حمت بهم النار .
در هنگام گذر بر كشتگان خوارج در روز نهروان فرمود: اى تيره بختان ! آن كس كه فريبتان داد به شما زيان رساند.
عرض شد: اى امير المومنين ! چه كسى فريبشان داد؟
فرمود: شيطان گمراه كننده و نفس هاى فرمان دهنده به بدى آنان را به آرزوهاى خام فريب داد و ميدان نافرمانى و گناه را براى آنان گسترد و نويد پيروزيشان داد و سپس در آتش فروفكندشان . (1869)
1877. موجبات گمراهى 
من لا يستقيم به الهدى ، يجربه الضلال الى الردى .
كسى كه هدايت او را از انحراف باز ندارد، گمراهى او را به رذالت مى اندازد.(1870)
1878. زارعين زيانكار
زرعوا الفجور، و سقوه الغرور، و حصدوا الثبور .
تخم گناه كاشتند و با آب غفلت و فريب آبيارى اش كردند و هلاكت درويدند. (1871)
1879. شوربخت واقعى 
يالها حسره على كل ذى غفله ان يكون عمره عليه حجه ، و ان توديه ايامه الى الشقوه ! 
اى دريغا بر هر غافلى كه عمرش بر ضد او حجت باشد و روزهاى عمرش ، او را به سوى شوربختى كشاند. (1872)
1880. ترس موسى (ع )
لم يوجس موسى عليه السلام خيفه على نفسه ، بل اشفق من غلبه الجهال و دول الضلال .
موسى عليه السلام هرگز بر خود نترسيد؛ بلكه از چيره گشتن نادانان و پيروز شدن گمراهان ترسيد. (1873)
1881. قوى ترين شاعران 
و قال عليه السلام لما سئل عن اشعر الشعراء : ان القوم لم يخرجوا فى حلبه تعرف الغايه عند قصبتها، فان كان و لابد فالملك الضليل .
امام على عليه السلام ، در پاسخ به اين پرسش كه قوى ترين شاعران كيست ، فرمود: اين جماعت در ميدان مسابقه اى كه خط پايانش معلوم باشد نتاخته اند، اما اگر ناچار بخواهيم قوى ترين شاعران را معلوم سازيم ، او آن پادشاه بسيار گمراه (امرواالقيس ) است . (1874)
1882. ياران گمراهان 
... هو فى مهله من الله يهوى مع الغافلين ، و يغدو مع المذنبين ، بلا سبيل قاسد و لا امام قائد، حتى اذا كشف لهم عن جزاء معصيتهم ، و استخرجهم من جلابيب غفلتهم ، استقبلوا مدبرا، و استدبروا مقبلا، فلم ينتفعوا بما ادركوا من طلبتهم ، و لا بما قضوا من وطرهم .
(در وصف شخص غافل مى فرمايد:) او در اين چند صباحى كه خداوند مهلتش داده است ، با غافلان سرگرم و روز خود را با گناهكاران سپرى مى كند، بى آنكه راه راستى را بپيمايد و پيشوايى راهنما داشته باشد... تا آن كه خداوند كيفر گناهانشان را به آنان نشان داد و از پس پرده هاى غفلت بيرونشان آورد، به آن چه بدان پشت كرده بودند (مرگ و آخرت ) روى نهادند و به آن چه بدان روى آورده بودند (دنيا) پشت كردند و نه از آن چه طلبيدند و بدان رسيدند سودى بردند و نه از خواسته هاى خود كه به آن ها دست يافتند بهره اى يافتند. (1875)
1883. نشانگر راه راست 
اقمت لكم على سنن الحق ، فى جواد المضله ، حيث تلتقون و لا دليل ، و تحتفرون و لا تميهون .
در آن وقت كه در جاده هاى گوناگون گمراهى گام برمى داشتيد، من نشانه هاى راه راست و واضح حق را براى شما به پا داشتم و اين در حالى بود كه همه سرگردان به يكديگر برخورد مى كرديد و از اين سوى به آن سوى مى رفتيد، اما راهنمايى نمى يافتيد. زمين را مى كنديد، اما آبى پيدا نمى كرديد. (1876)
1884. معاويه ، پيشواى گمراهان 
من كتابه الى معاويه : ارديت جيلا من الناس كثيرا؛ خدعتهم بغيك ، و القيتهم فى موج بحرك ، تغشاهم الظلمات ، و تتلاطم بهم الشبهات ، فجازوا عن وجهتهم ، و نكصوا على اعقابهم ، و تولوا على ادبارهم .
در نامه خود به معاويه مى فرمايد: گروهى از مردم را (مقصود مردم شام است ) فراوان هلاك ساختى و با گمراه ساختن ايشان فريبشان دادى و آن ها را در امواج درياى فساد و نفاق خويش افكندى كه تاريكى هاى فريبكارى تو چشم بصيرت آن ها را فرو مى گيرد و موج هاى شبهه به آنان پهلو مى زند. پس (در اثر شبهه هايى كه به ايشان القا كردى ) از راه راست و درست حق بركنار گرديدند و به عقب برگشتند. (1877)
1885. وظيفه عقل 
كفاك من عقلك ما اوضح لك سبل غيك من رشدك .
براى تو از عقلت همين بس است كه راه هاى گمراهى ات را از راه درست و حق ، روشن سازد. (1878)
1886. گمراه كنندگان و گمراهان 
احذركم اهل النفاق ، فانهم الضالون المضلون ، و الزالون المزلون .
از اهل نفاق برحذر مى دارم ؛ زيرا آنان هستند گمراهان و گمراه كنندگان و لغزندگان و عوامل لغزش . (1879)
1887. عالم گمراه كننده 
و آخر قد تسمى عالما و ليس به ، فاقتبس جهائل من جهال ، و اضاليل من ضلال و نصب للناس اشراكا من خبائل غرور، و قول زور .
انسانى ديگر نيز وجود دارد كه نام عالم به خود گرفته و عالم نيست ، (اين نابخرد) نادانى هايى را از نادانان و گمراهى هايى از گمراهان كسب كرده ، دام هايى از طناب هاى فريب و گفتار بى اساس پيش پاى مردم گسترده است .(1880)
1888. ويران كننده پايه هاى گمراهى 
... المعلن الحق بالحق ، و الدافع جيشات الا باطيل ، و الدامع صولات الاضاليل .
پيامبر، حق را بر مبناى حق اعلان نمود و جوشش ها و غليان باطل ها را دفع و خاموش و هيبت شديد و حملات گمراهى ها را محو و نابود ساخت . (1881)
1889. امام گمراه كننده 
ان شر الناس عند الله امام جائر ضل و ضل به ، فامات سنه ماخوذه ، و احيا بدعه متروكه .
بدترين مردم در نزد خدا، امامى است ستمكار كه گمراه است و مردم به وسيله او گمراه مى شوند كه سنت گرفته شده از منبعش را بكشد و زنده كند بدعت كنار گذاشته شده را. (1882)
1890. صراط مستقيم 
اليمين و الشمال مضله ، و الطريق الوسطى هى الجاده ، عليها باقى الكتاب و آثار النبوه ، و منها منفذ السنه ، و اليها مصير العاقبه .
چپ و راست گمراهى است و راه وسط، طريق اصلى قرآن و روايات خاندان رسالت و علامت هاى آنان موجود است و سرانجام آنان مى باشند. (1883)
1891. سبقت موجب گمراهى است !
انظروا اهل بيت نبيكم فالزموا سمتهم ... و لا تسبقوهم فتضلوا، و لا تتاخروا عنهم فتهلكوا .
بنگريد به دودمان پيامبرتان ، و به جهتى كه در حيات انتخاب كرده اند ملتزم باشيد و از اثر آنان پيروى كنيد. از آنان سبقت مگيريد كه گمراه مى شويد و از آنان عقب نمانيد كه به هلاكت مى افتيد. (1884)
1892. وصف گمراهان 
قد خاضوا بحار الفتن ، و اخذوا بالبدع دون السنن . و ارز المومنون ، و نطق الضالون المكذبون .
آنان در درياهاى فتنه ها و آشوب ها غوطه ور گشته و به بدعت ها گراييده و اصول و قوانين را رها كردند. مردم با ايمان افسردند و پژمردند و خاموش ‍ گشتند و گمراهان و تكذيب كنندگان دهان باز كردند (و به حركت درآمدند).(1885)
1893. گمراهى در كجروى است !
من اخذ بها لحق و غنم ، و من وقف عنها ضل و ندم .
هر كس راه هاى دين را پيش بگيرد و در آن مسير گام بردارد به حقيقت و حمايت گران آن ملحق گردد و به غنيمت برسد و هر كس كه توقف كند و از حركت در آن راه ها امتناع بورزد، گمراه گردد و عاقبت كار پشيمان شود. (1886)
1894. علل گمراهى 
لكل ضله عله ، و لكل ناكث شبهه .
براى هر گمراهى علتى است و براى هر پيمان شكنى شبهه اى است . (1887)
1895. رنگ گمراهى 
فى صفه اهل الضلال : آثروا عاجلا و اخروا آجلا، و تركوا صافيا و شربوا آجنا؛ كانى انظر الى فاسقهم و قد صحب المنكر فالفه ، و بسى به و وافقه ، حتى شابت عليه مفارقه ، و صبغت به خلائقه .
گمرا