عنى باغ ها و در نعمت ها يعنى در جامه هايى در آن باغ ها هستند. ابن عباس گفت: براى هر كدام از آنها باغى در بهشت برين است كه در وسط آن خيمه اى از لؤلؤ است و در هر خيمه اى تختى از طلا و لؤلؤ است و بر هر تختى هفتاد فرش گسترده است.

( 162 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِاِيمان أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ مآ أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَىْء كُلُّ امْرِى بِما كَسَبَ رَهينٌ

كسانى كه ايمان آورده اند و فرزندانشان به پيروى از آنان ايمان اختيار كرده اند، فرزندانشان را (در بهشت) به آنان ملحق مى كنيم و از عملشان چيزى نمى كاهيم. هر شخصى در گرو چيزى است كه انجام داده است.

(سوره طور آيه 21)

903 ـ عن أبي مالك عن ابن عباس في قوله تعالى: (والذين آمنوا واتبعتهم ذريتهم) الآية قال: نزلت في النبي وعلي وفاطمة والحسن والحسين عليهم السلام.

ابو مالك از ابن عباس نقل مى كند كه درباره سخن خداوند: «و الذين آمنوا و اتبعتهم ذريتهم بايمان» گفت: اين آيه در مورد پيامبر و على فاطمه و حسن و حسين نازل شده است.

904 ـ قال ابن عمر: إنا إذا عدّدنا قلنا: أبوبكر و عمر، وعثمان. فقال له رجل: يا أبا عبدالرحمان فعلىّ؟ قال ابن عمر: ويحك عليّ من أهل البيت لا يقاس بهم، عليّ مع رسول الله في درجته، إنّ الله يقول: (والذين آمنوا واتّبعتهم ذرّيتهم) ففاطمة مع رسول الله في درجته وعليّ معهما.

ابن عمر گفت: وقتى ما شمارش مى كنيم، مى گوييم: ابوبكر، عمر و عثمان. مردى به او گفت: اى ابو عبدالرحمان پس على را چرا نمى شمريد؟ ابن عمر گفت: واى بر تو على از اهل بيت است و كسى با آنان قياس نمى شود، على در رتبه خود همراه با رسول الله است، خداوند مى فرمايد: «و الذين آمنوا و اتبعتهم ذريتهم» فاطمه در رتبه خود با پيامبر همراه است و على با هر دو آنها همراه است.(4)

905 ـ عن أبي جعفر، وأبي عبدالله في قوله: (واتبعتهم ذرّيتهم بإيمان) قالا: يميل أعمال آبائهم ويحفظ الأطفال بأعمال آبائهم كما حفظ الله الغلامين بصلاح أبيهما.

از ابوجعفر و ابو عبدالله نقل شده كه راجع به سخن خداوند: «و اتبعتهم ذريتهم بايمان»گفتند: آن فرزندان به كارهاى پدرانشان ميل مى كنند و كودكان با كارهاى پدرانشان حفظ مى شوند، همانگونه كه خداوند (در جريان موسى و خضر) آن دو كودك را به خاطر مصلحت پدرانشان حفظ كرد.

906 ـ از يكى از دو نفرى كه حديث قبلى از آنان نقل شد، روايت شده كه گفت: (فرزندان) پايين تر از آنان قرار مى گيرند و خدا آنان را به ايشان ملحق مى كند.

907 ـ عن سعيد بن جبير عن ابن عبّاس قال: يرفع الله للمسلم ذرّيته و إن كانوا دونه في العمل لتقرّ بذلك عينه، ثم قرأ (ألحقنا بهم ذرّيتهم).

سعيد بن جبير از ابن عباس نقل مى كند كه گفت: خداوند فرزندان شخص مسلمان را بالا مى برد اگرچه در عمل از او پايين تر باشد تا با اين كار چشم او را روشن سازد سپس اين آيه را خواند: «الحقنابهم ذرياتهم».

908 ـ عن عبدالله في قوله: (ألحقنا بهم ذرّيتهم) قال: الرجل يكون له القدم فيدخل الجنّة وله ذرّية فيرفعون إليه لتقرّ بهم عينه، ولم يبلغوا ذلك.

عبدالله درباره سخن خداوند: «و الحقنابهم ذرياتهم» گفت: گاهى كسى داراى ثبات قدم است ولذا به بهشت مى رود و داراى فرزندانى است كه آنان هم بالا برده مى شوند تا چشم پدران روشن شود در حالى كه آنان به آن رتبه نرسيده اند.

909 ـ اين مضمون با اندك تغييرى با سند ديگرى نيز نقل شده است.

( 163 )

و نيز از سوره نجم نازل شده است:

وَ النَّجْمِ اِذا هَوى ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى اِنْ هُوَ اِلاّ وَحْىٌ يُوحى عَلَّمَهُ شَديدُ الْقُوى ذُو مِرَّة فَاسْتَوى وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى

سوگند به ستاره چون فرود آيد كه يار شما نه گمراه شده و نه سرگشته است و از روى هوس سخن نمى گويد، بلكه آن به جز و حيى كه وحى مى شود نيست، او را فرشته نيرومند آموخته است، توانمندى كه راست ايستاد واو بر افق بالا بود.

(سوره نجم آيات 1 ـ 4)

910 ـ عن أنس قال: انقضّ كوكب على عهد رسول الله فقال النبي(ص): انظروا إلى هذا الكوكب فمن انقضّ في داره فهو الخليفة من بعدي. فنظرنا فإذاً هو انقضّ في منزل عليّ بن أبي طالب، فقال جماعة من الناس: قد غوى محمّد في حبّ عليّ فأنزل الله: (والنجم إذا هوى، ما ضلّ صاحبكم وماغوى، وماينطق عن الهوى إن هو إلاّ وحي يوحى).

انس گفت: در زمان پيامبر ستاره اى فرود آمد، پيامبر گفت: به اين ستاره نگاه كنيد، در خانه هر كس فرود آيد او خليفه من پس از من است. پس نگاه كرديم و ديديم كه در منزل علىّ بن ابى طالب(ع) فرود آمده است. گروهى از مردم گفتند: محمد در محبت على سرگشته است، پس خدا اين آيه را نازل كرد: «و النجم اذا هوى ماضلّ صاحبكم و ما غوى و ما ينطق عن الهوى ان هو الّا وحى يوحى».

911 ـ همين مضمون با تغيير اندكى با سند ديگرى از انس بن مالك نقل شده است.

912 ـ عن سعيد بن جبير، عن ابن عباس قال: كنت جالساً مع فتية من بني هاشم عند النبي صلى الله عليه وآله وسلم إذ انقضّ كوكب فقال رسول الله: من انقضّ هذا النجم في منزله فهو الوصىّ من بعدي. فقام فتية من بني هاشم فنظروا فإذا الكوكب قد انقضّ في منزل عليّ قالوا: يا رسول الله قد غويت في حبّ علي. فأنزل الله تعالى (والنجم إذا هوى ـ إلى قوله ـ وهو بالأفق الأعلى).

سعيد بن جبير از ابن عباس نقل مى كند كه گفت: با گروهى از جوانان بنى هاشم نزد پيامبر نشسته بوديم كه ستاره اى فرود آمد، پيامبر گفت: هر كس كه اين ستاره در خانه او فرود آمده باشد او وصى من پس از من است. جمعى از جوانان بنى هاشم برخاستند و نگاه كردند ديدند كه آن ستاره در خانه على فرود آمده است. گفتند: يا رسول الله در محبت على سرگشته شده اى، پس خداوند اين آيه را نازل كرد: «و النجم اذا هوى ـ تا ـ بالافق الاعلى»

913 ـ 915 ـ همين مضمون با تفاوت اندكى با چند طريق ديگر نيز نقل شده است.

916 ـ عن ابن عباس في قول الله: (والنجم إذا هوى) قال: لمّا جمعت الأنصار لرسول الله صلى الله عليه وآله وسلم سبعمائة دينار، وأتوا بها إليه فقالوا: قد جمعنا لك هذه فاقبلها منا. فأنزل الله (قل: لا أسألكم عليه) على تبليغ الرسالة والقرآن (أجراً) أي جعلا (إلا المودّة في القربى) يعني إلا حب أهل بيتي. فقال المنافقون: إنه يريد منا أن نحب أهل بيته، فأنزل الله (والنجم إذا هوى) يعني والقرآن إذا نزل نجماً نجماً على محمد (ما ضلّ صاحبكم) ما كذب محمد (وما غوى) إنما فضّل أهل بيته من قولي (وما ينطق عن الهوى) يعني فيما قاله رسول الله في فضل أهل بيته (إن هو) يعني القرآن (إلا وحي) من الله في فضل أهل بيته و محمد بوحي من الله يقول.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «و النجم اذا هوى» گفت: انصار براى پيامبر خدا هفتصد دينار جمع كردند و آن را نزد آن حضرت آوردند و گفتند: اين مبلغ را براى تو جمع كرده ايم آن را از ما بپذير، پس خداوند اين آيه را نازل كرد: «قل ما اسئلكم عليه اجرا» يعنى براى تبليغ رسالت و قرآن مزدى از شما نم