نَ وَ رَجُلاً سَلَمًا لِرَجُل هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلاً

خداوند مثالى زده است: مردى را كه مملوك شريكانى است كه درباره او اختلاف مى كنند و مردى را كه تنها تسليم يك نفر است، آيا اين دو يكسانند؟

(سوره زمر آيه 29)

807 ـ عن محمد بن الحنفية عن عليّ عليه السلام في قوله تعالى: (ورجلا سلماً لرجل) قال: أنا ذلك الرجل السليم لرسول الله صلى الله عليه وآله و سلم.

محمد بن حنفيه از على(ع) درباره سخن خداوند: «و رجلا سلما لرجل» نقل مى كند كه گفت: من همان مردى هستم كه تسليم پيامبر خدا بودم.

808 ـ عن أبي جعفر قال: الرجل السالم لرجل علي وشيعته.

ابوجعفر گفت: آن مرد كه براى يك نفر تسليم بود، على و شيعه او هستند.

809 ـ عن عبدالله بن عباس في قول الله تعالى: (ضرب الله رجلا فيه شركاء) فالرجل هو أبوجهل، والشركاء آلهتهم التي يعبدونها، كلهم يدّعيها يزعم أنه أولى بها (ورجلا) يعني عليّاً (سلماً) يعني سلماً دينه لله يعبده وحده لا يعبد غيره (هل يستويان مثلا) في الطاعة والثواب.

عبدالله بن عباس درباره سخن خداوند: «ضرب الله رجلا فيه شركاء» گفت: آن مرد ابوجهل است و شريكان، خدايانى است كه آنها را عبادت مى كردند و هر كدام از آنها درباره آن معبودها ادعا مى كردند و گمان داشتند كه او مال آنهاست «ورجلا سلما» يعنى على كه دين او خالص براى خدا بود و تنها او را پرستش مى كردو چيز ديگرى را پرستش نمى كرد «هل يستويان مثلا» يعنى در طاعت و ثواب.

( 140 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

وَ الَّذى جآءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِه أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ

كسى كه سخن راست بياورد و كسى كه آن را تصديق كند، آنان همان پرهيزگاران هستند.

(سوره زمر آيه 33)

810 ـ عن عبدالوهاب بن مجاهد، عن أبيه في قول الله تعالى: (والذي جاء بالصدق وصدّق به) قال: الذي جاء بالصدق رسول الله (ص) والذي صدّق به عليّ.

مجاهد درباره سخن خداوند: «والذى جاء بالصدق و صدّق به» گفت: آن كس كه سخن راست آورده پيامبر خداست و آن كس كه آن را تصديق كرده على است.

811 ـ 812 ـ همين مضمون با سه سند ديگر از مجاهد نقل شده است.

813 ـ عن ابن عبّاس في تفسير قوله تعالى: (والذي جاء بالصدق وصدّق به) قال: هو النبيّ جاء بالصدق، والذي صدّق به عليّ بن أبي طالب.

ابن عباس در تفسير سخن خداوند: «والذى جاء بالصدق و صدّق به» گفت: او پيامبر است كه سخن راست آورد و كسى كه آن را تصديق كرد علىّ بن ابى طالب(ع) بود.

814 ـ همين مضمون با سند ديگرى از ابن عباس نقل شده است.

815 ـ عن أبي الطفيل عن علي قال: والذي جاء بالصدق رسول الله. وصدّق به أنا; والناس كلّهم مكذّبون كافرون غيري و غيره.

ابوالطفيل از على(ع) نقل مى كند كه گفت: آن كس كه سخن راست آورد پيامبر خدا بود و آن كس كه آن را تصديق كرد من هستم و اين در حالى بود كه همه مردم تكذيب مى كردند و كافر بودند جز من و او.

پى‏نوشتها:

1) منظور، امام محمد باقر است.
2) سوره طلاق آيه 10
3) اين حديث با سندهاى گوناگون دركتب حديثى ديگر نيز نقل شده است از جمله:حاكم نيشابورى،المستدرك ج 2 ص 366 وابن عساكر، تاريخ دمشق ج13ص 110
4) اين روايت در كتاب هاى متعددى نقل شده از جمله: طبرانى، المعجم الكبير، ج3 ص 172 و سيوطى، الدر المنثور ذيل همين آيه.
5) اين روايت در كتاب هاى ديگر هم آمده: محب طبرى، الرياض النضره ج 2 ص 163 و احمد بن حنبل، الفضائل ص 202.
6) سوره شعراء آيه 214.
7) اين حديث را ابن عساكر به طور مفصل آورده است: تاريخ دمشق ج 20 ص 52.
8) سوره احزاب آيه 33 .
9) طبق تحقيقى كه محقق متن عربى كتاب شواهد التنزيل به عمل آورده است، اين روايت از نظر سند ضعيف است.
10) متن اين دو قصيده در كتاب شواهد التنزيل آمده و ما به جهت اينكه ربطى به موضوع كتاب ندارد از آوردن آن خود دارى كرديم.
11) اين روايت در كتاب هاى متعددى نقل شده است از جمله: ابن عساكر، تاريخ دمشق 1 ص 91 و طبرى، جامع البيان ج 11 ص 122 و گنجى،كفاية الطالب ص 204
12) سوره شورى آيه 23
13) اين روايت را ابن عساكر نيز نقل كرده: تاريخ دمشق ج 2 ص 420.
14) اين روايت در كتابهاى ديگر هم نقل شده از جمله، حاكم، المستدرك ج 3 ص 32 و حموى، فرائد السمطين ج 1 ص 255 و متقى هندى، كنز العمال ج 6 ص 158.
15) سوره طه آيه 122
16) سوره واقعه ايه 27 و 41.
17) سوره واقعه آيات 8 ـ 11.
18) سوره حجرات آيه 13.
19) اين كه در اين روايت اين سخن از زينب و در روايت قبلى از ام سلمه و در روايت هايى كه پس از اين خواهد آمد، از كسان ديگرى نقل شده، اين احتمال را تقويت مى كند كه اين جريان چندين بار اتفاق افتاده و پيامبر در موارد متعددى اين عمل را انجام داده و اين آيه را خوانده است.
20) اين حديث در كتاب هاى ديگرى هم آمده از جمله: طبرانى، المعجم الكبير ج 3 ص 47 و هيثمى، مجمع الزوائد ج 9 ص 194.
21) سوره طه آيه 132.
22) ابن عامر و نافع و ورش، اين عبارت را «آل ياسين = خاندان ياسين» خوانده اند ولى بقيه قاريان آن را به صورت «اِلياسين = منسوبين به الياس» خوانده اند و از آنجا كه در مصحف مادر لام جدا از يا نوشته شده و به صورت «ال ياسين» است قرائت نخست درست تر به نظر مى رسد به اضافه اينكه روايات متعددى از اهل بيت رسيده كه آن را به همين صورت خوانده اند. نمونه هايى از اين روايات را در متن مى خوانيد. ( 141 )

و نيز از سوره مؤمن نازل شده است:

اَلَّذينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِه وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذينَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَىْء رَحْمَةً وَ عِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبيلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحيمِ رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنّاتِ عَدْنِ الَّتى وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبآئِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّّياتِهِمْ اِنَّكَ أَنْتَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ

فرشتگانى كه عرش و آنچه را كه اطراف آن است حمل مى كنند، به ستايش پروردگارشان تسبيح مى گويند و به او ايمان دارند و براى آنها كه ايمان آورده اند، طلب آمرزش مى كنند و مى گويند پروردگارا همه چيز را با رحمت و علم فراگرفته اى; پس كسانى را كه توبه كرده اند و راه تو را پيروى نموده اند، بيامرز و آنان را از عذاب دوزخ نگهدار، پروردگارا آنان و شايستگان از پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان را به بهشت جاويدانى كه وعده شان داده اى وارد كن، همانا تو قدرتمند و فرزانه هستى.

(سوره غافر آيه 6)

816 ـ عن ابي الاسود الدئلى قال: قال علي: لقد مكثت الملائكة سنين و أشهراً لايستغفرون إلا لرسول الله ولي، وفينا نزلت هاتان الآيتان: (الذين يحملون العرش ومن حوله ـ إلى قوله ـ العزيز الحكيم).

فقال قوم من المنافقين: من كان من آباء علي وذريته الذين أنزلت فيهم هذه الآيات؟ فقال عليّ: سبحان الله أما من آبائنا إبراهيم و إسماعيل و إسحاق ويعقوب؟ أليس هؤلاء من آبائنا؟

ابوالاسود دئلى نقل مى كند كه على(ع) گفت: فرشتگان سال ها و ماه ها درنگ كردند و جز براى پيامبر خدا و من طلب آمرزش نمى كردند و اين آيات «الذين يحملون العرش ـ تا ـ العزيز الحكيم» درباره ما نازل شده