على ده بار با پيامبر نجوا كرد و در هر نجوايى دينارى صدقه مى داد.

967 ـ عن جابر قال: إن رسول الله انتجى علياً في غزوة الطائف يوماً فقالوا: قد طالت مناجاتك منذ اليوم مع علي. فقال: ما أنا انتجيته ولكن الله انتجاه.

جابر گفت: پيامبر خدا در جنگ طائف روزى با على صحبت خصوصى و نجوا كرد، گفتند: صحبت خصوصى شما امروز طول كشيد، گفت: من با او نجوا نمى كردم بلكه خدا با او نجوا مى كرد.(5)

968 ـ 969 ـ اين مضمون با اسناد ديگرى هم نقل شده است.

( 172 )

و نيز در اين سوره نازل شده است.

لا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ الاْخِرِ يُوآدُّونَ مَنْ حادَّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آبآءَهُمْ أَوْ أَبْنآءَهُمْ أَوْ اِخْوانَهُمْ أَوْ عَشيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ فى قُلُوبِهِمُ الاْيِمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوح مِنْهُ

قومى را نيابى كه به خدا و روز قيامت ايمان داشته باشد و كسانى را دوست بدارد كه با خدا و رسولش مخالفت كرده اند هر چند پدرانشان يا پسرانشان يا قبيله آنان باشد، اينانند كه (خدا) در دل هايشان ايمان را نوشته و آنان را با روحى از خود تأييد كرده است.

(سوره مجادله آيه 22)

970 ـ عن جعفربن محمد، عن أبيه في قوله تعالى: (لا تجد قوماً يؤمنون بالله واليوم الآخر) إلى آخر القصة، قال: نزلت في علىّ بن أبي طالب.

جعفر بن محمد از پدرش نقل مى كند كه آيه: «لاتجد قوماً يؤمنون بالله و اليوم الاخر» درباره علىّ بن ابى طالب(ع) نازل شده است.

971 ـ عن علىّ بن محمد بن بشر; قال: كنت عند محمد بن علىّ جالساًإذا جاء راكب أناخ بعيره ثمّ أقبل حتى دفع إليه كتاباً، فلما قرأه قال: ما يريد منا المهلّب فوالله ما عندنا اليوم من دنيا، ولا لنا من سلطان. فقال: جعلني الله فداك إنّه من أراد الدنيا والآخرة فهو عندكم أهل البيت. قال: ما شاء الله أما إنه من أحبّنا في الله نفعه الله بحبّنا ومن أحبّنا لغير الله فإنّ الله يقضي في الأمور ما يشاء إنمّا حبّنا أهل البيت شيء يكتبه الله في قلب العبد، فمن كتبه الله في قلبه لم يسطع أحد أن يمحوه، أما سمعت الله يقول: (أولئك كتب في قلوبهم الإِيمان وأيديهم بروح منه) إلى آخر الآية ،فحبّنا أهل البيت من أصل الإِيمان.

علىّ بن محمد بن بشر گفت: نزد محمد بن على نشسته بودم كه شتر سوارى آمد و شتر خود را خوابانيد و وارد شد و نامه اى را به او داد، وقتى آن نامه راخواند، گفت: مهلب از ما چه مى خواهد؟ امروز نزد ما دنيا و حكومت نيست، او گفت: خدا مرا فداى تو كند، هر كس دنيا و آخرت را بخواهد، آن نزد شما اهل بيت است، گفت: آنچه خدا بخواهد ولى هر كس به خاطر خدا دوست داشته باشد، خداوند او را به سبب دوستى با ما سود مى دهد و اگر كسى ما را به خاطر غير خدا دوست داشته باشد، خدا آنچه را كه بخواهد در كارها انجام مى دهد. همانا محبت ما اهل بيت چيزى است كه خداوند در دل بنده مى نويسد، پس هر كس كه خدا محبت ما را در دل او نوشته است، كسى نمى تواند آن را از بين ببرد، آيا سخن خدا را نشنيده اى: «اولئك كتب فى قلوبهم الايمان و ايدهم بروح منه» دوستى ما اهل بيت همان ايمان است.

( 173 )

و نيز از سوره حشر نازل شده است.

ويُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْكانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ

و ديگران را برخود مقدم مى دارند هر چند خودشان بسيار نيازمند باشند.

(سوره حشر آيه 9)

972 ـ عن أبي هريرة قال: إنّ رجلا جاء إلى النبي صلى الله عليه وآله وسلم فشكا إليه الجوع فبعث إلى بيوت أزواجه فقلن ما عندنا إلاّ الماء فقال (ص): من لهذا الليلة؟ فقال علىّ: أنا يا رسول الله. فأتى فاطمة فأعلمها فقالت :ما عندنا إلاّ قوت الصبية، ولكنّا نؤثر به ضيفنا فقال علىّ: نوّمي الصبية، و أنا أطفىء السراج للضيف .ففعلت وعَشوا الضيف فلمّا أصبح أنزل الله فيهم هذه الآية: (ويؤثرون على أنفسهم) الآية.

ابو هريره گفت: مردى نزد پيامبر آمد و از گرسنگى شكايت كرد پيامبر به خانه هاى همسرانش كسى فرستاد و آنان گفتند: جز آب چيزى نداريم، پيامبر گفت: چه كسى اين مرد را امشب ميهمان مى كند؟ على گفت: من يا رسول الله، پس نزد فاطمه آمد و او را باخبر كرد، او گفت: نزد ما جز غذاى بچه ها چيزى نيست، ولى ما آن را به مهمانمان مى دهيم، على گفت: بچه ها را بخوابان و من چراغ را براى مهمان خاموش مى كنم، فاطمه چنين كرد و به مهمان غذا دادند، چون صبح شد خداوند درباره آنان اين آيه را نازل كرد: «ويؤثرون على انفسهم و لو كان بهم خصاصة»

973 ـ عن ابن عباس في قول الله: (ويؤثرون على أنفسهم ولو كان بهم خصاصة) قال: نزلت في علىّ وفاطمة والحسن و الحسين عليهم السلام.

ابن عباس: درباره سخن خداوند: «و يؤثرون على انفسهم و لو كان بهم خصاصه» گفت: راجع به على و فاطمه و حسن و حسين نازل شده است.

( 174 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

وَ الَّذينَ جآءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لاِخِْوانِنَا الَّذينَ سَبَقُونا بِالاْيَِمانِ وَ لا تَجْعَلْ فى قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذينَ آمَنُوا رَبَّنآ اِنَّكَ رَؤُوفٌ رَحيمٌ

و كسانى كه پس از آنان آمدند مى گويند: پروردگار را ما و برادرانمان را كه در ايمان بر ما پيشى گرفته اند بيامرز و در دل هاى ما كينه اى براى مؤمنان قرار مده، پروردگارا تو مهربان و بخشنده اى.

(سوره حشر آيه 10)

974 ـ عن سلمة بن الأكوع قال: بينما النبي ببقيع الغرقد وعليّ معه فحضرت الصلاة، فمرّ به جعفر فقال النبي (ص): يا جعفر صلّ جناح أخيك. فصلّى النبي بعليّ وجعفر، فلمّا انفتل من صلاته قال: يا جعفر هذا جبرئيل يخبرني عن ربّ العالمين أنّه صيّر لك جناحين أخضرين مفصصين بالزبرجد والياقوت تغدو وتروح حيث تشاء. قال علىّ: فقلت: يا رسول الله هذا لجعفر فمالي؟ قال النبي (ص): يا علىّ أو ما علمت أنّ الله عزّوجلّ خلق خلقاً من أمّتي يستغفرون لك إلى يوم القيمامة؟ قال علىّ: ومن هم يا رسول الله؟ قال: قول الله عزّوجلّ في كتابه المنزل علىّ: (والذين جاؤا من بعدهم يقولون: ربّنا اغفرلنا ولإِخواننا الذين سبقونا بالإِيمان، ولا تجعل في قلوبنا غلاًّ للذين آمنوا ربّنا إنّك رؤف رحيم) فهل سبقك إلى الإِيمان أحد يا علىّ؟

سلمة بن اكوع گفت: پيامبر در بقيع بود و على نيز همراه او بود وقت نماز رسيد و جعفر نيز از آنجا عبور مى كرد، پيامبر گفت: اى جعفر در كنار برادرت نماز بخوان، پس پيامبر با على و جعفر نماز خواند و چون از نماز فارغ شد گفت: اى جعفر اين جبرئيل است و از سوى پروردگار جهانيان خبر مى دهد كه براى تو دو بال سبز با نگين هاى زبرجد و ياقوت قرار داده شده كه صبح و شام به هركجا كه بخواهى پرواز كنى.

على مى گويد: گفتم: يا رسول الله اين براى جعفر است، پس براى من چيست؟ پيامبر گفت: يا على آيا نمى دانى كه خداوند گروهى از امت مرا آفريده كه تا روز قيامت براى تو استغفار مى كنند؟ على گفت: آنان چه كسانى هستند يا رسول الله؟ پيامبر گفت: سخن خداوند در كتابش كه بر من نازل شده: «والذين جاؤا من بعدهم يقولون ربنا اغفر لنا و لا خواننا الذين سبقونا بالايمان» يا على