 آيا كسى در ايمان بر تو پيشى گرفته؟

975 ـ عن عكرمة عن ابن عباس قال: فرض الله الاستغفار لعلي في القرآن على كل مسلم قال: وهو قوله: (يقولون: ربنا اغفرلنا ولإِخواننا الذين سبقونا بالإِيمان) وهو السابق.

عكرمه از ابن عباس نقل مى كند كه گفت: خداوند در قرآن، استغفار كردن به على را به هر مسلمانى واجب كرده است و آن مضمونِ سخن خداوند است: «يقولون ربنا اغفر لنا و لاخواننا الذين سبقونا بالايمان» و على سابق بود.

976 ـ عن عبدالله بن عباس قال: كنت مع عليّ بن أبي طالب فمرّ بقوم يدعون فقال: أدعوا لي فإنه أمرتم بالدعاء لي، قال الله عزوجل: (والذين جاؤا من بعدهم يقولون: ربنا اغفرلنا ولإِخواننا الذين سبقونا بالإِيمان) وأنا أول المؤمنين إيماناً.

عبدالله بن عباس گفت: با علىّ بن ابى طالب(ع) بودم كه بر گروهى عبور كرد كه دعا مى كردند، پس گفت: بر من دعا كنيد چون به شما فرمان داده شده كه بر من دعا كنيد، خداوند مى فرمايد: «والذين جاؤا من بعدهم يقولون ربنا اغفرلنا و لاخواننا الذين سبقونا بالايمان» ومن نخستين كس از مؤمنان هستم كه ايمان آورده ام.

( 175 )

و نيز در سوره صف نازل شده است:

اِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ فى سَبيلِه صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ

خداوند كسانى را كه در راه او پيكار مى كنند دوست دارد گويا كه آنان بنايى آهنين هستند.

(سوره صف آيه 4)

977 ـ عن ضحاك عن ابن عباس في قوله تعالى: (إنّ الله يحبّ الذين يقاتلون في سبيله صفّاً كأنّهم بنيان مرصوص) أنّه قيل له: من هؤلاء؟ قال: حمزة أسد الله وأسد رسوله وعليّ بن أبي طالب وعبيدة بن الحارث والمقداد بن الأسود.

ضحاك از ابن عباس نقل مى كند كه درباره سخن خداوند: «انّ الله يحبّ الذين يقاتلون فى سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص» از او پرسيده شد كه آنان چه كسانى هستند؟ او گفت: حمزه شير خدا و شير پيامبرش و علىّ بن ابى طالب(ع) و عبيدة بن حارث و مقداد بن اسود.

978 ـ عن ابن عباس قال: كان علىّ إذا صفّ في القتال كأنّه بنيان مرصوص فأنزل الله تعالى هذه الآية.

ابن عباس گفت: وقتى على در صف جنگ بود مانند بنايى آهنين بود و خدا اين آيه را نازل كرد.

979 ـ عن أبي صالح، عن ابن عباس في قوله جلّوعزّ: (إنّ الله يحبّ الذين يقالون في سبيله صفّاً) قال: نزل في علي وحمزة وعبيدة وسهل بن حنيف، والحارث بن الصمّة و أبي دجانة.

ابو صالح از ابن عباس نقل مى كند كه گفت: سخن خداوند: «ان الله يحب الذين يقاتلون فى سبيله صفا» درباره على و حمزه و عبيده و سهل بن حنيف و حارث بن صمه و ابودجانه نازل شده است.

( 176 )

و نيز در سوره جمعه نازل شده است:

وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ

وبه آنان كتاب و حكمت ياد مى داد.

(سوره جمعه آيه 2)

980 ـ عن ابن عباس في قوله تعالى: (هو الذي بعث في الأميّين رسولا منهم يعلّمهم الكتاب والحكمة) الآية، قال: الكتاب القرآن، والحكمة ولاية علي بن أبي طالب.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «يعلمهم الكتاب والحكمة» گفت: منظور از كتاب قرآن و منظور از حكمت ولايت علىّ بن ابى طالب(ع) است.

( 177 )

و نيز در سوره تحريم نازل شده است:

وَ اِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَاِنَّ اللّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْريلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمَلاِئكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهيرٌ

و اگر شما دو نفر بر ضد او همدستى كنيد، همانا خداوند ياور اوست و جبرئيل و شايسته ترينِ مؤمنان، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان اويند.

(سوره تحريم آيه 4)

981 ـ عن علي بن أبي طالب قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم في قول الله: (وصالح المؤمنين) قال: هو علىّ بن أبي طالب.

علىّ بن ابى طالب(ع) گفت: رسول خدا درباره سخن خداوند: «وصالح المؤمنين» گفت: او علىّ بن ابى طالب(ع) است.(6)

982 ـ عن علىّ بن موسى بن جعفر بن محمد، عن أبيه موسى عن أبيه عن جدّه قال: قال: رسول الله في قوله تعالى: (وصالح المؤمنين) قال: صالح المؤمنين علي بن أبي طالب.

علىّ بن موسى بن جعفر از پدران خود نقل مى كند كه پيامبر خدا راجع به سخن خداوند: «وصالح المؤمنين» گفت: صالح مؤمنان علىّ بن ابى طالب است.

983 ـ 988 ـ اين مضمون با چند سند ديگر نيز روايت شده است.

989 ـ عن عمّار بن ياسر قال: سمعت علىّ بن أبي طالب يقول: دعاني رسول الله فقال: ألا أبشّرك؟ قلت بلى يا رسول الله، وما زلت مبشّراً بالخير. قال: قد أنزل الله فيك قرآناً. قلت: وما هو يا رسول الله؟ قال: قرنت بجبرئيل ثمّ قرأ (وجبريل وصالح المؤمنين) فأنت والمؤمنون من بني أبيك الصالحون.

عمار ياسر گفت: از علىّ بن ابى طالب شنيدم كه مى گفت: رسول خدا مرا خواند و گفت: آيا مژده اى به تو بدهم؟ گفتم: آرى يا رسول الله و من همواره با نيكى مژده داده شده ام، گفت: خداوند درباره تو قرآنى فرستاده است، گفتم: آن چيست يا رسول الله؟ گفت: با جبرئيل هم رديف شده اى، آنگاه قرائت كرد: «وجبريل و صالح المؤمنين» تو و مؤمنان از فرزندان پدرت، همان صالحان هستيد.

990 ـ عن حذيفة قال: دخلت على النبي (ص) فقال: وصالح المؤمنين علىّ بن أبي طالب.

حذيفه گفت: بر پيامبر وارد شدم گفت: صالح المؤمنين علىّ بن ابى طالب(ع) است.

991 ـ 994 ـ اين مضمون باچند سند ديگر نيز از ابن عباس و سدى و مجاهد و ابن سيرين و ابوجعفر نقل شده است.

995 ـ عن ابن عبّاس في قوله تعالى: (وإن تظاهرا عليه) قال: نزلت في عائشة وحفصة، وقوله (فإن الله هو مولاه وجبريل) نزلت في رسول الله خاصة وقوله: (وصالح المؤمنين) نزلت في علي خاصة.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «وان تظاهرا عليه = و اگر شما دو نفر بر ضد او دست به هم دهيد» گفت: راجع به عايشه و حفصه نازل شده و «فان الله هو مولاه و جبريل» درخصوص رسول الله نازل شده و «صالح المؤمنين» در خصوص على نازل شده است.

996 ـ عن سدير الصيرفي عن أبي جعفر قال: لقد عرّف رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم علياً أصحابه مرّتين، أمّا مرّة حيث قال: من كنت مولاه فعلىّ مولاه، وأما الثانية فحيث نزلت هذه الآية: (فإنّ الله هو مولاه) الآية، أخذ رسول الله بيد علىّ فقال: أيّها الناس هذا صالح المؤمنين.

سدير صيرفى از ابوجعفر نقل مى كند كه گفت: پيامبر خدا علىّ بن ابى طالب (ع) را دوبار به اصحاب خود معرفى كرد، يك بار هنگامى كه گفت: هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست و بار ديگر هنگامى بود كه اين آيه نازل شد: «فان الله هو مولاه و جبريل و صالح المؤمنين» پيامبر دست على را گرفت و گفت: اى مردم شايسته ترينِ مؤمنان اين است.

( 178 )

و نيز در سوره ملك نازل شده است:

فَلَمّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سيئَتْ وُجُوهُ الَّذينَ كَفَرُوا

هنگامى كه آن را نزديك ببينند صورت كافران زشت مى شود

(سوره ملك آيه 27)

997 ـ عن الأعمش في قوله تعالى: (فلمّا رأوه زلفة سيئت وجوه الذين كفروا) قال: لمّا رأوا ما لعلىّ بن .بي طالب عندالله من الزلفى سيئت وجوه الذين كفروا.

اعمش راجع به سخن خداوند: «فلما رأوه زلفة سيئت وجوه الذين كفروا» گفت: هنگامى كه آن مقام قربى را كه علىّ بن ابى طالب(ع) نزد خدا دارد مى بينند صورت كافران زشت مى شود.

998 ـ عن أبي 