 مخصوص (كاتب الخاقان).
( 94 ) نهج البلاغه، شرح ابن ابى الحديد ج 4 ص 111.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:767.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:768.txt"> پيشگفتار</a><a class="text" href="w:text:769.txt">فصل اول : توجه و رسيدگى به محرومان از ديدگاه قرآن</a><a class="text" href="w:text:770.txt">فصل دوم : محرومان و مستضعفان در كلام امام خمينى و ...</a><a class="folder" href="w:html:771.xml">فصل سوم : ساده زيستى على (ع )</a><a class="text" href="w:text:775.txt">فصل چهارم : رسيدگى به محرومان جامعه</a><a class="text" href="w:text:776.txt">فصل پنجم : دقت على (ع ) در بيت المال محرومان</a><a class="text" href="w:text:777.txt">پاورقی</a></body></html>نام کتاب : على عليه السلام و محرومان

نویسنده : عباس عزيزى

منبع کتاب :  سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن www.ketaab.iec-md.org پيشگفتار
على ، حامى محرومان است .
على ، همراه و در بين محرومان است .
على ، مدافع محرومان است .
على ، براى احقاق حق محرومان قيام كرد.
على ، نوازشگر محرومان است .
على ، خود را از محرومان مى دانست .
على ، ستايشگر محرومان است .
على ، حتى در ركوع نماز نيز حاجت سائل و نيازمند را برآورد و دل او را شاد نمود.
على ، براى نجات مستضعفان و محرومان جهاد كرد.
على ، در كنار پابرهنگان و طبقات ضعيف بود و افتخار هم مى نمود.
على ، فقرا را به خود نزديك مى كرد.
على ، لباسش و غذايش مانند محرومان بود.
على ، ساده مى زيست ، ساده مى پوشيد و ساده غذا مى خورد.
على ، در خوراك و روش از همه مردم به رسول خدا(ص ) شبيه تر بود؛ شيوه او چنان بود كه خود نان و روغن مى خورد و به مردم نان و گوشت مى خورانيد.
على ، در كنار مسجد نبوى (ص ) خانه اى ساده داشت .
على ، مسند حكومت را تنها به خاطر نجات محرومان از ستمگران قبول نمود.
على ، حتى حاجت و نياز پيرمرد مسيحى فقير را هم برآورد.
على ، در تاريكى شب از خانه خارج مى شد، نان و خرما و خواربار بر دوش ‍ مى گرفت و به طور سرّى و محرمانه به در خانه فقيران و مستمندان مى رساند. محرومان و مستمندان جيره خوار خوانِ كرمِ على (ع ) بودند و خود نيز از آن بى اطّلاع بودند.
على (ع ) به درد دل محرومان گوش مى داد و به آنها رسيدگى مى كرد.
على (ع ) هيچ گاه خود را از مردم دردمند دور نمى دانست .
على (ع ) در عصر خلافتش فرمود: ((آيا من دلم را تنها به اين خوش كنم كه مردم مرا اميرالمؤ منين بخوانند و در دشوارى هاى زندگى با آن ها مشاركت نداشته باشم .))
بياييم به سيره اميرالمؤ منين على (ع ) عمل نماييم ، خود را از محرومان جدا ندانيم ، آن ها را ميهمان سفره هايمان كنيم و افتخار نماييم كه همراه آن ها هستيم ؛ زيرا خدمت به آن ها ثواب زيادى در بردارد.
نگذاريم شيطان ما را از ثواب خدمت كردن به مستمندان باز دارد.
در زمان حكومت على (ع )، مردم رنجديده و مصيبت زده جز او براى خود همدردى نمى ديدند و مستمندان و افتادگان غير از سراى او خانه اى را نمى جستند.
اميدواريم خداوند سعادت خدمت به محرومان و مستمندان را به ما بدهد؛ زيرا خدمت به محرومان توفيق و سعادت مى خواهد. در واقع اين ما هستيم كه به محرومان نياز داريم ؛ زيرا در باطن رسيدگى به محرومان ، ثواب و بهشت نهفته است . پس اگر بخواهيم به ثواب و رضوان الهى دست يابيم ، نبايد از محرومان غافل شويم . ان شاء اللّه .

عباس عزيزى
قم - تابستان 1379فصل اول : توجه و رسيدگى به محرومان از ديدگاه قرآن
جنگ و پيكار
((و ما لكم لا تُقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين من الرجال و النساء و الولدان الذين يقولون ربنا اخرجنا من هذه القرية الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنك وليا واجعل لنا من لدنك نصيرا.))(1)
چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و كودكانى كه (به دست ستمگران ) تضعيف شده اند پيكار نمى كنيد.
همان افراد (ستمديده اى ) كه مى گويند: خدايا! ما را از اين شهر (مكه ) كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر و براى ما از طرف خود سرپرستى قرار بده و از براى ما از طرف خود يار و ياورى تعيين فرما.
پيام آيه
* جهاد اسلامى تنها براى نشر اصول فضيلت و ايمان و دفاع از ستم ديدگان و زنان و مردان بال و پر شكسته و كودكان محروم و ستم ديده است .
* جهاد دو هدف جامع دارد: يكى هدف الهى و ديگرى هدف انسانى و اين دو در حقيقت از يكديگر جدا نيستند و به يك واقعيت باز مى گردند.
* جنگ و مبارزه براى رهايى مستضعفان واجب است .
* جهاد در راه خدا و جهاد براى نجات مستضعفان با هم ذكر شده .
* جنگ براى رهايى مستضعفان موحد از مصاديق جهاد در راه خدا است .
* اسلام مرز نمى شناسد، هر جا كه مستضعفينى وجود داشته باشند، ما هستيم .
* ارتش اسلام بايد به حدّى مقتدر باشد كه نجات بخش تمام محرومان جهان باشد.
اميرالمؤ منين حضرت على (ع ) در فرمان معروف خود به مالك اشتر مى فرمايد: ((ستون دين و سرمايه اجتماع مسلمين و نيروى ذخيره در برابر دشمنان تنها همين توده مردمند؛ لذا بايد به سخنان آنها گوش فرا دهى و علاقه خود را به آنها معطوف دارى .))(2)
وارثين روى زمين
((و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين ))(3)
اراده ما بر اين قرار گرفته است كه به مستضعفين نعمت بخشيم و آنها را پيشوايان و وارثين روى زمين قرار دهيم .
پيام آيه
اين آيه ، بيانگر يك قانون كلى است براى همه اعصار و قرون و همه اقوام و جمعيت ها مى گويد: ما اراده داريم كه بر مستضعفان منت بگذاريم و آنها را پيشوايان و وارثان حكومت روى زمين قرار دهيم .
* اين بشارتى است براى همه انسان هاى آزاده و خواهان حكومت عدل و داد و برچيده شدن بساط ظلم و جور.
* نمونه اى از تحقيق اين مشيت الهى ، حكومت بنى اسراييل و زوال حكومت فرعونيان است .
* نمونه كامل ترين حكومت ، حكومت پيامبر اسلام و يارانش بعد از ظهور اسلام بود. حكومت پابرهنگان و تهى دستان با ايمان و مظلومان پاكدل كه پيوسته از سوى فراعنه زمان خود مورد تحقير و استهزاء بودند و تحت فشار و ظلم و ستم قرار داشتند.
* قرآن در يك جا مؤ منان را دعوت به مبارزه و جهاد در راه خدا و مستضعفين باايمان كرده مى گويد: چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و كودكانى كه تضعيف شده اند پيكار نمى كنيد.
همان افراد ستمديده اى كه مى گويند: ((خدايا! ما را از اين شهر (مكه ) كه اهلش ستمگرند بيرون بر و براى ما از طرف خودت سرپرستى قرار ده و براى ما از سوى خودت ياورى تعيين فرما.))
غافل شدن از محرومان
((عبس و تولىّ (1) ان جاءَه الاعمى (2) و ما يدريك لعله يزكى (3) او يذكر فتنفعه الذكرى (4) اما من استغنى (5) فانت له تصدى (6) و ما عليك الا يزكى (7) و اما من جاءك يسعى (8) و هو يخشى (9) فانت عنه تلهى (10)
چهره درهم كشيد و روى برتافت (1) از اين كه نابينايى به سراغ او آمده بود (2) تو چه مى دانى شايد او پاكى و تقوا پيشه كند (3) يا متذكر گردد و اين تذكر به حال او مفيد باشد(4) اما آن كسى كه مستغنى است (5) تو به او روى مى آورى (6) در حالى كه به سراغ تو مى آيد و كوشش مى كند (8) و از خدا ترسان است (9) تو از او غافل مى شود (10).(4)
پيام آيه
اين آيات ، اجمالا نشان مى دهد كه خداوند كسى را در آنها مورد عتاب قرار داده است و علت اين عتاب آن است كه شخصى ، مرد 