با قاسطين</a><a class="text" href="w:text:813.txt">گفتار ششم : پيدايش مارقين</a><a class="text" href="w:text:814.txt">گفتار هفتم : از دست رفتن مصر</a><a class="text" href="w:text:815.txt">گفتار هشتم : توطئه ها، توصيه ها و توبيخ ها</a><a class="text" href="w:text:816.txt">گفتار نهم : سرانجام</a><a class="text" href="w:text:817.txt">فهرست منابع</a></body></html>نام کتاب : تاريخ اسلام به روايت امام علي عليه السلام

نویسنده : محمد حسين دانش کيا

منبع کتاب :  سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن www.ketaab.iec-md.orgپيش گفتار

مطالعه تاريخ و تأمل در كردار پيشينيان و تجربه هاى زيستى آنان و وقايع گوارا و ناگوارى كه براى آنان رخ داده است. مى تواند چراغى باشد فرا راه امت ها در جوامع مختلف كه در پرتو آن، مسير آينده خود را به خوبى شناخته و پى گيرند; تا از اين رهگذر بتوانند و بكوشند با تحليل و آسيب شناسى آنچه بر امت هاى پيشين رفته است، از آفات و رهزن هاى موجود بر سر راه جوامع سالم جلوگيرى كرده و مسير آتى خويش را واقع بينانه و با بصيرت بپويند.

آنچه هم اكنون تقديم خوانندگان محترم مى گردد، تلاشى است براى بيان برهه اى از تاريخ اسلام از زبان صدق و سرچشمه معرفت و حكمت، امام على(عليه السلام)، كتاب حاضر برگزيده اى است از حوادث تلخ و شيرين عصر امام(عليه السلام) كه آن حضرت به مناسبت هاى مختلف از آنها سخن گفته است. مطالعه مجموعه حاضر مى تواند دورنمايى از اوضاع صدر اسلام را پيش روى نهد و ناگفته ها و ناگفتنى هاى بسيارى را آفتابى سازد. اين مجموعه در نه گفتار و به قلم برادر ارجمند جناب آقاى محمدحسين دانشكيا سامان يافته و با عنوان «تاريخ اسلام به روايت امام على(عليه السلام)» به علاقمندان تقديم مى گردد.

دفتر تحقيق و تدوين متون درسى، از تلاش علمى نگارنده محترم و همه دست اندركاران تهيه اين مجموعه قدردانى و براى همگان آرزوى موفقيت روزافزون دارد.

نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاهها

معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامى

دفتر تحقيق و تدوين متون درسى   مقدّمه

ما مفتخريم كه كتاب نهج البلاغه كه بعد از قرآن بزرگترين دستور زندگى مادى و معنوى و بالاترين كتاب رهائى بخش بشر است و دستورات معنوى و حكومتى آن بالاترين راه نجات است، از امام معصوم ما است.

وصيت نامه الهى ـ سياسى امام (ره)

هر حقيقت طلبى اشتياق دارد كه حوادث تاريخى صدر اسلام را آن گونه كه رخ داده است دريابد. مردم آن روزگار را بشناسد و با شخصيت مردان و زنانى كه در پديد آوردن صحنه هاى مختلف نقش داشته اند آشنا شود، و از زبانى صادق به تحليل رويدادها گوش دل بسپارد. اميد آنكه از تكرار حوادث تلخ دورى جويد و تكرار رويدادهاى شيرين را سرعت بخشد. چه زبانى صادق تر و گوياتر از زبان پيشوائى معصوم كه نه فقط شاهد ماجرا و راوى آنها بوده است كه در بسيارى از مقاطع، حادثه ساز و محور قضايا به شمار مى رود. در اين نوشتار سعى شده است حوادث و رويدادهايى را كه امام على(عليه السلام)به روايت آن پرداخته از مجموعه نفيس نهج البلاغهاستخراج گردد و بر خوانندگان محترم عرضه شود.

قبل از آغاز ذكر نكاتى چند خالى از فايده نخواهد بود.

1. زبان نوشتار بر اين فرض انتخاب شده است كه امام مشاهدات خود را براى فرزندش امام حسن(عليه السلام)بازگو مى نمايد. به ناچار براى ايجاد پيوستگى بين خطبه ها، نامه ها و ... جملات يا كلماتى افزوده شده است و به جهت ايجاد تمايز بين آنها و متن اصلى، جملات مذكور بين [ ] قرار گرفته است.

2. از ميان ترجمه ها بنا به دلائل مختلف، ترجمه خورشيد بى غروب اثر نويسنده و مترجم محترم جناب آقاى عبدالمجيد معاديخواه انتخاب شده است و فقط در مواضعى چند از اين ترجمه عدول شده است.

3. چون سعى شده است تمامى مطالب پيرامون يك حادثه در پى هم ذكر شود لذا تقدم و تأخر زمانى برخى حوادث تاريخى در نظر گرفته نشده است كه البته از خواننده محترم پوشيده نيست.

4. شرح حالى از شخصيت هايى كه امام(عليه السلام)متعرض آنها شده به صورت زير نويس ارائه شده است. پرداختن به نقاط برجسته زندگى ايشان به گونه اى كه شخصيت آنها را به خواننده بشناساند محور قرار گرفته است و در برخى ديگر از زيرنويس ها نيز توضيحاتى به ضرورت پيرامون برخى وقايع ارائه شده است كه علاقمندان با مراجعه به منابع مى توانند به اطلاعات تفصيلى دست يابند.

5. در تنظيم پاورقى ها، چون شناساندن برخى منابع تحليلى تاريخى براى خواننده جوان مدنظر بوده است كمتر به كتب دست اول ارجاع داده شده است.

6. در پايان كتاب، جدول مقايسه اى شماره هاى ترجمه خورشيد بى غروب با ديگر متن هاى نهج البلاغه جهت دسترسى آسان تر به متن عربى آورده شده است. از آنجا كه شماره خطبه ها، نامه ها و... اين ترجمه با ترجمه مرحوم فيض الاسلام در موارد اندكى تفاوت دارد، موارد اختلاف در پاورقى جدول ذكر شده است.

7. در پايان بر خود لازم مى بينم كه از زحمات آقايان آل ياسين و مصطفى ورتابى كاشانيان براى تايپ و صفحه بندى متن و سيد سعيد روحانى براى بازبينى نهايى و همچنين همسرم براى يارى در تدوين و تنظيم اين نوشتار تشكر لازم را به عمل آورم.

محمدحسين دانشكيا

بهار 1380 گفتار اوّل : پيامبرى كه من ديدم

سخنى با فرزند

فرزند عزيزم! هرچند كه من به اندازه تمامى نسل هاى گذشته عمر نكرده ام امّا در كار و كردارشان نيك نگريسته ام، در اخبارشان انديشيده ام، در ميان آثار به جاى مانده شان گرديده ام، آن چنان كه خود يكى از آنان شده ام. حتى چون جريان گذشتگان به من انجاميده است، گوئى با اولين تا آخرين فردشان زيسته ام. بخش هاى زلال و سودمند تاريخ را از بخش هاى تيره و زيان بارش باز شناخته ام و از هر جريان برايت گل آن را چيده ام و زيبايش را برگزيده ام و بخش هاى ناشناختنى اش را به كنارى زده ام. از سويى چون از موضع پدرى دلسوز و به جد، به جريان زندگى تو مى انديشم و ادب آموختنت را همت مى گمارم، نظرم اين است كه اين اقدام به گاهى باشد كه هنوز نوجوانى، به عمر خويش تازه روى آورده اى و تاريخ و روزگار را در پيش دارى، با انگيزه اى سازگار و درونى بى زنگار، با تأكيد بر اين نكته كه با آموزش كتاب خدا و تأويلش و با شناساندن آبشخورهاى اسلام و روشنگرى احكام و مرزهاى حلال و حرام، كار را بياغازم و از آن در نگذرم. از ديگر سو نگرانم كه مبادا اختلاف هاى مردم در گرايش ها و انديشه ها، حقيقت را از تو بپوشاند، هم چنان كه بر آنان پوشانده است. از اين رو به رغم خواست درونيم، هرچند علاقه اى به آگاه كردن تو به اين قيل و قال ها نداشتم ولى محكم كارى را ـ بر سپردن تو به جريانى كه از سقوطت در ورطه اش ايمن نيستم ـ برتر شمردم. اميدوارم كه خداوند تو را توفيق رشد ارزانى دارد و به راستاى تعادلت راه بنمايد

عرب پيش از اسلام

همانا خداوند محمد را ـ كه درود خدا بر او و بر خاندانش باد ـ به عنوان هشدار دهنده به جهانيان و امين وحى و قرآن مبعوث كرد، در حالى كه شما، اى توده هاى عرب! تكيه بر بدترين دين هاى جهان داشتيد و در بدترين ديار مى زيستيد. در ميان سنگلاخ هاى 