّهم مسئولون) قال: عن ولاية علي ّ بن أبي طالب.

شعبى از ابن عباسى نقل مى كند كه درباره سخن خداوند: «وقفوهم انهم مسؤلون» گفت: از ولايت على پرسيده مى شوند.

همين مضمون از ابوجعفر نيز نقل شده است.

( 1