خستين چيزى كه در مدينه نازل شد ويل للمطففين، سپس بقره، سپس انفال، سپس آل عمران، سپس احزاب، سپس ممتحنه، سپس نساء، سپس اذازلزلت، سپس محمد، سپس هل اتى على الانسان و سپس طلاق بود تا آنجا كه گفت: در اول هر سوره اى كه در مكه نازل گشته، نوشته شده «مكية» سپس خداوند آنچه را كه مى خواست در مدينه بر آن افزود. و اين سى سوره است كه در مدينه نازل شده است.

1066 ـ عن عطاء قال: هذا كتاب ما ذكر لنا من تفسير القرآن وتنزيل سوره الأوّل فالأول ممّا نزلت بمكة و ما أنزل بعد ذلك بالمدينة. وذكر كلامه إلى قوله: ثمّ كان أوّل ما أنزل بالمدينة سورة البقرة. وذكر إلى قوله ثمّ هل أتى على الإِنسان حين من الدهر لم يكن شيئاً مذكوراً. وذكر الحديث.

عطاء گفت: اين كتابى است از آنچه از تفسير و تنزيل سوره هاى قرآن به ترتيب نزول قرآن در مكه و مدينه نازل گشته، به ما گفته شده است. تاآنجاكه مى گويد:اولين سوره كه درمدينه نازل شد سوره بقره بود و ادامه مى دهد ومى گويد: سپس سوره هل اتى على الانسان حين من الدهراست وحديث را ذكر مى كند.

1067 ـ عن عكرمة، والحسن ابن أبي الحسن: أنّ أوّل ما أنزل الله من القرآن بمكة (اقرأ باسم ربك الذي خلق) ون والقلم. وذكر كلامه إلى قوله: وما أنزل الله بالمدينة ويل للمطففين، والبقرة، والأنفال،وآل عمران، والأحزاب ـ وساق كلامه إلى قوله ـ: والرحمان، وهل أتى على الإِنسان، ويا أيها النبي إذا طلقتم. الحديث.

از عكرمه و حسن بن ابى الحسن نقل شده كه نخستين چيزى كه خدا از قرآن در مكه نازل كرد «اقرء باسم ربك الذى خلق» و ن والقلم بود،تا آنجا كه مى گويد:و آنچه خدا در مدينه نازل كرد: ويل للمطففين و بقره و انفال و آل عمران و احزاب تا آنجا كه مى گويد :و رحمن و هل اتى على الانسان و يا ايها النبى اذا طلقتم بود، تا آخر حديث

1068 ـ عن عكرمة والحسن قالا: ما أنزل الله من القرآن بمكة: (اقرأ باسم ربّك) وذكر إلى قوله: وأمّاماأنزل بالمدينة فهي ويل للمطفّفين، والبقرة، وآل عمران، والأنقال، والأحزاب، والمائدة، والممتحنة، والنساء، وإذا زلزلت والحديد، ومحمد والرعد، والرحمان، وهل أتى على الإِنسان، والطلاق، ولم يكن.

عكرمه و حسن گفتند:اولين چيزى كه از قرآن در مكه نازل شد ،اقرء باسم ربك بود، تا آنجا كه گفتند: و آنچه در مدينه نازل شده عبارتند از: ويل للمطففين و بقره و آل عمران وانفال و احزاب و مائده و ممتحنه و نساء و اذا زلزلت و حديد و محمد و رعد و رحمن و هل اتى على الانسان و طلاق و لم يكن.

1069 ـ عن عطاء الخراساني قال: كانت إذا نزلت فاتحة سورة بمكّة كتبت مكّيّة، ثم يزيد الله فيها ما يشاء بالمدينة، وكان أوّل ما نزل بالمدينة سورة البقرة، ثمّ الأنفال، ثمّ آل عمران، ثمّ الأحزاب ثمّ الممتحنة، ثمّ النساء، ثمّ إذا زلزلت ثمّ الحديد، ثمّ سورة محمد ثم سورة الرعد، ثمّ سورة الرحمان، ثمّ هل أتى.

عطاء خراسانى گفت: در آغاز هر سوره اى كه در مكه نازل مى گشت، نوشته مى شد: «مكيه» سپس خداوند آنچه را كه خواست در مدينه بر آن افزود و نخستين چيزى كه در مدينه نازل شد، عبارت بودند از: سوره بقره، سپس انفال ،سپس آل عمران، سپس احزاب، سپس ممتحنه، سپس نساء، سپس اذازلزلت، سپس حديد، سپس محمد، سپس سوره رعد، سپس رحمن، سپس هل اتى.

1070 ـ علىّ بن الحسن بن واقد عن أبيه قال: أوّل ما نزل من القرآن بمكة بلا خلاف (اقرأباسم ربك) ثمّ يا أيها المزّمل وساق الكلام إلى قوله: وأوّل ما نزل بالمدينة البقرة، ثمّ الأنفال إلى قوله: (يا ايّها النبي حسبك الله) ثمّ آل عمران، ثمّ الأحزاب، ثمّ الممتحنة، ثمّ النساء ثمّ إذا زلزلت ثمّ الحديد، ثمّ محمد، ثمّ الرعد، ثمّ الرحمان، ثمّ هل أتى على الإِنسان، ثمّ الطلاق، ثمّ لم يكن، ثمّ الحشر. وساق الحديث.

علىّ بن حسين بن واقد از پدرش نقل مى كند كه گفت:نخستين چيزى كه از قرآن در مكه نازل شد،بدون اختلاف «اقرء باسم ربك» بود،سپس يا ايها الزمل، تا آنجا كه گفت:

نخستين چيزى كه در مدينه نازل شد سوره بقره بود، سپس انفال تا آيه «يا ايها النبى حسبك الله» سپس آل عمران، سپس احزاب، سپس ممتحنه، سپس نساء، سپس اذازلزلت، سپس حديد، سپس محمد، سپس رعد، سپس رحمن، سپس هل اتى على الانسان، سپس طلاق، سپس لم يكن، سپس حشر.تا آخر حديث.

( 188 )

و نيز از سوره مرسلات نازل شده است:

اِنَّ الْمُتَّقينَ فى ظِلال وَ عُيُون

همانا پرهيزگاران در سايه ها و چشمه ها هستند.

(سوره مرسلات آيه 41)

1071 ـ عن مجاهد، عن ابن عباس في قوله تعالى: (إن المتقين) قال: يعني الذين اتّقوا الشرك والذنوب و الكبائر، وهم علي والحسن والحسين (في ظلال) يعني ظلال الشجر والخيام من اللؤلؤ (وعيون) يعني ماءاً طاهراً يجري (وفواكه) يعني ألوان الفواكه (ممّا يشتهون) يقول: مما يتمنّون (كلوا واشربوا هنيئاً) لا موت عليكم في الجنّة ولاحساب (بما كنتم تعلمون) يعني تطيعون الله في الدنيا (إنّا كذلك نجزي المحسنين) أهل بيت محمّد في الجنة.

مجاهد از ابن عباس نقل مى كند كه درباره سخن خداوند:«ان المتقين»گفت:يعنى كسانى كه از شرك و گناه و كباير پرهيز كردند و آنان عبارت بودند از:على و حسن و حسين «فى ظلال» يعنى در سايه هاى درخت و خيمه هايى از لؤلؤ «و عيون» يعنى آب پاكى كه جارى مى شود «وفواكه» يعنى انواع ميوه ها «مما يشتهون» از آنچه آرزو دارند «كلوا و اشربوا هنيئا» در بهشت مرگ و حسابى نيست «بما كنتم تعملون» يعنى در دنيا خدا را اطاعت كرديد «انا كذلك نجزى المحسنين» اهل بيت محمد در بهشت.

( 189 )

و نيز از سوره نبأ نازل شده است:

عَمَّ يَتَسآءَلُونَ عَنِ النَّبَاِ الْعَظيمِ الَّذى هُمْ فيهِ مُخْتَلِفُونَ

از چه چيزى مى پرسند؟ از آن خبربزرگ كه در آن اختلاف دارند.

(سوره مرسلات آيات 1 ـ 2)

1072 ـ عن أبي حمزة الثمالي قال: سألت أبا جعفر عن قول الله تعالى (عمّ يتسائلون، عن النبأالعظيم) فقال: كان علىّ يقول لأصحابه: أنا والله النبأ العظيم الذي اختلف فىّ جميع الأمم بألسنتها والله ما لله نبأ أعظم مني، ولا لله آية أعظم مني

ابوحمزه ثمالى گفت: از ابوجعفر درباره سخن خداوند «عم يتسائلون عن النبأ العظيم» پرسيدم گفت: على به يارانش گفت: به خدا سوگند كه من همان خبر بزرگ هستم كه همه ملت ها بازبان هاى خود درباره من اختلاف كرده اند، به خدا سوگند كه خداوند را خبرى بزرگتر از من نيست و براى خدا نشانه اى بزرگتر از من نيست.

1073 ـ همين مضمون با سند ديگرى نيز نقل شده است:

1074 ـ عن ابان بن تغلب قال: سألت أبا جعفر عن قول الله: (عن النبأ العظيم) قال:النبأ العظيم علي وفيه اختلفوا لأن رسول الله ليس فيه اختلاف.

ابان بن تغلب گفت: از ابوجعفر درباره سخن خداوند: « عن النبأ العظيم» پرسيدم، گفت: خبر بزرگ على بود و درباره او اختلاف كردند چون درباره پيامبر خدا اختلافى نيست.

1075 ـ عن السدي، عن عبد خير عن علي بن أبي طالب قال: أقبل صخربن حرب حتى جلس إلى رسول الله صلى الله عليه وآله فقال: الأمر بعدك لمن؟ قال لمن هو منّي بمنزلة هارون من موسى. فأنزل الله (عمّ يتساءلون) يعني يسألك أ