نا على ذوي قرابته من بعده، ثمّ خرجوا فنزل جبرئيل فأخبره أنّ القوم قد أتّهموك فيما قلت لهم. فأرسل إليهم فأتوه فقال لهم: أنشدكم بالله وما هداكم لدينه اتهمتموني فيما حدثتكم به على ذوي قرابتي؟ قالوا: لا يا رسول الله انك عندنا صادق بار، ونزل (أم يقولون إفترى على الله كذباً) الآية (24 / الشورى) فقام القوم كلهم فقالوا: يا رسول الله فإنا نعهد أنك صادق ولكن وقع ذلك في قلوبنا و تكلمنا به وإنا نستغفر الله ونتوب إليه. فنزل: (وهو الذي يقبل التوبة عن عباده) الآية (25/ الشورى).

ابن عباس گفت: پيامبر به مدينه آمد در حالى كه چيزى در دست نداشت و حوادثى براى او پيش مى آمد و او را به زحمت مى انداخت چون وسعت مالى نداشت، انصار ميان خود گفتند: اين مردى است كه خداوند به وسيله او شما را هدايت كرده و او پسر خواهر شماست حوادثى براى او پيش مى آيد و وسعت مالى ندارد، از اموال خودتان مقدارى جمع آورى كنيد و به او بدهيد تا در اينگونه موارد از آن كمك بگيرد، آنها اين كار را كردند و آن مال را نزد پيامبر آوردند، پس اين آيه نازل شد: «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى» يعنى براى ايمان و قرآن قيمتى نمى خواهم، يعنى روزى و مالى نمى خواهم مگر اينكه پس از من حق خويشان مرا ادا كنيد.

از اين سخن، چيزى در دلهاى آن قوم واقع شد و گفتند: از آنچه در دست ما بود اظهار بى نيازى كرد، مى خواهد ما را به دوستى خويشان خود پس از خود وادار كند، سپس بيرون رفتند، جبرئيل نازل شد و به پيامبر خبر داد كه اين قوم تو را در آنچه به آنان گفتى متهم كردند، پيامبر نزد آنان كس فرستاد و آنان آمدند و به آنان گفت: شما را به خدا و آنچه شما را به دين خود هدايت كرد، سوگند مى دهم آيا شما مرا در آنچه راجع به خويشانم گفتم، متهم مى كنيد؟ گفتند: نه يا رسول الله، تو نزد ما راستگو و نيك هستى، و اين آيه نازل شد: «ام يقولون افترى على الله كذبا = يا مى گويند بر خدا دروغ بسته است»

آن قوم همگى بر خاستند و گفتند: يا رسول الله ما تصديق مى كنيم كه تو راستگويى ولى در دل ما چيزى وارد شد و آن را به زبان آورديم و اينك از خدا طلب آمرزش مى كنيم و به او توبه مى كنيم، در اين حال اين آيه نازل شد: «وهو الذى يقبل التوبة عن عباده = و او كسى است كه از بندگانش توبه را مى پذيرد.»

836 ـ همين مضمون با سند ديگرى نيز نقل شده است.

837 ـ عن أبي أمامة الباهلي قال: قال رسول الله(ص): إنّ الله خلق الأنبياء من أشجار شتى و خلقت أنا و علي من شجرة واحدة; فأنا أصلها و علي فرعها، والحسن والحسين ثمارها، و أشياعنا أوراقها، فمن تعلّق بغصن من أغصانها نجا، ومن زاغ هوى ولو أنّ عبداً عبدالله بين الصفا والمروة ألف عام ثمّ ألف عام ثم ألف عام حتّى يصير كالشنّ البالي ثمّ لم يدرك محبّتنا أكبّه الله على منخريه في النار. ثمّ تلا (قل لا أسألكم عليه أجراً إلاّ المودّة في القربى).

ابو امامه باهلى گفت: پيامبر خدا فرمود: خداوند پيامبران را از درختان گوناگونى آفريد و من و على را از يك درخت آفريد و من ريشه آن وعلى شاخه آن و حسن و حسين ميوه هاى آن و پيروان ما برگ هاى آن هستند، پس هر كس شاخه اى از شاخه هاى آن را بگيرد نجات مى يابد و هر كس بلغزد هلاك مى شود. و اگر كسى هزار سال و پس از آن هزار سال و پس از آن هزار سال ميان صفا و مروه عبادت كند تا جايى كه مانند يك مشك خشك باشد ولى محبت ما را درك نكند، خداوند او را بر روى دماغش در آتش خواهد افكند، سپس تلاوت كرد: «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى»

838 ـ عن زاذان: عن عليّ قال: فينا في (آل حم) آية أنّه لايحفظ مودّتنا إلا كلّ مؤمن، ثمّ قرأ (لا أسألكم عليه أجراً إلا المودّة في القربى).

زاذان از على (ع) نقل مى كند كه گفت: در «آل حم = سوره هاى حم» آيه اى درباره ما نازل شد كه طبق آن، دوستى ما را حفظ نمى كند مگر هر كسى كه مؤمن باشد، آنگاه اين آيه را قرائت كرد: «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى»(2)

839 ـ عن عكرمة قال: لم يكن بطن من بطون قريش إُلا للنبي صلى الله عليه وآله وسلم فيه قرابة فقال: قل لا أسألكم عليه أجراً إلا أن تصلوا قرابتى.

عكرمه گفت: هيچ قبيله اى از قريش نبود مگر اينكه پيامبر با آن قرابتى داشت و لذا فرمود: «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى» يعنى اينكه پيوند خويشى را رعايت كنيد.

840 ـ عن عمرو بن شعيب في قول (قل لا أسألكم عليه أجراً إلا المودّة في القربى) قال: في قرابة رسول الله صلى الله عليه.

عمروبن شعيب درباره سخن خداوند: «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى» گفت: يعنى خويشان پيامبر خدا.

841 ـ همين مضمون با سند ديگرى نيز نقل شده است.

842 ـ عن مجاهد في قوله تعالى: (إلا المودّة في القربى) قال: أن تتّبعوني و تصلوا رحمي.

مجاهد درباره سخن خداوند: «الا المودة فى القربى» گفت: يعنى از من پيروى كنيد و پيوند خويشاوندى مرا رعايت كنيد.

843 ـ عن جعفر عن سعيد في قوله (إلا المودة في القربى) قال: لا تؤذوني في قرابتى.

جعفر بن سعيد راجع به سخن خداوند: «الا المودة فى القربى» گفت: يعنى اينكه مرا در باره خويشانم اذيت نكنيد.

844 ـ ابن أبي الدنيا قال: حدّثني شيخ من بني تميم أن شيخاً من قريش حدّثه قال: كان حرب بن الحكم بن المنذر بن الجارود قد ولّي رامهرمز وكرمان و كان سرياً شريفاً، وهو الذي يقول:

فحسبى من الدنيا كفاف يكفنى *** واثواب كتان ازور بها قبرى

وحبى ذوى قربى النبى محمد *** وما سألنا الا المودّة من اجر

ابن ابى الدنيا از شيخى از قريش نقل مى كند كه گفت: حرب بن حكم بن منذر والى رامهرمز و كرمان بود و مرد شريفى بود، اوست كه اين اشعاررا سروده است:

مرا از دنيا بس است آن مقدار از مال كه نياز مرا برآورد و لباس هاى كتانى كه با آن به قبر بروم و محبت من به خويشان محمد پيامبر كه او جز دوستى از ما مزدى نخواسته است.

( 144 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فيها حُسْنًا

و هركس نيكى به جا آورد، براى او در ثواب آن خواهيم افزود.

(سوره شورى آيه 23)

845 ـ عن السّديّ في قوله تعالى: (ومن يقترف حسنة) قال: المودة لآل محمد.

سدّى درباره سخن خداوند: «ومن يقترف حسنة» گفت: دوستى آل محمد(ص)

846 ـ 849 ـ همين مضمون با چند سند ديگر از ابن عباس نقل شده است.

850 ـ عن ابن عبّاس في قوله تعالى: (ومن يقترف حسنة) قال: المودّة لأهل بيت النبي صلى الله عليه وآله وسلم.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «ومن يقترف حسنة» گفت: دوست داشتن اهل بيت پيامبر. و در روايتى گفت: آيه: «ومن يقترف حسنة» درباره ما اهل بيت نازل شده است.

( 145 )

و نيز در سوره حم زخرف نازل شده است:

فَاِمّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَاِنّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذى وَعَدْناهُمْ فَاِنّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذى أُوحِىَ اِلَيْكَ اِنَّكَ عَلى صِراط مُسْتَقيم وَ اِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْأَلُونَ

پس اگر ما تو را از دنيا ببريم، قطعا از آنان انتقام مى كشيم، يا