نى و ثروتمندى را بر نابيناى حق طلبى مقدم دانست .
عده اى از سران قريش مانند عتبه بن ربيعه ، ابوجهل ، عباس بن عبدالمطلب و جمعى ديگر خدمت پيامبر بودند و پيامبر مشغول تبليغ و دعوت آنها به سوى اسلام بود و اميد داشت كه اين سخنان در دل آنها موثر واقع شود. (و مسلّماً اگر اين گونه افراد اسلام را مى پذيرفتند، گروه ديگرى را نيز به اسلام مى كشاندند و هم كار شكنى هاى آنها از ميان مى رفت و از همه جهت به نفع اسلام بود)
در اين ميان عبداللّه بن ام مكتوم كه مرد نابينا و ظاهراً فقيرى بود، وارد مجلس شد و از پيامبر تقاضا كرد كه آياتى از قرآن را براى او بخواند و به او تعليم دهد و پيوسته سخن خود را تكرار مى كرد و آرام نمى گرفت ؛ زيرا دقيقاً متوجه نبود كه پيامبر(ص ) با چه كسانى مشغول صحبت است .
او آن قدر كلام پيغمبر(ص ) را قطع كرد كه حضرت ناراحت شد و آثار ناخشنودى در چهره مباركش نمايان گشت و در دل گفت : ((اين سران عرب پيش خود مى گويند پيروان محمد نابينايان و بردگانند.))
لذا رو از عبداللّه برگرداند و به سخنانش با آن گروه ادامه داد.
در اين هنگام آيه فوق نازل شد و در اين باره پيامبر(ص ) را مورد عتاب قرار داد.
رسول اللّه بعد از اين ماجرا، عبداللّه را پيوسته گرامى مى داشت و هنگامى كه او را مى ديد مى فرمود: ((مرحبا بمن عاقبتى فيه ربى ))
مرحبا به كسى كه پروردگار به خاطر او من را مورد عتاب قرار داد و سپس به او مى فرمود:((آيا حاجتى دارى تا آن را انجام دهم .))
پيامبر(ص ) دوبار او را در غزوات اسلامى در مدينه جانشين خويش قرار داد.(5)
* اين آيات بيانگر فرهنگ اسلام در برخورد با مستضعفان و مستكبران است كه چگونه مرد فقير نابيناى مؤ منى را بر همه اغنيا و سران قدرتمند مشرك عرب مقدم مى شمرد. اين به خوبى نشان مى دهد كه اسلام حامى مستضعفان و دشمن مستكبران است .
به هر حال اين عتاب و خطاب خواه به شخص پيامبر باشد يا غير او، بيانگر اين واقعيت مهم است كه اسلام و قرآن اهميت و احترام خاصى براى پويندگان راه حق مخصوصاً از طبقات مستضعف قايل است .الگوى بخشندگى 
كُنْ سَمْحاً وَ لا تَكُنْ مُبَذِّراً.(138)
بخشنده باش ولى نه به حد اسراف و بى جا.
برترين هزينه 
فـَمـَنْ اءَتـاهُ اللّهُ مـالاً فـَلْيـَصـِلْ بِهِ الْقَرابَةَ، وَلْيُحْسِنْ مِنْهُ الضِّيافَةَ، وَلْيَفُكَّ بِهِ الاَْسِيرَ وَالْعانِىَ، وَلْيُعْطِ مِنْهُ الْفَقِيرَ وَالْغارِمَ.
ثروتمند عطا يافته از خداوند را سزاوار است كه خويشاوندانش را دريابد، گرسنگان را خوان بـگـسـتـرانـد، اسـيـران و گـرفـتـاران را از بـنـد و زنـدان برهاند، و از بخشش خود وام داران و درويشان را بهره ور سازد.
سكّه صاحب عيار 
دِرْهَمُ الْفَقيرِ اَزْكى عِنْدَ اللّهِ مِنْ دينارِ الْغَنىِّ.(139)
در هم تهيدست نزد خداوند، پاك تر از دينار توانگر است .
بخشش ، حتّى اندك 
لا تَسْتَحْىِ مِنْ إِعْطاءِ الْقَلِيلِ فَإِنَّ الْحِرْمانَ اءَقَلُّ مِنْهُ.(140)
از بخشش اندك شرم مدار، كه محروم ساختن از آن ، اندك تر است .
انفاق در حال تنگدستى 
مَنْ يُعْطِ بِالْيَدِ الْقَصِيرَةِ يُعْطَ بِالْيَدِ الطَّوِيلَةِ.(141)
هر آن كه در حال تنگدستى انفاق كند، از راه گشاده دستى پاداش گيرد.فصل دوم : محرومان و مستضعفان در كلام امام خمينى (ره ) و حضرت آيت اللّه خامنه اى (مدظله العالى )
حمايت از محرومان از ديدگاه امام خمينى (ره )
* قشرهاى محروم و دور افتاده ، روستاييان ، عشاير و كسانى كه مشكلات بيشترى دارند نه تنها در بخش هاى اقتصادى بلكه در انواع و اقسام خدمات فرهنگ بايد در اولويت قرار گيرند.
* عاشق ترين مردم به نظام و مسئولين همان ضعفا بودند؛ زيرا به درستى و صحت راه ، ايمان و اعتقاد داشتند و ما اين عشق پاك را در رحلت جانگداز امام بزرگوار ((قدس سره )) شاهد بوديم .
* در اين جبهه ها و اين بسيج عظيم مردم ، اغلب همين طبقات پايين جامعه و محرومين جامعه بودند، از جمله طبقات كارگر كه يك اكثريت عظيمى را تشكيل مى دادند؛ يعنى غير از نبرد اقتصادى به نبرد نظامى هم پرداختند.
* اين نظام را قشرهاى محروم ، قشرهاى متوسط كه غالب مؤ منين را تشكيل مى دهند، به وجود آوردند و حمايت كردند و از آن دفاع كردند. اين ها وفادارند و پشتيبان اين نظام هم اين ها هستند، لذا اين نظام به پشتيبانى اين توده عظيم مردم مومن ، ماندنى و پايدار و بادوام است .
* سياست اداره كشور بايد در جهت سود طبقات محروم و رفع محروميت از آن ها باشد.
* پابرهنگان و كوخ نشينان و اكثريت مردم ما كه بر اثر سياست هاى خائنانه و خانه برانداز رژيم ستمشاهى در فقر و محروميت به سر مى برند، همواره صادق ترين و با اخلاص ترين ياوران اين انقلاب و اين نظام اسلامى بوده اند و هستند و نظام اسلامى بايد رفع محروميت از آنان را در صدر برنامه هاى سازنده خود قرار دهد.
* فراموش نكنيم كه همين مردم ، پابرهنه ها، طبقات ضعيف و كسانى كه در معيارهاى مادى جوامع چيزى به حساب نمى آيند، صاحبان اصلى كشورند و پيروزى هاى اين انقلاب و عزت اين كشور به خاطر فداكارى هاى آن ها بوده است .
* شناخت محرومين و محروميت ها ضرورى است و دولت بايد در سياست هاى خود به گونه اى برنامه ريزى كند كه محصول كار به طور مستقيم به دست طبقات فقير و محروم برسد.(6)
* طريق اسلامى اين است كه مستضعفين را حمايت كنند.
* ما به پيروى از اسلام ، از جميع مستضعفين حمايت مى كنيم .
* گمان نمى كنم عبادتى بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد.
* دوستان عزيزم ! خود را براى خدمت به اسلام و ملت محروم مهيا كنيد. كمر به خدمت بندگان خدا كه خدمت به خداست ببنديد.
* به همه در كوشش براى رفاه طبقات محروم وصيت مى كنم كه خير دنيا و آخرت شماها در رسيدگى به حال محرومان است .
* چه نيكو است كه طبقات تمكن دار، به طور داوطلب براى زاغه و چَپَرنشينان مسكن و رفاه تهيه كنند؛ و مطمئن باشند كه خير دنيا و آخرت در آن است . و از انصاف به دور است كه يكى بى خانمان و يكى داراى آپارتمان ها باشد.
* ما آن روز عيد داريم كه مستمندان ما، مستضعفان ما به زندگى صحيح رفاهى و به ترتيب صحيح اسلامى - انسانى برسند.
* آن چه مهم است اين است كه قشر مستضعف بيشتر مورد نظر باشد.
* خدا نياورد آن روزى را كه سياست ما و سياست مسئولين كشور ما، پشت كردن به دفاع از محرومين و رو آوردن به حمايت از سرمايه دارها گردد.
* اسلام براى مستضعفين آمده است و اول نظرش به آنهاست .
* اين قرن - به خواست خداوند قادر- قرن غلبه مستضعفان بر مستكبران و حق بر باطل است .
* به مستضعفان و مستمندان و زاغه نشينان كه ولى نعمت ما هستند خدمت كنيد.
* پيش خداى تبارك و تعالى كمتر خدمتى است كه به اندازه خدمت به زاغه نشينان فايده داشته باشد.
* ما بايد كوشش كنيم كه اخلاق كاخ نشينى را از اين ملت بزداييم .
* اكثر اين خوى هاى فاسد از طبقه مرفه به مردم ديگر صادر شده است .
* طبع كاخ نشينى منافات دارد با تربيت صحيح ، منافات دارد با اختراع و تصنيف و تاءليف و زحمت .
* ما وقتى كه در مذهب خودمان ملاحظ