 السورة يعني سورة محمد آية فينا وآية في بني أميّة.

وقال الحسن بن الحسن: إذا أردت أن تعرفنا وبني أميّة فأقرأ (الذين كفروا) آية فينا وآية فيهم إلى آخر السورة.

جعفر بن حسين هاشمى گفت: در اين سوره يعنى سوره محمد آيه اى درباره ما و آيه اى درباره بنى اميه وجود دارد وحسن بن حسن گفت: هرگاه بخواهى كه ما وبنى اميه را بشناسى بخوان: «الذين كفروا» را كه آيه اى درباره ما وآيه اى درباره آنان است.

( 150 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

وَ الَّذينَ قُتِلُوا فى سَبيلِ اللّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمالَهُمْ

وكسانى كه در راه خدا كشته شده اند، اعمال آنان تباه نمى شود.

(سوره محمد آيه 3)

879 ـ عن عبدالله ابن عباس قال في قول الله عزّوجلّ: (والذين قتلوا في سبيل الله) هم والله حمزة بن عبدالمطلب سيد الشهداء، وجعفر الطيار: (فلن يضل أعمالهم) يقول: لن يبطل حسناتهم في الجهاد، وثوابهم الجنة (سيهديهم) يقول: يوفقهم للأعمال الصالحة (ويصلح بالهم) حالهم ونيّاتهم وعملهم (ويدخلهم الجنة عرّفها لهم) وهداهم لمنازلهم.

عبدالله بن عباس درباره سخن خداوند: «والذين قتلوا فى سبيل الله» گفت: آنان به خدا سوگند حمزه سيد الشهدا و جعفر طيار هستند «فلن يضلّ اعمالهم» حسنات آنان در جهاد از بين نمى رود «ويصلح بالهم» يعنى حال و نيت و عمل آنان را اصلاح مى كند «ويدخلهم الجنة عرفها لهم» يعنى آنان را به بهشت وارد مى كند و آن بهشت را براى آنان معرفى مى كند و آنان را به منازل خودشان مى برد.

( 151 )

ونيز در اين سوره نازل شده است:

ذلِكَ بِأَنَّ اللّهَ مَوْلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرينَ لا مَوْلى لَهُمْ

اين بدانجهت است كه خداوند مولاى كسانى است كه ايمان آورده اند و كافران مولى ندارند.

(سوره محمد آيه 10)

880 ـ عن سعيد بن جبير، عن ابن عباس في قوله: (ذلك بأن الله مولى الذين آمنوا) يعني وليّ علي و حمزة وجعفر وفاطمة و الحسن والحسين ووليّ محمد(ص) ينصرهم بالغلبة على عدوّهم (وأن الكافرين) يعني أبا سفيان بن حرب و أصحابه (لامولى لهم) يقول: لا وليّ لهم يمنعهم من العذاب.

سعيد بن جبير از ابن عباس درباره سخن خداوند: «ذلك بان الله مولى الذين آمنوا» نقل مى كند كه گفت: يعنى مولاى على و حمزه و جعفر و فاطمه و حسن و حسين و مولاى محمد، كه آنان را با غلبه بر دشمنشان يارى مى كند «وان الكافرين» يعنى ابوسفيان بن حرب و ياران او «لا مولى لهم» يعنى مولايى ندارند كه آنان را از عذاب باز دارد.

( 152 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

أَفَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَة مِنْ رَبِّه كَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِه وَ اتَّبَعُوا أَهْوآءَهُمْ

آيا كسى كه حجتى از جانب پروردگار خود دارد، همانند كسى است كه عمل بد او در نظرش جلوه داده شده و از هواهايشان پيروى مى كنند؟

(سوره محمد آيه 13)

881 ـ عن عبدالله بن عباس في قوله تعالى: (أفمن كان على بيّنة من ربّه) يقول: على دين من ربّه، نزلت في رسول الله صلى الله عليه وآله و سلم وعليّ، كانا على شهادة أن لا إله إلاّ الله وحده لا شريك له (كمن زيّن له سوء عمله) أبو جهل بن هشام، وأبوسفيان بن حرب; إذا هويا شيئاً عبداه، فذلك قوله: (واتّبعوا أهواءهم).

ابن عباس راجع به آيه: «افمن كان على بينة من ربه» گفت: يعنى بر دين پروردگارش باشد، اين آيه درباره پيامبر و على نازل شده كه شهادت مى دادند كه معبودى جز خدا نيست، او يگانه است و شريكى ندارد «كمن زين له سوء عمله» ابوجهل بن هشام و ابوسفيان بن حرب هستند آنان چيزى را دوست داشتند و آن را عبادت مى كردند و اين است معناى «واتبعوا اهوائهم»

( 153 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

فَاِذا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللّهَ لَكانَ خَيْرًا لَهُمْ فَهَلْ عَسَيْتُمْ اِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ

و چون فرمان داده مى شود، اگر به خدا راست گويند براى آنان بهتر است پس جز اين انتظار داريد كه اگر رويگردان شديد، در زمين فساد كنيد و پيوند خويشاوندى را قطع نماييد.

(سوره محمد آيه 22)

882 ـ عن ابن عباس في قوله تعالى: (فإذا عزم الأمر) يقول: جدّ الأمر وأمروا بالقتال (فلو صدقوا الله) نزلت في بني أميّة ليصدقوا الله في إيمانهم وجهادهم و المعنى لوسمحوا بالطاعة والإجابة، لكان خيراً لهم من المعصية والكراهية (فهل عسيتم إن تولّيتم) فلعلّكم إن وليتم أمر هذه الأمة أن تعصوا الله (وتقطّعوا أرحامكم) قال ابن عباس: فولاّهم الله أمر هذه الأمة فعملوا بالتجبّر والمعاصي وتقطّعوا أرحام نبيّهم محمد وأهل بيته.

ابن عباس گفت: «فاذا عزم الامر» يعنى چون كار سخت شد و به جنگ فرمان داده شدند «فلو صدقوا الله» درباره بنى اميه نازل شده يعنى خدا را در ايمان و جهادشان باور كنند يعنى اگر اطاعت و اجابت مى كردند، برايشان از گناه و كراهيت بهتر بود «فهل عسيتم ان توليتم» يعنى شايد اگر از اين كار رويگردان شديد، خدا را معصيت كنيد «وتقطعوا ارحامكم» ابن عباس گفت: خدا امر اين امت را به آنان واگذار كرد و آنان با گردنكشى و گناه كار كردند و پيوند خويشاوندى پيامبرشان محمد و اهل بيت او را گسستند.

( 154 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فى لَحْنِ الْقَوْلِ

والبته آنها را از طرز سخن گفتن مى شناسى.

(سوره محمد آيه 30)

883 ـ عن أبي سعيد الخدري في قوله جلّوعزّ (ولتعرفنّهم في لحن القول) قال: ببغضهم عليّ بن أبي طالب.

ابوسعيد خدرى درباره سخن خداند: «ولتعرفنهم فى لحن القول» گفت: در دشمنى آنان نسبت به علىّ بن ابى طالب.

884 ـ 885 ـ همين مضمون با چند سند ديگر نيز نقل شده است.

( 155 )

و نيز از سوره فتح نازل شده است:

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدّآءُ عَلَى الْكُفّارِ رُحَمآءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّهِ وَ رِضْوانًا سيماهُمْ فى وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِالسُّجُودِ ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِى التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِى الاِْنْجيلِ كَزَرْع أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَأَزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى عَلى سُوقِه يُعْجِبُ الزُّرّاعَ لِيَغيظَ بِهِمُ الْكُفّارَ وَعَدَ اللّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْرًا عَظيمًا

محمد فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شديد و در ميان خودشان مهربانند، پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مى بينى در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او را مى طلبند، نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است، اين وصف آنها در تورات است و وصف آنان در انجيل همانند زراعتى است كه جوانه هاى خود را خارج كرده سپس به تقويت آن پرداخته تا محكم شده و بر پاى خود ايستاده است و به قدرى رشد كرده كه زارعان را به شگفتى وامى دارد; اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد و خدا به كسانى از آنان كه ايمان آورده اند و كارهاى شايسته انجام داده اند، آمرزش و پاداشى بزرگ وعده

مى دهد.

(سوره