. اى ملعون ! شايد اميرالمؤ منين را تو زخم شمشيرى زدى ، مى خواست بگويد نه ، گفت آرى .
او را گرفته به داخل مسجد آورده و مردمان از هر طرف او را سيلى مى زدند تا او را در مقابل اميرالمؤ منين نشاندند.
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: اى برادر مرادى ! آيا امير بدى براى شما بودم ؟
گفت : نه يا على عليه السلام .
حضرت پرسيد: پس چرا چنين كردى و فرق مرا شكافتى ! ابن ملجم خاموش ايستاد و هيچ سخنى نگفت .
حضرت فرمود: كان امر الله قدرا مقدورا! (130)
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: او را بيندازيد، در جنگ صفين ياور خوبى براى ما بود. افسوس به ضلالت و گمراهى و هواى نفس گرفتار شد.
اگر وفات كردم ، با ضربتى واحد او را قصاص كنيد، او را مثله و پاره و پاره نكنيد، و پيوسته از حال او در زندان تفحص مى كرد تا گرسنه نماند و مى فرمود: اسير خود را طعام دهيد.
طبيبان در تلاش بودند اما آن جراحت را علاجى نبود، وقتى اميرالمؤ منين على عليه السلام دانست از بستر سالم بر نمى خيزد حسين عليه السلام و فرزندان ديگر و اهل بيت خويش را فرا خواند و فرمود و وصيتى دارم هرگز فراموش نكنيد.
وصيت على عليه السلام در آخرين روز زندگى
اوصيكما بتقوى الله ، و الا تبغيا الدنيا و ان بغتكما، و لا تاءسفا على شى ء منها زوى عنكما، قولا بالحق و اعملا للاجر، و كونا لظالم خصما و للمظلوم عونا. اوصيكما و جميع ولدى و اهلى من بلغه كتابى ، بتقوى الله و نظم امركم ، و صلاح ذات بينكم ، فانى سمعت جدكم صلى الله عليه و آله يقول : صلاح ذات البين افضل من عامة الصلاة و الصيام .
الله الله فى الايتام ! فلا تغبوا افواههم ، و لا بضيعوا بحضرتكم و الله الله فى جيرانكم ! فانهم وصية نبيكم ، مازال يوصى بهم حتى ظننا انه سيورثهم ، الله الله فى القران ! لا يسبقكم بالعمل به غيركم ، والله الله فى الصلاة ! فانها عمود دينكم ، والله الله فى بيت ربكم ! لا تخلوه ما بقيتم فانه ان ترك لم تناظروا، والله الله فى الجهاد باموالكم و انفسكم و السنتكم فى سبيل الله . عليكم باالتواصل و التباذل ، و اياكم و التدابر و التقاطع ، لا تتركوا الامر بالمعروف و النهى عن المنكر فيولى عليكم شراركم ، ثم تدعون فلا يستجاب لكم ... (131)
اى فرزندانم ! شما را به تقواى خداى تعالى و اطاعت او مى خوانم ، دنيا را طلب نكنيد و بر هيچ كسى فزونى نجويى ، سخن حق بگوييد، اگر چه به زيان شما باشد، بر يتيمان رحم و مروت داشته ، بايد، مسكين را طعام دهيد، گرسنگان را سير كنيد. دشمن ظالم و ياور مظلومان باشيد، در راه حق و صراط هدايت از ملامت نادانان نرنجيد.
پس روى به محمد حنفيه كرد و گفت : اى پسرم شنيدى كه برادران تو را وصيت كردم ، تو را هم وصيت مى كنم ، احترام دو برادر حسن و حسين عليه السلام را نگه دار و بدون مشورت و نظر آنان كارى انجام نده .
سپس رو به حسن و حسين عليه السلام كرد و فرمود: حسن جانم ، حسين عزيزم شما دو تا را هم وصيت مى كنم در حق برادران و خواهرانتان مهربانى كنيد و بدانيد پدرتان آنها را دوست دارد. پس مثل پدرتان آنان را دوست بداريد.
در اصلاح ذات البين و رفع اختلاف فاميلى جد و جهد كنيد، از رسول خدا شنيدم ، كه اصلاح ذات البين از نماز و روزه با ارزش تر است ، بستگان و خويشان را عزيز داريد و حال آنان را مراعات كنيد كه اين عمل ، حساب روز قيامت را سهل و آسان مى كند.
يتيم نوازى كنيد و در حق آنان احسان و نيكويى كنيد، چون وصيت پيامبرتان است .
الله ، الله ، قرآن متروك نشود و هيچ كس در عمل به آن از شما سبقت نگيرد. نماز را پاس داشته و بر پا داريد،چون نماز عمود خيمه دين است . زكات را فراموش نكنيد چون زكات خاموش كننده غضب الهى است . به روزه ماه مبار؟ رمضان همت گماريد،كه روزه سپر آتش دوزخ است . به مناسك حج آداب آن قيام كنيد كه حج از دستورات شريعت است . اى اهل بيت من ! از بر و تقوا استعانت جوييد، ظالم و گناهكار را هرگز يارى ندهيد. خداوند شما را حفظ كند و سنت محمد مصطفى صلى الله عليه و آله را در ميان شما زنده نگه دارد. استغفر الله لى ولكم .
در روز بيست يكم ماه رمضان ، كه چون وفات حضرت نزديك شد ام كلثوم در كنار پدر بود، على عليه السلام فرمود: دخترم درب منزل را ببند، حسن عليه السلام مى گويد نزديك در نشسته بودم آوازى شنيدم مى گفت : افمن يلقى فى النار خير ام من ياتى آمنا يوم القيامه . (132)
پس آوازى ديگر شنيدم ، گفت : پيغمبر وفات يافت و اينك على بن ابى طالب عليه السلام را كشتند، امروز ركن اسلام خراب و ويران شد.
چون نگاه به پدر كردم ،از دنيا فارق شد، و به ديار بقاء شتافت .
امام حسن عليه السلام مى فرمايد: كفن آماده كرديم و باقى مانده حنوط رسول الله را آورديم ، من و برادرم حسين غسل مى داديم و محمد حنفيه آب مى ريخت پس از كفن كردن در تاريكى شب به جايگاهى كه غرى نام داشت برديم و دفن كرديم .
خطبه امام حسن عليه السلام بعد از دفن پدر
سحرگاه همان روز حسن بن على عليه السلام نماز جماعت را امامت نمود و بعد از نماز بر منبر نشست و اين خطبه كوتاه را ايراد فرمود:
اى مردم ! هر كسى مرا مى شناسد، كه مى شناسد و هر كسى مرا نمى شناسد، اسم خود را بيان مى كنم تا بداند و بشناسد. اى مردم ! در اين شب مردى را در خاك دفن كرديم كه اولين و آخرين و جميع خلايق از نظر علم و حلم به او نرسند، در كنار محمد مصطفى صلى الله عليه و آله مجاهدت هاى بسيار كرد هر گاه به دستور پيامبر به پيكار با كفار در ميدان جنگ حاضر مى شد، جبرئيل در يمين (133) او و مكائيل در يسار (134) او بود.
پيوسته پيروزى به دست او بود. اى مردم ! از درهم و دينار طلاى سرخ و سفيد چيزى به جا نگذاشته ، فقط هفصت درهم براى خريد خادمى براى خواهرم ام كلثوم كنار گذاشته بود، و كه آن هم به من دستور داد به بيت المال بسپارم .
بعد از شهادت آن حضرت ، ابن ملجم مرادى ، آن شقى اول و آخر را آوردند و با يك ضربت شمشير به مالك دوزخ سپردند.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
زمستان 1379 هجرى شمسى   
احمد روحانى پاورقی :

 1-  از مترجم .
2- طبرى 5/153؛ بداية و نهايه 7/253 و كامل 2/302.
3- طبرى 5/153؛ ابن اثير 2/302؛ حبيب بن ذوئيب را ذكر كردند، تاريخ يعقوبى 2/178 - مردى از بنى اسد بود كه چنين سخن گفت .
4- ابوموسى اشعرى بعد از سعيدبن عاص از طرف عثمان منصوب شد.
5- طبرى 5/153 و ابن اثير 2/303 و ابن كثير 7/253 درباره متخلفين از بيعت مراجعه شود.
6- طبرى 5/165 و 5/172.
7- نصيحت مغيرة بن شعبه در تاريخ طبرى 5/159 و مروج الذهب 2/391 و بداية و نهاية 7/255 و ابن اثير 2/306 نقل شد.
8- سوره كهف /51.
9- ابوايوب از صحابه رسول خدا صلى الله عليه و آله و از بدرى و احدى و عقبى از ياران خاص ‍ على عليه السلام بود، در سال 51 در قسطنطنيه فوت كرد و همانجا دفن شد.
10- در طبرى و ابن اثير جارية بن قدامه است .
11- مروج الذهب ، ج 2/354 مراجعه شود.
12- طبرى ، ابن اثير، بداية و نهاية : تعداد شتران ششصد و مقدار درهم ششصد هزار بود.
13- از همسران رسول خدا (ص ) در سال 59 وفات يافت ؛ سال وفاتش را 61 و 62 نيز گفته اند.
14- اين سخن از امام احمد در مسند 4/438 و ترمذى در مناقب 5/632 ابن كثير در 