اطمه نان جو و نمك نرم و آب پاكيزه اى به او داد، چون نزديك شدند كه بخورند اسيرى بر در خانه ايستاد و گفت: سلام بر شما اى خاندان نبوت، مرا طعام دهيد خدا شما را طعام دهد، پس قرص نان هاى خود را به او دادند و در حالى كه سه روز و سه شب جز آب نخورده بودند خوابيدند.

چون روز چهارم شد على و حسن و حسين مانند لرزيدن جوجه مى لرزيدند و فاطمه و فضه نيز با آنها بودند و از ضعف، توانايى راه رفتن نداشتند (به هر نحو بود) نزد پيامبر آمدند، پيامبر گفت: خدايا اينان اهل بيت من هستند و از گرسنگى مى ميرند، خدايا به آنان رحم كن و آنان را بيامرز، خدايا اينان اهل بيت من هستند آنان را حفظ كن و از ياد نبر. پس جبرئيل فرود آمد و گفت: اى محمد خداوند تو را سلام مى رساند و مى گويد: دعاى تو را درباره آنان مستجاب كردم و از آنان قدردانى مى كنم و از آنان راضى هستم و بخوان: «ان الابرار يشربون من كأس كان مزاجُها كافورا ـ تا ـ ان هذا كان لكم جزاء وكان سعيكم مشكورا.

اين حديث را در چند مورد مختصر كرديم.

1043 ـ 1052 ـ اين حديث با همين تفصيل و با اندك تفاوتى با سندهاى بسيارى نقل شده است.

1053 ـ عن ابن عباس في قوله تعالى: (ويطعمون الطعام على حبّه) قال: انزلت في علي وفاطمة، أصبحا وعندهم ثلاثة أرغفة، فأطعموا مسكيناً ويتيماً و اسيراً، فباتوا جياعاً فنزلت فيهم هذه الآية.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «ويطعمون الطعام على حبه» گفت: راجع به على و فاطمه نازل شده است آنان سه عدد نان داشتند و آن را به مسكين و يتيم و اسير دادند و خود گرسنه خوابيدند، پس اين آيه نازل شد.

1054 ـ عن ابن عباس في قوله تعالى: (ويطعمون الطعام) قال: مرض الحسن والحسين مرضاً حتّى عادهما جميع أصحاب رسول الله صلى الله عليه وآله سلم فكان فيهم أبوبكر و عمر فقالا: يا أباالحسن لو نذرت لله نذراً. فقال علي لئن عافا الله سبطي نبيه محمد ممّا بهما من سقم لأصومنّ لله نذراً ثلاثة أيام. وسمعته فاطمة فقالت: ولله علىّ مثل الذي ذكرته. وسمعه الحسن والحسين فقالا: يا أبه ولله علينا مثل الذي ذكرت. فأصبحا وقد عافاهما الله تعالى فصاموا فغدا علىّ إلى جار له فقال: أعطنا جزّة من صوف تغزلها لك فاطمة، وأعطنا كراه ما شئت. فأعطاه جزّة من صوف وثلاثة أصوع من شعير.

وذكر الحديث بطوله مع الأشعار إلى قوله: إذ هبط جبرئيل فقال: يا محمد يهنيك ما أنزل فيك وفي أهل بيتك (إنّ الإبرار يشربون من كأس) إلى آخره، فدعا النبي صلى الله عليه وآله وسلم علياً وجعل يتلوها عليه و عليّ يبكي ويقول: الحمد الله الذي خصّنا بذلك.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «ويطعمون الطعام» گفت: حسن و حسين به شدت مريض شدند به گونه اى كه همه اصحاب پيامبر از آنان عيادت كردند و در ميان آنها ابوبكر وعمر نيز بودند،گفتند: اى ابوالحسن اگر براى خدا نذر مى كردى (بهتربود) على گفت: نذر مى كنم كه اگر خداوند دو نوه پيامبرش محمد را شفا بدهد، سه روز روزه بگيرم، فاطمه آن را شنيد و گفت، براى خدادر گردن من همان باشد كه تو گفتى، حسن و حسين نيز آن را شنيدند و گفتند: اى پدر براى خدا در گردن ما همان باشد كه تو گفتى.

خدا آنها را شفا داد پس روزه گرفتند و على نزد همسايه اى آمد وگفت: به ما مقدارى پشم بده تا فاطمه آن رابريسد و در مقابل، آنچه مى خواهى به ما بده، او مقدارى پشم و سه صاع جو داد.

(حديث به همان صورت و با همان اشعار كه در حديث 1042 آورديم ادامه مى يابد تا آنجا كه) جبرئيل فرود آمد و گفت: اى محمد آنچه درباره تو و اهل بيت تو نازل شده تو را خوشحال مى كند: «اِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْس كانَ مِزاجُها كافُورًا» تا آخر آيات. پيامبر على را خواند و آن آيات را بر او تلاوت نمود و على گريه مى كرد و مى گفت: حمد خدا را كه اين آيات را به ما اختصاص داد.

1055 ـ عن ابن عباس في قول الله تعالى: (إنّ الأبرار يشربون) قال: يعني بهم الصدّيقين في إيمانهم علىّ و فاطمة والحسن والحسين، يشربون في الآخرة من كأس خمر كأنّ مزاجها من عين ماء يسمّى الكافور، ثمّ نعتهم فقال: (يوفون بالنذر) يعني يتموّن الوفاء به (يخافون يوماً كان شرّه) عذابه (مستطيراً) قد على وفشا وعمّ، نزلت في علي وفاطمة والحسن والحسين، وذلك إنهما مرضا مرضاً شديداً فعادهما رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم و أبوبكر وعمر ومعه وجوه أصحابه فقال: يا علي أنذر أنت وفاطمة نذراً إن عافى الله ولديك أن تفي به. وساقه بطوله.

ابن عباس درباره سخن خداوند «ان الابرار يشربون» گفت: منظور از ابرار كسانى هستند كه در ايمان خود استوار بودند، على و فاطمه و حسن و حسين، آنان در آخرت از كاسه شرابى مى خورند كه طعم آن از آب چشمه اى است كه به آن كافور گفته مى شود. سپس آنان را چنين توصيف مى كند:«يوفون بالنذر» يعنى آنان به نذر خود وفا مى كنند «و يخافون يوما كان شّره مستطيرا» يعنى از روزى مى ترسند كه عذاب آن عمومى است. اين آيات درباره على و فاطمه و حسن و حسين نازل شده است.

به اين صورت كه حسن و حسين مريض شدند و پيامبر خدا و ابوبكر و عمر و گروهى از بزرگان اصحاب از آنان عيادت كردند، پيامبر گفت: يا على تو و فاطمه نذر كنيد كه اگر خداوند دو فرزندت را شفابدهد به آن نذر عمل كنيد (حديث به همان صورت كه پيشتر نقل كرديم ادامه مى يابد).

1056 ـ عن عطاء عن ابن عباس في قوله تعالى: (ويطعمون الطعام على حبّه) قال: وذلك إنّ علىّ بن أبي طالب آجر نفسه ليسقي نخلا بشيء من شعير ليلة حتى أصبح، فلمّا أصبح وقبض الشعير طحن ثلثه فجعلوا منه شيئاً ليأكلوه يقال له الحريرة، فلما تمّ انضاجه أتى مسكين فأخرجوا إليه الطعام، ثم عملا الثلث الثاني فلمّا تمّ إنضاجه أتى يتيم فسأل فأطعموه ثم عملا الثلث الباقي فلمّا تمّ انضاجه أتى أسير من المشركين فسأل فأطعموه وطووا يومهم ذلك.

عطاء از ابن عباس نقل مى كند كه درباره سخن خداوند: «و يطعمون الطعام على حبه» گفت: علىّ بن ابى طالب(ع) اجير شد تا در مقابل مقدارى از جو شب تا صبح نخلستانى را آبيارى كند، چون صبح شد و جو را گرفت يك سوم آن را آرد كردند و از آن طعامى كه به آن حريره مى گويند، درست كردند تا آن را بخورند، چون آماده كردند مسكينى آمد و آن طعام را به او دادند، سپس ثلث دوم را درست كردند كه يتيمى آمد و سؤال كرد آن طعام را به او اطعام نمودند، سپس ثلث بقيه را آماده كردند وقتى آماده شد، اسيرى از مشركان آمد و سؤال كرد پس او را طعام دادند و آن روزشان را گرسنه به سر بردند.

1057 ـ عن ابن عباس في قوله تعالى: (ويطعمون الطعام على حبّه) مسكيناً ويتيماً وأسيراً إنّما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاءً ولا شكوراً، إنّا نخاف من ربّنا يوماً عبوساً قمطريراً) الآيات قال: نزلت في علي ابن أبي طالب أطعم عشاءه و أفطر على القراح.

ابن عباس گفت: «ويطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا» تا آخر آيات درباره علىّ بن ابى طالب(ع) نازل شده هنگامى كه شام خود را داد و با آب افطار كرد.

1058 ـ عن مجاهد في قوله تعالى: (إنّما نطعمكم لوجه الله) قال: لم يقولوا حين أطعموهم (نطعمكم لو