ن ابى ليلى بر او وارد شدند و به او گفتند: اى ابو محمد تو در آخرين روز از روزهاى دنيا و اولين روز از روزهاى آخرت هستى و تو درباره علىّ بن ابى طالب (ع) احاديثى را روايت مى كردى، از آنهاتوبه كن! اعمش گفت: مرا بلند كنيد، مرا بلند كنيد، او را بلند كردند، پس گفت: حديث كرد مرا ابوالمتوكل ناجى از ابوسعيد خدرى كه گفت: پيامبر خدا فرمود: وقتى روز قيامت شود، خداوند به من و على مى گويد: شما دو نفر هر كس را كه شما را دشمن داشته باشد به جهنم اندازيد و هر كس را كه شما را دوست داشته باشد به بهشت وارد كنيد و اين است معناى سخن خداوند: «و القيا فى جهنم كل كفار عنيده» ابوجنيفه به همراهانش گفت: تا چيزى غليظ تر از اين را نگفته برخيزيد!

896 ـ عن أبي سعيد الخدري قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: أذا كان يوم القيامة قال الله تعالى لمحمّد وعليّ: أدخلا الجنّة من أحبّكما و أدخلا النار من أبغضكما، فيجلس عليّ على شفير جهنم فيقول لها: هذا لي وهذا لك، وهو قوله: (ألقيا في جهنّم كلّ كفّار عنيد).

ابو سعيد خدرى گفت: پيامبر خدا فرمود: چون روز قيامت شود خداوند به محمد و على مى گويد: هر كس را كه شما را دوست دارد وارد بهشت كنيد و هر كس را كه شما را دشمن مى دارد وارد آتش كنيد، پس على بر كنار جنهم مى نشيند و به او مى گويد: اين براى من و اين براى تو; و اين است معناى سخن خداوند: «و القيا فى جهنم كل كفار عنيد».

897 ـ عن عليّ عليه السلام في قوله تعالى: (ألقيا في جهنّم كلّ كفّار عنيد) قال: قال لي رسول الله: إنّ الله تبارك و تعالى إذا جمع الناس يوم القيامة في صعيد واحد، كنت أنا و أنت يومئذ عن يمين العرش فيقال لي و لك: قوما فألقيا من أبغضكما و خالفكما و كذبكما في النار.

على(ع) راجع به سخن خداوند: «القيا فى جهنم كل كفّار عنيد» گفت: پيامبر خدا به من گفت: وقتى كه خداوند مردم را در روز قيامت يك جا جمع كرد، من و تو در آن روز در طرف راست عرش هستيم، پس به من و تو گفته مى شود: برخيزيد و هر كس را كه شما را دشمن مى داشت و با شما مخالفت مى كرد و شما را تكذيب مى نمود، در آتش افكنيد.

همين مضمون با سند ديگرى نيز نقل شده است.

898 ـ عن عكرمة في قوله تعالى: (ألقيا في جهنّم كلّ كفّار عنيد) قال: النبي و عليّ يلقيان.

عكرمه درباره سخن خداوند: «القيا فى جهنم كل كفار عنيد» گفت: پيامبر و على مى افكنند.

( 159 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

اِنَّ فى ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهيدٌ

در اين، تذكرى است براى كسى كه عقل دارد يا گوش فرا مى دهد در حالى كه حاضر است.

(سوره ق آيه 37)

899 ـ عن محمد بن الحنفيّة عن علي في قوله تعالى: (إنّ في ذلك لذكرى لمن كان له قلب) قال: فأنا ذوالقلب الذي عني الله بهذا.

محمد بن حنيفه از على(ع) نقل مى كند كه درباره سخن خداوند: «انّ فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب» گفت: من همان صاحب عقل هستم كه خداوند در اين آيه قصد كرده است.

900 ـ عن ابن عبّاس قال: أهدي إلى رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم ناقتان عظيمتان، فنظر إلى أصحابه وقال: هل فيكم أحد يصلي ركعتين لايهتمّ فيهما من أمر الدنيا بشيء ولا يحدث قلبه بذكر الدنيا أعطيته إحدى الناقتين؟

فقام علي و دخل في الصلاة، فلما سلم هبط جبرئيل فقال: أعطه إحداهما فقال رسول الله: إنه جلس في التشهد فتفكر أيهما يأخذ. فقال جبرئيل: تفكر أن يأخذ اسمنهما فينحرها و يتصدّق بها لوجه الله، فكان تفكره لله لا لنفسه ولا للدنيا. فأعطاه رسول الله كلتيهما و أنزل الله (إن في ذلك) أي في صلاة علي لعظة لمن كان له قلب أي عقل أو ألقى السمع يعني استمع بأذنيه إلى ما تلاه بلسانه; وهو شهيد يعني حاضر القلب لله عزّوجلّ. قال رسول الله(ص) ما من عبد صلى الله ركعتين لا يتفكر فيهما من أمور الدنيا بشيء إلا رضي الله عنه و غفر له ذنوبه.

ابن عباس گفت: به پيامبر خدا دو شتر بزرگ هديه داده شد، پس به اصحاب خود نظر كرد و گفت: آيا در ميان شما كسى هست كه دو ركعت نماز بخواند و در آن به كار دنيا توجه نكند و قلب او جز به ياد خدا نباشد؟ اگر چنين باشد يكى از اين دو شتر را به او مى دهم.

على برخاست و نماز خواند، وقتى سلام نماز را داد، جبرئيل نازل شد و گفت: يكى از اين دو شتر را به او بده.پيامبر گفت: او در تشهد نماز به اين فكر افتاد كه كدام يك از اين دو شتر را بگيرد. جبرئيل گفت: او به اين فكر بود كه كدام يك از آنها چاق تر است آن را بگيرد تا آن را بكشد و در راه خدا صدقه بدهد، بنابراين، فكر او براى خدا بود نه براى خودش يا براى دنيا. پيامبر هر دو شتر را به او داد و خدا اين آيه را نازل كرد: «ان فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب» يعنى در نماز على موعظه اى براى هر كسى است كه عقل داشته باشد «او القى السمع» يعنى با دو گوش خود به آنچه با زبان تلاوت مى كند گوش بدهد «و هو شهيد» يعنى قلب او براى خدا حضور داشته باشد.

پيامبر خدا فرمود: بنده اى نيست كه دو ركعت نماز مى خواند و در آن راجع به چيزى از امور دنيا فكر نمى كند مگر اينكه خداوند از او راضى مى شود و گناهان او را مى بخشد.

( 160 )

و نيز از سوره ذاريات نازل شده است:

كانُوا قَليلاً مِنَ الْلَيْلِ ما يَهْجَعُونَ وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ وَ فى أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسّآئِلِ وَ الْمَحْرُومِ

آنها كمى از شب را مى خوابيدند، و در سحرگاهان استغفار مى كردند و در اموال آنها حقى براى سائل و محروم است.

(سوره ذاريات آيات 17 ـ 18)

901 ـ عن عبدالله بن عباس في قوله تعالى: (كانوا قليلا من الليل ما يهجعون) قال: نزلت في عليّ بن أبي طالب والحسن والحسين وفاطمة عليهم السلام، وكان عليّ يصلي ثلثي الليل الأخير، وينام الثلث الأوّل، فإذا كان السحر جلس في الاستغفار والدعاء، وكان ورده في كلّ ليلة سبعين ركعة ختم فيها القرآن.

عبدالله بن عباس درباره سخن خداوند: «كانوا قليلا من الليل يهجعون» گفت: درباره علىّ بن ابى طالب(ع) و حسن و حسين و فاطمه(ع) نازل شده و على دو ثلث آخر شب را نماز مى خواند و ثلث اول را مى خوابيد و چون وقت سحر مى شد به استغفار و دعا مى نشست و ورد او در هر شب هفتاد ركعت نماز بود كه قرآن را در آن ختم مى كرد.

( 161 )

ذكر سوره طور نازل شده است:

اِنَّ الْمُتَّقينَ فى جَنّات وَ نَعيم

همانا پرهيزگاران در بهشت ها و نعمت ها هستند.

(سوره طور آيه 17)

902 ـ عن مجاهد عن عبدالله بن عباس في قوله تعالى: (إنّ المتّقين) قال: نزلت خاصّة في عليّ و حمزة وجعفر و فاطمة عليهم السلام يقول: إنّ المتّقين في الدنيا من الشرك والفواحش والكبائر (في جنّات) يعني البساتين (ونعيم) في أثواب في الجنان، قال ابن عباس: لكلّ واحد منهم بستان في الجنة العليا، في وسطه خيمة من لؤلؤة، في كلّ خيمة سرير من الذهب واللؤلؤ، على كلّ سرير سبعون فراشاً.

مجاهد از ابن عباس نقل مى كند كه درباره سخن خداوند: «ان المتقين فى جنات و نعيم» گفت: در خصوص على و حمزه و جعفر و فاطمه نازل شده است مى گويد: كسانى كه در دنيا از شرك و گناهان كبيره پرهيز مى كنند، در بهشت ها ي