 آنچه را كه به آنان وعده داده ايم به تو نشان مى دهيم كه ما بر آنان توانايى داريم پس به آنچه بر تو وحى شده چنگ بزن كه تو بر راه راست هستى و آن براى تو و قوم تو مايه تذكرى است و بزودى پرسيده مى شويد.

(سوره زخرف آيات 41 ـ 42)

851 ـ عن جابر بن عبدالله الأنصاري قال: إنّي لأدناهم من رسول الله في حجّة الوداع بـ «منى» حين قال: لا ألفينّكم ترجعون بعدي كفّاراً يضرب بعضكم رقاب بعض، وأيم الله لئن فعلتموها لتعرفنني في الكتيبة التي تضاربكم. ثم التفت إلى خلفه فقال: أو عليّ أو عليّ ـ ثلاثاً ـ فرأينا أن جبرئيل غمزه، وأنزل الله على أثر ذلك: (فإمّا نذهبنّ بك فإنّا منهم منتقمون ـ بعلي بن أبي طالب ـ فاستمسك بالذي أوحي إليك ـ من أمر علي ـ إنك على صراط مستقيم، وإنّ عليّاً لعلم للساعة، وإنّه لذكر لك ولقومك وسوف تسألون عن محبة علي بن أبي طالب.

جابربن عبدالله انصارى گفت: در منا در حجة الوداع نزديك ترين شخص به پيامبر بودم كه فرمود: شما را چنين نيابم كه پس از من رجوع كرده و كافر شده ايد، بعضى از شما گردن بعضى ديگر را مى زند و به خدا سوگند كه اگر چنين كنيد، مرا در لشكرى خواهيد ديد كه با شما مى جنگد، سپس به پشت سر خود برگشت و گفت: يا على را يا على را (سه مرتبه) ديديم كه جبرئيل به او اشاره كرد و به دنبال آن خداوند چنين نازل كرد: «فامّا نَذهبنّ بك فانا منتقمون» يعنى به وسيله علىّ بن ابى طالب (ع) «فاستمسك بالذى اوحى اليك» يعنى درباره على «انك على صراط مستقيم» و على پرچمى بر قيامت و ذكرى براى تو و قوم توست و بزودى از محبت على پرسيده مى شويد.

852 ـ عن جابر بن عبدالله في قول الله تعالى: (فإمّا نذهبن بك فإنّا منهم منتقمون) قال: بعلي بن أبي طالب عليه السلام.

جابربن عبدالله راجع به سخن خداوند: «فاما نذهبنّ بك فانا منهم منتقمون» گفت: به وسيله علىّ بن ابى طالب(ع) (انتقام گرفته مى شود)

853 ـ عن جابربن عبدالله قال: لمّا نزلت على النبي صلى الله عليه وآله وسلم: (فإمّا نذهبن بك فإنّا منهم منتقمون) قال: بعلىّ بن ابى طالب.

جابربن عبدالله گفت: چون آيه: «فاما ندهبن بك فانا منهم منتقمون» نازل شد، پيامبر فرمود: به وسيله علىّ بن ابى طالب.

854 ـ همين مضمون با چند ديگر نيز نقل شده است.

( 146 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

وَ اسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنآ أَجَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ

و از پيامبران ما كه پيش از تو فرستاديم بپرس آيا جز خداى رحمان معبودهايى قرار داده ايم كه مورد پرستش واقع شوند؟

(سوره زخرف آيه 45)

855 ـ عن علقمة والأسود، عن عبدالله، قال النبي صلى الله عليه وآله وسلم: يا عبدالله أتاني الملك فقال: يا محمّد وأسأل من أرسلنا من قبلك من رسلنا على ما بعثوا؟ قلت: على ما بعثوا؟ قال: على ولايتك و ولاية عليّ بن أبي طالب.

علقه و اسود از عبدالله بن مسعود نقل مى كنند كه پيامبر فرمود: اى عبدالله فرشته نزد من آمد و گفت: اى محمد از پيامبران پيشين بپرس كه بر چه چيزى مبعوث شدند؟ گفتم: بر چه چيزى مبعوث شدند؟ گفت: بر ولايت تو و ولايت علىّ بن ابى طالب.

( 147 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

وَ لَمّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً اِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ

وچون پسر مريم مَثَل زده شد، ناگهان قوم تو بر از آن سخن ريشخند كردند.

(سوره زخرف آيه 57)

859 ـ عن عبدالرحمان بن أبي نعيم قال: قال لي عليّ: فيّ نزلت (ولمّا ضرب ابن مريم مثلا).

عبدالرحمان بن ابى نعيم گفت: علىّ بن ابى طالب(ع) به من گفت: آيه «ولما ضرب ابن مريم مثلا» در حق من نازل شده است.

860 ـ عن عليّ قال: جئت إلى النبيّ صلى الله عليه وآله وسلم يوماً فوجدته في ملأمن قريش فنظر إليّ ثمّ قال: يا علي إنّما مثلك في هذه الإمّة كمثل عيسى بن مريم أحبّه قوم فأفرطوا فيه و أبغضه قوم فأفرطوا فيه. قال: فضحك الملأ الذين عنده ثمّ قالوا: انظروا كيف شبّه ابن عمّه بعيسى بن مريم! قال: فنزل الوحي (ولمّا ضُرِبَ بن مريم مثلا إذا قومك منه يصدون).

قال أبوبكر عيسى بن عبدالله: يعني يضجّون.

على(ع) گفت: روزى نزد پيامبر آمدم و او را نزد جمعيت انبوهى از قريش ديدم، پس به من نگاه كرد سپس گفت: يا على مَثَل تو در اين امت مَثَل عيسى بن مريم است، گروهى او را دوست داشتند و افراط كردند و گروهى با او دشمنى كردند و افراط كردند، گفت: جميعتى كه نزد او بودند خنديدند و گفتند: بنگريد كه چگونه پسر عموى خودش را به عيسى بن مريم تشبيه مى كند؟ مى گويد: وحى نازل شد: «ولما ضرب بن مريم مثلا اذا قومك منه يصدون» ابوبكر عيسى گفت: يعنى آنان هياهو مى كردند.

861 ـ شبيه همين مضمون با سند ديگرى از على (ع) نقل شده است.

862 ـ عن ربيعة بن ناجد، عن عليّ قال: دعاني رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فقال لي: يا عليّ إنّ فيك من عيسى بن مريم مثلاً، أبغضته يهود حتّى يهتوا أمّه، وأحبّته النصارى حتّى أنزلوه بالمنزل الذي ليس به.

ثم قال عليّ: وإنّه يهلك فيّ محب مطري يقرظني بما ليس فيّ، ومبغض مفتري يحمله شنآني على أن يبهتني. ألا وإني لست بنبي ولا يوحى إليّ ولكن أعمل بكتاب الله ما استطعت، فما أمرتكم به من طاعة الله فحقٌ عليكم طاعتي فيما أحببتم و كرهتم، وما أمرتكم به أو غيري من معصية الله فلا طاعة لأحد في المعصية، الطاعة في المعروف الطاعة في المعروف الطاعة في المعروف.

ربيعة بن ناجذ از على (ع) نقل مى كند كه گفت: پيامبر خدا مرا خواند و سپس به من گفت: يا على در تو مشابهتى به عيسى بن مريم است، يهودى ها او را دشمن داشتند تا جايى كه به مادرش تهمت زدند و نصارى او را دوست داشتند تا جايى كه او را به مقامى بردند كه در آن نبود.

سپس على اضافه كرد: درباره من دو گروه هلاك مى شوند: دوستدارى كه از روى افراط راجع به من چيزى را كه در من نيست به من نسبت مى دهد و دشمنى دروغگو كه دشمنى با من او را وادار مى كند كه به من بهتان بگويد. آگاه باشيد كه من پيامبر نيستم و به من وحى نازل نمى شود ولى به مقدار توانايى ام به قرآن عمل مى كنم، پس هنگامى كه شما را به طاعت خداوند فرمان مى دهم بر شماست كه هم در چيزهايى كه دوست داريد و هم در چيزهايى كه بدتان مى آيد از من پيروى كنيد و اگر من يا ديگرى شما را به معصيت خدا فرمان دهيم، هيچ كس را در معصيت خدا نبايد پيروى كرد. پيروى فقط در كارهاى خوب است، پيروى فقط در كارهاى خوب است، پيروى فقط در كارهاى خوب است.

863 ـ 865 ـ اين مضمون با سه طريق ديگر نيز نقل شده است.

866 ـ عن عباية بن ربعي عن على بن أبي طالب قال: دعاني رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فقال لي: يا عليّ إن فيك من عيسى مثلا أحبّته النصارى حتّى أنزلوه بالمنزلة التي ليس بها، وأبغضته اليهود حتى بهتوه.

فقال المنافقون عنذ ذلك: أما يرضى أن يرفع ابن عمّه حتّى جعله مثل عيسى بن مريم! فأنزل الله تعالى (ولمّا ضرب ابن مريم مثلا إذا قومك منه يصدّون) فقلت: هكذا قوله؟ قال: نعم يريد بعيسى (إن هو إلاّ عبد أنعمنا عليه) إلى آخر الآية، وهكذا قرأها عليّ وقال: الصدّ هو الضجيج.

ثمّ قال 