زاردن بر مردم جامعه خود به خاطر احسانى كه به آنان كرده اى ، و از زياد شمردن كارى كه در حق آنان انجام داده اى و بپرهيز از تخلف از وعده اى كه داده اى ؛ زيرا منت گزاردن احسان را باطل مى كند و زياد شمردن كارى كه به سود جامعه انجام گرفته است نور حق را از بين مى برد و تخلف از وعده موجب عداوت در نزد خدا و مردم مى گردد. خداوند متعال فرموده است : عداوتى است بزرگ در نزد خداوند اين كه بگوييد چيزى را كه به آن عمل نمى كنيد. (1967)
1976. تحذير از سبكسرى 
من كتاب له الى اهل البصره : فان خطت بكم الامور المرديه ، و سفه الاراء الجائره ، الى منابذتى و خلافى ، فها انذا قد قربت جيادى ، و رحلت ركابى .
در نامه اى به اهل بصره مى نويسد: بعد از اين هرگاه امورى هلاك كننده و انديشه هاى منحرف از حق باز هم شما را به مخالفت و ستيزه جويى با من براند و برانگيزد، پس بدانيد كه من ، همانا و به تحقيق اسبان عربى خود را نزديك ساخته و جهاز شتران خويش را بر روى كمر آن ها بسته ام . (1968)
1977. زايل شدن نظر
الخلاف يهدم الراى .
ناسازگارى ، راى و نظر را از بين مى برد. (1969)
1978. پرهيز از عجله در امور
اياك و العجله بالامور قبل اوانها، او التسقط فيها عند امكانها، او اللجاجه فيها اذ تنكرت ، او الوهن عنها اذا استوضحت . فضع كل امر موضعه .
بپرهيز از شتابزدگى در امور، پيش از رسيدن موقع آن ها و از سستى و درماندگى در موقعيت مقتضى آن امور، و بپرهيز از لجاجت ، در موقعى كه مشكل و ابهام انگيز باشند و از مسامحه درباره آن امور، وقتى كه آشكار شده اند، پس هر امرى را در موضع خود قرار بده . (1970)
1979. فرو رفتن در منجلاب ربا
من اتجر بغير فقه ، فقد ارتطم فى الربا .
كسى كه بدون آگاهى از احكام اسلام تجارت كند، در منجلاب ربا فرو رود. (1971)
1980. ياران روزگار
الجزع من اعوان الزمان .
بى تابى ، از ياران روزگار است . (و به ضرر او تمام خواهد شد). (1972)
1981. فراهم كننده زشتى ها
الشر جامع مساوى العيوب .
سيرى ناپذيرى ، فراهم آورنده عيب هاى زشت است . (1973)
1982. توصيه به همنشينى پاكان 
من كتابه للاشتر : و الصق باهل الورع و الصدق ، ثم رضهم على الا يطروك و لا يبجحوك بباطل لم تفعله ؛ فان كثره الاطراء تحدث الزهو و تدنى من الغره .
در نامه به مالك اشتر فرمودند: به پاكدامنان و راستگويان بسيار نزديك شو! آن گاه ايشان را عادت ده كه در صدد چاپلوسى تو بر نيايند و تو را با بيان كارهايى كه نكرده اى به دروغ خشنود نسازند كه به راستى چاپلوسى زياد و پى در پى ، تكبر و خودخواهى در انسان پديدار مى كند و حميت و غرور را به او نزديك مى سازد. (1974)
1983. دور كردن بدى 
احصد الشر من صدر غيرك ، بقلعه من صدرك .
بدى را از سينه ديگران با ريشه كنى آن از سينه خودت ، دور كن . (1975)
1984. توصيه على (ع ) به مالك اشتر
من كتابه للاشتر : لا تعجلن الى تصديق ساع ، فان الساعى غاش ، و ان تشبه بالناصحين .
نامه اى است از آن حضرت عليه السلام به مالك اشتر: هرگز براى تصديق سخن چين شتاب مكن ؛ زيرا سخن چين خيانت پيشه است ، اگر چه خود را به خيرخواهان تشبيه كند. (1976)
1985. فضايل بى حد على (ع )
من كتاب له لى معاويه : و لولا ما نهى الله عنه من تزكيه المرء نفسه ، لذكر ذاكر فضائل جمه ، تعرفها قلوب المومنين ، و لا تمجها اذان السامعين .
نامه اى است از امير المومنين عليه السلام به معاويه : اگر اين امر نبود كه خداوند از خودستايى انسان ، نهى فرموده ، هر آينه (مقصود خود امير المومنين است ) فضايل فراوانى را ذكر مى كرد كه دل هاى مومنان آن فضايل را مى شناسد و گوش هاى شنوندگان آن ها را به دور نمى افكند. (1977)
1986. حذر از طاعت فاسقين 
الا فالحذر الحذر من طاعه ساداتكم و كبرائكم ... فانهم قواعد اساس ‍ العصبيه . و دعائم اركان الفتنه ... و هم اساس الفسوق ، و احلاس العقوق .
آگاه شويد! برحذر و بيمناك باشيد از اطاعت آقايان و بزرگان خود، كسانى كه از ارزش هاى واقعى حيثيت خود را بالاتر تلقى كردند و بالاتر از نسب خود سربلند نمودند، اين خودخواهان خودكامه ، برپا دارنده پايه عصبيت اند و به ستون هاى فتنه و همداستان هاى منكرين حقوق رسول خدا صلى الله عليه و آله و امام بر حق . (1978)
1987. معادن همه خطايا
اهل الضلال معادن كل خطيئه ، و ابواب كل ضارب فى غمره .
اهل ضلال ، معدن همه خطايايند و درهاى ورودى همه گمراهان و عقيده مندان باطلند. (1979)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1172.txt">بخش اول : دين اسلام </a><a class="text" href="w:text:1173.txt">بخش دوم : ايمان</a><a class="text" href="w:text:1174.txt">بخش سوم : حزب شيطان </a><a class="text" href="w:text:1175.txt">بخش چهارم : بدترين و برترين مردم </a><a class="text" href="w:text:1176.txt">بخش پنجم : حق و باطل </a><a class="text" href="w:text:1177.txt">بخش ششم : عمل به علم </a><a class="text" href="w:text:1178.txt">بخش هفتم : علم و عالم </a><a class="text" href="w:text:1179.txt">بخش هشتم : ناتوان و ناتوانى </a><a class="text" href="w:text:1180.txt">بخش نهم : بيمارى </a><a class="text" href="w:text:1181.txt">بخش دهم : آرزو </a><a class="text" href="w:text:1182.txt">بخش يازدهم : متفرقات </a></body></html>بخش اول : دين اسلام 
1988. جلوگيرى كننده از ضلالت 
من يبتغ غير الاسلام دينا تتحقق شقوته ، و تنفصم عروته ، و تعظم كبوته ، و يكن مابه الى الحزن الطويل و العذاب الوبيل .
هر كه دينى جز اسلام بجويد به بدبختى گرفتار آيد و دستاويزش از هم گسيخته شود و به رو درافتادن و سقوطش (در عذاب آتش ) سخت باشد و به اندوه دراز و عذاب دردناك مبتلا گردد. (1980)
1989. واژگونى اسلام 
سياتى عليكم زمان يكفا فيه الاسلام ، كما يكفا الاناء بما فيه .
به زودى زمانى بر شما فرا مى رسد كه در آن زمان اسلام واژگون مى شود، همچنان كه ظرف واژگون مى شود و آنچه در آن است مى ريزد.
1990. بالاترين شرف 
لا شرف اعلى من الاسلام .
هيچ شرافتى بالاتر از اسلام نيست . (1981)
1991. تفسيراسلام 
لا نسبن الاسلام نسبه لم ينسبها احد قبلى . الاسلام هو التسليم ، و التسليم هو اليقين ، و اليقين هو التصديق ، و التصديق هو الاقرار، و الاقرار هو الاداء، و الاداء هو العمل .
اسلام را چنان تفسير كنم كه هيچ كس قبل از من چنين تفسير نكرده است : اسلام ، تسليم (در برابر خدا) است و تسليم باور كردن است و باور كردن تصديق است و تصديق همان اقرار است و اقرار انجام وظيفه است و انجام وظيفه همان عمل شايسته است . (1982)
1992. اسلام ؛ كليد در نيكى 
فس صفه الاسلام : فيه مرابيع النعم ، و مصابيح الظلم . لا تفتح الخيرات الا بمفاتيحه ، و لا تكشف الظلمات الا بمصابيحه .
در وصف اسلام فرمودند: در آن نعمت ها همانند باران بهارى و چراغ هاى روشن كننده تاريكى فراوان است ، در نيكى ها را جز با كليدهاى آن نتوان گشود و تاريكى ها را جز با چراغ هاى آن فروغ نتوان بخشيد. (1983)
1993. مسابقه در خوبى ها
فى وصف الاسلام : متنافس السبقه ، شريف الفرسان . التصديق منهاجه ، و الصالحات مناره ، و الموت غايته ، و الدنيا مضماره ، و القيامه حلبته ، و الجنه سبقته .
در توصيف اسلام مى فرمايد: جايزه مسابقه اش ارزشمند و لايق رقابت است ، سواركارانش شريف و بزرگوارند، مسير و جاده اش تصديق است و نشانه اش كارهاى شايسته