هل مكة عن خلافة علي (عن النبأ العظيم الذي هم فيه مختلفون) فمنهم المصدق ومنهم المكذب بولايته، (كلا سيعلمون، ثم كلا سيعلمون) وهو ردّ عليهم سيعرفون خلافته أنّها حق إذ يسألون عنها في قبور هم فلا يبقى منهم ميّت في شرق ولا غرب ولا برّ ولا بحر إلاّ ومنكر ونكير يسألانه يقولان للميت: من ربّك وما دينك ومن نبيّك ومن إمامك؟

سدّى از عبدخير نقل مى كند كه علىّ بن ابى طالب(ع) گفت: صخربن حرب آمد و نزد رسول خدا نشست و گفت: پس از تو امر (خلافت) چه كسى راست؟ گفت: براى كسى كه او از من به منزله هارون از موسى است. پس خداوند اين آيه را نازل كرد: «عن النبأالعظيم الذى هم فيه مختلفون» برخى از آنان تصديق مى كنند و برخى ولايت او را تكذيب مى كنند «كلاّ سيعلمون ثمّ كلاّ سيعلمون = نه چنين است، بزودى مى دانند سپس نه چنين است بزودى مى دانند» اين ردّ بر آنهاست كه بزودى مى دانند كه خلافت او حق است هنگامى كه در قبرهايشان از آن پرسيده شدند، هيچ مرده اى از آنان در شرق و غرب و بيابان و دريا نمى ماند مگر اينكه نكير و منكر از آنان مى پرسند و به مرده مى گويند: پروردگار تو كيست و دين تو چيست و پيامبر تو كيست و امام تو كيست؟

( 190 )

ونيز در اين سوره نازل شده است:

اِنَّ لِلْمُتَّقينَ مَفازًا حَدآئِقَ وَ أَعْنابًا وَ كَواعِبَ أَتْرابًا وَ كَأْسًا دِهاقًا لا يَسْمَعُونَ فيها لَغْوًا وَ لا كِذّابًا جَزآءً مِنْ رَبِّكَ عَطآءً حِسابًا

همانا براى پرهيزگاران نجات و پيروزى بزرگى است، باغ هاى سر سبز و انگورها و حوريانى جوان و هم سنّ و سال و جام هايى لبريز و پياپى، در آنجا نه سخن لغو و بيهوده اى مى شنوند و نه دروغى.

(سوره نبأ آيات 31 ـ 35)

1076 ـ عن ابن عباس في قوله تعالى: (إن للمتقين مفازا) قال: هو علي بن أبي طالب، هو والله سيد من اتقى الله وخافه، اتّقاه عن ارتكاب الفواحش، وخافه عن اقتراب الكبائر(مفازا) نجاة من النار و العذاب وقرباً من الله في منازل الجنة.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «ان للمتقين مفازا» گفت: اوعلىّ بن ابى طالب است، او به خدا سوگند سرور كسانى است كه از خدا پروا مى كنند و از او مى ترسند، از او در ارتكاب گناهان آشكار پروا مى كنند و از او در افتادن به گناهان كبيره مى ترسند، «مفازا» يعنى نجات از آتش و عذاب و تقرب به خدا در منزل هاى بهشت.

( 191 )

و نيز در اين سوره نازل شده است:

يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلاِئكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ اِلاّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَوابًا

روزى كه روح و فرشتگان به صف مى ايستند و سخن نمى گويند مگر كسى كه خداى بخشنده به او اجازه دهد و سخن درست بگويد.

(سوره نبأ آيه 36)

1077 ـ عن أبي حمزة الثمالي قال: دخلت على محمّد بن علىّ فقلت له يا بن رسول الله حدثني بحديث ينفعني. قال يا أباحمزة كل الناس يدخل الجنة إلا من أبى. قلت: هل يوجد أحد يأبى أن يدخل الجنة؟ قال: نعم من لم يقل لا إله الآ الله، محمد رسول الله. قلت: أني تركت المرجئة والقدرية والحرورية وبني أمية يقولون: لا إله إلا الله، محمد رسول الله فقال: أيهات أيهات إذا كان يوم القيامة سلبهم الله إياها فلم يقلها إلا نحن وشيعتنا، والباقونن منها براء، أما سمعت الله يقول: (يوم يقوم الروح والملائكة صفّاً لا يتكلّمون إلاّ من أذن له الرحمان وقال صوابا) يعني من قال: لا إله إلاّ الله، محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم.

ابوحمزه ثمالى گفت: نزد محمد بن على رفتم و به او گفتم: اى پسر پيامبر براى من حديثى بگو كه مرا سودمند باشد. گفت: اى ابوحمزه همه مردم وارد بهشت خواهند شد مگر كسى كه از آن خوددارى كند! گفتم: آيا كسى پيدا مى شود كه از رفتن به بهشت خوددارى كند؟ گفت: آرى، هر كس كه نگويد: لا اله الا الله محمد رسول الله. گفتم: من مرجئه و قدريه و خوارج و بنى اميه را ترك كردم در حالى كه همگى مى گفتند: لا اله الا الله محمد رسول الله. پس گفت: هيهات هيهات! چون روز قيامت شود خداوند آن را از ايشان سلب مى كند و آن كلمات را جز ما و شيعيان ما نمى گويند و بقيه از آن بيزارند، آيا سخن خداوند را نشنيدى كه مى گويد: «يوم يقوم الروح و الملائكة صفّا لايتكلّمون الاّ من اذن له الرحمن و قال صوابا» يعنى هر كس كه بگويد لا اله الا الله محمد رسول الله.

1078 ـ قال أبو جعفر في قوله تعالى: (يوم يقوم الروح والملائكة صفاً لا يتكلمون إلا من أذن له الرحمان) قال: إذا كان يوم القيامة خطف قول: لا إله إلا الله. عن قلوب العباد في الموقف إلا من اقرّ بولاية علي وهو قوله: (إلا من أذن به الرحمان) يعني من أهل ولاية علي فهم الذين يؤذن لهم بقول: لا إله إلا الله.

ابوجعفر درباره سخن خداوند:«يوم يقوم الروح و الملائكة صفّا لايتكلّمون الاّ من اذن له الرحمن» گفت: چون روز قيامت شود، گفتن لا اله الا الله از دل هاى بندگان در موقف، فراموش مى شود جز كسانى كه به ولايت على اقرار كرده باشند و اين است معناى سخن خداوند: «الا من اذن له الرحمن» يعنى از اهل ولايت على. آنان هستند كه به آنها اجازه داده مى شود كه بگويند: لا اله الا الله.

( 192 )

و نيز در سوره نازعات نازل شده است:

وَ أَمّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فِاِنَّ الْجَنَّةَ هِىَ الْمَأْوى

و امّا كسى كه از مقام پروردگارش بترسد و نفس را از هوا و هوس باز دارد، بى گمان بهشت همان جايگاه اوست.

(سوره نازعات آيات 40 ـ 41)

1079 ـ عن ابن عباس في قوله تعالى: (فأمّا من طغى) يقول: علا و تكبّر وهو علقمة بن الحرث بن عبدالله بن قصىّ و آثر الحياة الدنيا وباع الآخرة بالدنيا، فإنّ الجحيم هي مأوى من كان هكذا (وأمّا من خاف مقام ربه) يقول علىّ بن أبي طالب خاف مقامه بين يدي ربه وحسابه وقضاءه بين العباد فانتهى عن المعصية، و نهى نفسه عن الهوى يعني عن المحارم التي يشتهيها النفس، فإن الجنة هي مأواه خاصة ومن كان هكذا عاماً.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «فاما من طغى» مى گويد: يعنى خود را بگيرد و تكبر كند، و او علقمة بن حرث بن عبدالله بن قصى بود و او زندگى دنيا را بر آخرت ترجيح داد وآخرت را در برابر دنيا فروخت، جهنم جايگاه كسى است كه چنين باشد «و اما من خاف مقام ربه» مى گويد: او علىّ بن ابى طالب(ع) است كه از ايستادن در برابر پروردگار و حساب و داورى او ميان بندگان مى ترسيد و لذا از گناهان پرهيز مى كرد و نفس خود را از هوا و هوس، يعنى از گناهانى كه نفس انسان به آنها ميل مى كند، باز مى داشت. همانا بهشت به طور خصوص جايگاه اوست و به طور عموم جايگاه هر كسى است كه چنين باشد.

( 193 )

و نيز از سوره عبس نازل شده است:

وُجُوهٌ يَوْمَئِذ مُسْفِرَةٌ ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ

چهره هايى در آن زمان روز گشاده است، خندان و شادمان است.

(سوره عبس آيات 38 ـ 39)

1080 ـ عن أنس بن مالك قال: سألت رسول الله (ص) عن قوله: (وجوه يومئذ مسفرة) قال: يا أنس هي وجوهنابني عبدالمطلب أنا وعلي وحمزة وجعفر والحسن والحسين وفاطمة، نخرج من قبورنا ونور وجوهنا كالشمس الضاحية يوم القيامة، قال الله تعالى: (و