و ما آنها را از تو پذيرفتيم، آنگاه راضى نشدى تا اينكه اين جوان را (به امامت) نصب كردى و گفتى: هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست. آيا اين كار از جانب خودت بود يا با امرى از خدا بود؟ پيامبر گفت: امرى از جانب خدا بود، گفت: سوگند به خدايى كه معبودى جز او نيست، آيا اين كار از سوى خدا بود؟ پيامبر گفت: سوگند به خدايى كه معبودى جز او نيست، اين كار از سوى خدا بود، نعمان برگشت در حالى كه مى گفت: خدايا اگر اين حق و از جانب توست، براى ما سنگى از آسمان بباران و يا عذابى دردناك به ما بفرست. پس خدا سنگى بر سر او فرود آورد و او را كشت و خدا اين آيه را نازل كرد: «سأل سائل بعذاب واقع»

1031 ـ همين مضمون با سند ديگرى نيز نقل شده است.

1032 ـ عن محمّد بن علىّ قال: أقبل الحارث بن عمرو الفهري إلى النبي صلى الله عليه وآله وسلم فقال: إنّك أتيتنا بخبر السماء فصدّقناك وقبلنا منك.

فذكر مثله إلى قوله :فارتحل الحارث فلمّا صار ببطحاء مكة أتته جندلة من السماء فشدخت رأسه، فأنزل الله (سأل سائل بعذاب واقع للكافرين) بولاية علي عليه السلام.

محمد بن على گفت: حارث بن عمرو فهرى نزد پيامبر آمد و گفت: تو خبر آسمان را به ما آوردى و ما تو را تصديق كرديم و پذيرفتيم (حديث مانند حديث قبلى ادامه مى يابد تا آنجا كه) پس حارث رفت و چون به بطحاء مكه رسيد سنگى از آسمان بر او فرود آمد و سر او را شكست، پس خدا اين آيه را نازل كرد: «سأل سائل بعذاب واقع للكافرين» يعنى كافران به ولايت على.

1033 ـ همين مضمون باسند ديگرى از حذيفة بن يمان نقل شده ولى در اين روايت نام آن شخص نعمان بن منذر فهرى ذكر شده است.

1034 ـ عن أبي هريرة قال: أخذ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم بعضد علىّ بن أبي طالب يوم غدير خمّ ثم قال: من كنت مولاه فهذا مولاه. فقام إليه أعرابي فقال: دعوتنا أن نشهد أن لا إله إلاّ الله، و أنّك رسول الله فصدّقناك و أمرتنا بالصّلاة والصيام فصلّينا وصمنا، وبالزكاة فأدّينا فلم تقنعك إلاّ أن تفعل هذا؟! فهذا عن الله أم عنك؟! قال: عن الله لا عنّي. قال: الله الذي لا إله إلاّ هو لهذا عن الله أم عنك؟! قال: نعم ثلاثاً فقام الأعرابي مسرعاً إلى بعيره وهو يقول: (اللهمّ إن كان هذا هوالحقّ من عندك) الآية، فما استتمّ الكلمات حتى نزلت نار من السماء فأحرقته وأنزل الله في عقب ذلك (سأل سائل ـ إلى قوله ـ دافع).

ابوهريره گفت: پيامبر خدا در روز غدير خم، بازوى علىّ بن ابى طالب(ع) را گرفت سپس گفت: هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست. پس عربى بلند شد و گفت: ما را دعوت كردى كه شهادت بدهيم معبودى جز خدا نيست و تو پيامبر خدا هستى ما تو را تصديق كرديم و ما را به نماز و روزه فرمان دادى نماز خوانديم و روزه گرفتيم و به زكات فرمان دادى آن را داديم، اينها تو را قانع نكرد مگر اينكه اين كار را بكنى؟ آيا اين كار از جانب خداست و يا از جانب توست؟ پيامبر گفت: از جانب خداست و از طرف من نيست. گفت: تو را سوگند به خدايى كه معبودى جز او نيست اين كار از جانب خدا بود و از جانب تو نبود؟ پيامبر سه بار گفت: آرى، آن عرب با شتاب به سوى شتر خود رفت در حالى كه مى گفت: خدايا اگر اين حق است و از جانب توست سنگى از آسمان براى ما بباران. سخنان او تمام نشده بود كه آتشى از آسمان فرود آمد و او را سوزانيد و در پى اين جريان خدا اين آيه را نازل كرد: «سأل سائل بعذاب واقع».

( 183 )

و در سوره جنّ نازل شده است:

وَ مَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّه يَسْلُكْهُ عَذابًا صَعَدًا

و هر كس از ياد پروردگار خود دل بگرداند او را به عذابى سهمگين بكشاند.

(سوره جن آيه 17)

1035 ـ عن ابن عباس في قوله تعالى: (من يعرض عن ذكر ربه) قال:ذكر ربه ولاية علي بن أبي طالب عليه وعلى أولاده السلام.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «ومن يعرض عن ذكر ربه» گفت: ذكر پروردگار، همان ولايت على است كه بر او و فرزندانش درود باد.

( 184 )

ونيز از سوره مزمل نازل شد است:

اِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى مِنْ ثُلُثَىِ الْلَيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طآئِفَةٌ مِنَ الَّذينَ مَعَكَ

همانا پروردگار تو مى داند كه تو و گروهى از همراهانت نزديك به دو سوم شب و (گاه) نصف آن و (گاه) يك سوم آن را به نماز برمى خيزى.

(سوره مزمل آيه 20)

1036 ـ عن ابن عبّاس في قوله تعالى: (إنّ ربّك يعلم انّك تقوم أدنى من ثلثي الليل ونصفه وثلثه وطائفة من الذين معك). قال: علىّ و أبوذرّ.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «ان ربك يعلم انك تقوم ادنى من ثلثى الليل و نصفه و ثلثه و طائفة من الذين معك» گفت: على و ابوذر.

1037 ـ عن ابن عبّاس في قوله تعالى: (إنّ ربّك يعلم أنّك ـ يا محمّد ـ تقوم ـ تصلي ـ أدنى من ثلثي الليل ونصفه وطائفة من الذين معك) قال: فأوّل من صلى مع رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم علىّ بن أبي طالب وأوّل من قام الليل معه علىّ و أوّل من بايع معه علىّ و أوّل من هاجر معه علىّ.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «ان ربك يعلم انك تقوم ادنى من ثلثى الليل و نصفه و ثلثه و طائفة من الذين معك» گفت: خطاب به محمد است و «تقوم» يعنى نماز مى خوانى. گفت: نخستين كسى كه با رسول خدا نماز خواند علىّ بن ابى طالب (ع) بود و نخستين كسى كه با رسول خدا در شب به نماز برخاست على بود و نخستين كسى كه با پيامبر بيعت كرد على بود و نخستين كسى كه با او هجرت نمود على بود.

( 185 )

و نيز از سوره مدثر نازل شده است:

كُلُّ نَفْس بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ اِلاّ أَصْحابَ الْيَمينِ فى جَنّات

هر كسى در گرو چيزى است كه كسب كرده جز ياران راست كه در بهشت ها هستند.

(سوره مدثر آيه 39)

1038 ـ عن جابر عن أبي جعفر في قول الله تعالى: (إلا أصحاب اليمين) قال: نحن وشيعتنا أصحاب اليمين.

جابر از ابوجعفر نقل مى كند كه درباره سخن خداوند: «الا اصحاب اليمين» گفت: ما و شيعيان ما ياران راست هستيم.

1039 ـ عن أبي جعفر في قوله: (كلّ نفس بما كسبت رهينة إلاّ أصحاب اليمين) قال، هم شيعتنا أهل البيت.

ابوجعفر گفت: «كل نفس بما كسبت رهينة الا اصحاب اليمين» آنان شيعيان ما هستند.

( 186 )

و نيز از سوره قيامت نازل شده سات:

فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلّى وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلّى ثُمَّ ذَهَبَ اِلى أَهْلِه يَتَمَطّى أَوْلى لَكَ فَأَوْلى

او هرگز ايمان نياورد و نماز نخواند، بلكه تكذيب كرد و رويگردان شد سپس خرامان به سوى كسانش رفت، واى بر تو پس واى بر تو.

(سوره قيامت آيات 30ـ32)

1040 ـ عن عمّار بن ياسر ; قال: كنت عند أبي ذرّ الغفاري في مجلس لابن عباس وعليه فسطاط وهو يحدّث الناس إذ قام أبوذر حتى ضرب بيده إلى عمود الفسطاط، ثم قال: أيها الناس من عرفني فقد عرفني و من لم يعرفني أنبأته باسمي أنا جندب بن جنادة أبوذر الغفاري سألتكم بحق الله و حق رسوله أسمعتم رسول الله يقول: ما أقلّت الغبراء ولا أظلّت الخضراء ذالهجة أصدق من أبي ذر؟ قالوا: اللهم نعم. قال: أتعلمون أيها الناس أنّ رسول الله جمعنا يوم غدير خمّ ألف وثلاث مائة رجل، وجمعنا يوم سمرات خمسمائة رجل، وفي كلّ ذلك يقول: اللهم من كنت مولاه ف