href="w:text:1029.txt">حکمت 140 الی 160 </a><a class="text" href="w:text:1030.txt">حکمت 161 الی 180 </a><a class="text" href="w:text:1031.txt">حکمت 181 الی 200 </a><a class="text" href="w:text:1032.txt">حکمت 201 الی 220</a><a class="text" href="w:text:1033.txt">حکمت 221 الی 240</a><a class="text" href="w:text:1034.txt">حکمت 241 الی 260 </a><a class="text" href="w:text:1035.txt">حکمت 261 الی 280 </a><a class="text" href="w:text:1036.txt">حکمت 281 الی 300 </a><a class="text" href="w:text:1037.txt">حکمت 301 الی 320 </a><a class="text" href="w:text:1038.txt">حکمت 321 الی 340 </a><a class="text" href="w:text:1039.txt">حکمت 341 الی 360 </a></body></html>حكمت 1روش برخورد با فتنه ها(اخلاقى ، سياسى)
درود خدا بر او ، فرمود: در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد كه سوارى دهد و نه پستانى تا او را بدوشند.

حكمت 2شناخت ضد ارزش ها (اخلاقى)
و درود خدا بر او، فرمود : آن كه جان را با طمع ورزى بپوشاند خود را پُست كرده ، و آن كه راز سختى هاى خود را آشكار سازد خود را خوار كرده ، و آن كه زبان را بر خود حاكم كند خود را بى ارزش كرده است.

حكمت 3شناخت ضد ارزش ها(اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : بْخل ننگ و ترس نقصان است . و تهيدستى مرد زيرك را در برهان كُند مى سازد و انسان تهيدست در شهر خويش نيز بيگانه است.

حكمت 4ارزش هاى اخلاقى و ضد ارزش ها(اخلاقى ، تربيتى)
و درود خدا بر او ، فرمود : ناتوانى ، آفت و شكيبايى ، شجاعت و زُهد ، ثروت و پرهيزكارى ، سپرِ نگه دارنده است : و چه همنشين خوبى است راضى بودن و خرسندى .

حكمت 5شناخت ارزش هاى اخلاقى (اخلاقى،سياسي،اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : دانش، ميراثى گرانبها ، و آداب ، زيورهاى هميشه تازه ، و انديشه ، آيينه اى شفاف است.

حكمت 6ارزش هاى رازدارى و خوشرويي (اخلاقى،سياسي،اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : سينه خردمند صندوق راز اوست و خوشرويى وسيله دوست يابى ، و شكيبايى ، گورستان پوشاننده عيب هاست . و يا فرمود : پرسش كردن وسيله پوشاندن عيب هاست ، و انسان از خود راضى ، دشمنان او فراوانند.

حكمت 7ايثار اقتصادى و آخرت گرايي (اخلاقى ، اقتصادى)
و درود خدا بر او ، فرمود : صدقه دادن دارويى ثمر بخش است ، و كردار بندگان در دنيا ، فردا در پيش روى آنان جلوه گر است.

حكمت 8شگفتى هاى تن آدمي (علمى ، فيزيولوژى انسانى)
و درود خدا بر او ، فرمود : از ويژگى هاى انسان در شگفتى مانيد ، كه : با پاره اى " پى " مى نگرد ، و با " گوشت " سخن مى گويد . و با " استخوان " مى شنود ، و از " شكافى " نَفس مى كشد!!

حكمت 9شناخت ره آورد اقبال و ادبار دنيا (اجتماعي، سياسى)
و درود خدا بر او ، فرمود : چون دنيا به كسى روى آورد ، نيكى هاى ديگران را به او عاريت دهد ، و چون از او روى برگرداند خوبى هاى او را نيز بربايند.

حكمت 10روش زندگى با مردم (اخلاقى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : با مردم آن گونه معاشرت كنيد ، كه اگر مْرديد بر شما اشك ريزند، و اگر زنده مانديد ، با اشتياق سوى شما آيند.

حكمت 11روش برخورد با دشمن (سياسى ، اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : اگر بر دشمنت دست يافتى ، بخشيدن او را شكرانه پيروزى قرار ده.

حكمت 12آيين دوست يابي (اخلاقى، اجتماعي، تربيتى)
و درود خدا بر او ، فرمود : ناتوان ترين مردم كسى است كه در دوست يابى ناتوان است ، و از او ناتوان تر آن كه دوستان خود را از دست بدهد.

حكمت 13روش استفاده از نعمت ها (اخلاقى ، معنوى)
و درود خدا بر او ، فرمود : چون نشانه هاى نعمت پروردگار آشكار شد، با ناسپاسى نعمت ها را از خود دور نسازيد.

حكمت 14روش برخورد با خويشاوندان (اخلاقى ، معنوى)
و درود خدا بر او ، فرمود : كسى را كه نزديكانش واگذارند ، بيگانه او را پذيرا مى گردد.

حكمت 15روش برخورد با فريب خوردگان (اخلاقى ، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : هر فريب خورده اى را نمى شود سرزنش كرد.

حكمت 16شناخت جايگاه جبر و اختيار (اعتقادى ، معنوى)
و درود خدا بر او ، فرمود : كارها چنان در سيطره تقدير است كه چاره انديشى به مرگ مى انجامد.

حكمت 17 ضرورت رنگ كردن موها (بهداشتى ، تجمل و زيبايى)
و درود خدا بر او ، فرمود : (از امام پرسيدند كه رسول خدا (ص) فرمود : موها را رنگ كنيد و خود را شبيه يهود نسازيد يعنى چه ؟ فرمود) پيامبر (ص) اين سخن را در روزگارى فرمود كه پيروان اسلام اندك بودند، اما امروز كه اسلام گسترش يافته ، و نظام اسلامى استوار شده ، هر كس آن چه را دوست دارد انجام دهد.

حكمت 18ره آورد شوم فرار از جنگ (سياسى ، اخلاقى ، نظامى)
و درود خدا بر او ، فرمود : (درباره آنان كه از جنگ كناره گرفتند) حق را خوار كرده ، باطل را نيز يارى نكردند. 

حكمت 19ره آورد شوم هوا پرستى (اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : آن كس كه در پى آرزوى خويش تازد ، مرگ او را از پاى در آورد.

حكمت 20 روش برخورد با جوانمردان (اخلاقى ، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : از لغزش جوانمردان در گذيريد، زيرا جوانمردى نمى لغزد جز آن كه دست خدا او را بلند مرتبه مى سازد.
حكمت 21ارزش ها و ضد ارزش ها (اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود: ترس با نا اميدى ، و شرم با محروميت همراه است ، و فرصت ها چون ابرها مى گذرند ، پس فرصت هاى نيك را غنيمت شماريد.

حكمت 22روش گرفتن حق (اخلاقى ، سياسى)
قال الرضى و هذا من لطيف الكلام و فصيحه و معناه أنا إن لم نعط حقنا كنا أذلاء و ذلك أن الرديف يركب عجز البعير كالعبد و الأسير و من يجرى مجراهما.
و درود خدا بر او ، فرمود : ما را حقّى است اگر به ما داده شود ، و گرنه بر پشت شتران سوار شويم و براى گرفتن آن برانيم هر چند شب رُوى به طول انجامد.

حكمت 23ضرورت عمل گرايى (اخلاقى ، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : كسى كه كردارش او را به جايى نرساند ، افتخارات خاندانش او را به جايى نخواهد رسانيد.

حكمت 24روش يارى كردن مردم (اخلاقى ، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : از كفّاره گناهان بزرگ ، به فرياد مردم رسيدن ، و آرام كردن مصيبت ديدگان است.

حكمت 25ترس از خدا در فزونى نعمت ها (اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : اى فرزند آدم ! زمانى كه خدا را مى بينى كه انواع نعمت ها را به تو مى رساند تو در حالى كه معصيت كارى ، بترس.

حكمت 26رفتار شناسى ( و نقش روحيات در تن آدمى )(علمى،اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : كسى كه چيزى را در دل پنهان نكرد جز آن كه در لغزش هاى زبان و رنگ رخسارش ، آشكار خواهد گشت.

حكمت 27روش درمان دردها (بهداشتى ، درمانى)
و درود خدا بر او ، فرمود : با درد خود بساز ، چندان كه با تو سازگار است .

حكمت 28 برترين پارسايي (اخلاقى ، معنوى)
و درود خدا بر او ، فرمود : برترين زهد ، پنهان داشت زهد است !

حكمت 29ضرورت ياد مرگ(اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : هنگامى كه تو زندگى را پْشت سر مى گذارى و مرگ به تو روى مى آورد، پس ديدار با مرگ چه زود خواهد بود .

حكمت 30پرهيز از غفلت زدگى (اخلاقى ، اعتقادى)
و درود خدا بر او ، فرمود : هشدار ! هشدار ! به خدا سوگند ، چنان پرده پوشى كرده كه پندارى تو را بخشيده است !


حكمت 32ارزش و والايى انجام دهندة كارهاى خير (اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : نيكو كار، از كار نيك بهتر و بدكار از كار بد بدتر است .

حكمت 33اعتدال در بخشش و ح