به و منزلت فوق العاده اى ، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم داشت ، و به همين جهت گاهى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به ديدن او مى رفت ، و در خانه اش حديثى به او مى گفت .
2- از جمله حديث منزلت است ، كه به او فرمود:اى ام سليم ، گوشت و خون على از گوشت و خون من است ، و او براى من همانند هارون براى موسى است .(207)
3- در مورد قضيه بنت حمزه است كه على عليه السلام و جعفر و زيد بر سر او اختلاف داشتند كه حضرت فرمود: اى على تو نسبت به من ، همانند هارون نسبت به موسى هستى .....(208)
4-  
روزى ابوبكر و عمر و ابوعبيده نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بودند. و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به على عليه السلام تكيه داده بود، در اين حال پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با دست خود به شانه على عليه السلام نواخت و فرمود: اى على تو اولين كسى هستى كه ايمان آوردى و مسلمان شدى ، تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى هستى ....(209)
5-  
در هنگام خواندن پيمان برادرى در ميان مهاجرين و برگزيدن على عليه السلام براى خود و نيز بار دوم كه پيمان برادرى بين مهاجرين و انصار ايجاد نمود و در اين مرتبه نيز پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم على را به عنوان برادر خود برگزيد و فرمود تو برادر من هستى و تو نسبت به من ، همانند هارون نسبت به موسى هستى .(210)
حديث (مؤ اخاة ) طولانى است و كتب تاريخ است و كتب تاريخ و حديث به گونه مفصل از آن ياد نموده اند، و چگونگى عقد اخوت را تشريح كرده ، و در پايان حديث ، گفتگوى على عليه السلام با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و پاسخ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را يادآور مى شوند، على عليه السلام عرضه داشت :اى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم جانم به لب رسيد، كمرم شكست ، در هنگامى كه ملاحظه نمودم كه رفتارى با اصحاب نمودى كه با من انجام ندادى ، آيا اين رفتار به خاطر خشم و غضبى است كه بر من روا داشتى ؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: سوگند به آن كه مرا به حق به پيامبرى برگزيد، من تو را به تاءخير نگذاردم ، مگر براى خود، و تو براى من همانند هارون نسبت به موسى هستى ، جز اينكه پيامبرى بعد از من نخواهد بود، و تو برادر و وارث من باشى ، عرض كرد: و چه چيزى را از تو به ارث خواهم برد؟ فرمود: آنچه را پيامبران پيش از من از خود بر جاى گذاردند، كتاب پروردگار خود، و سنت پيامبرشان را و تو در بهشت در كاخ من با فاطمه دختر من خواهى بود، و تو برادر و رفيق من هستى و آنگاه اين آيه را تلاوت نمود: (( اخوان على سرر متقابلين :)) (211) برادرانى كه روبروى يكديگر بر جايگاهى نشسته اند....(212)
و در مورد مؤ اخات دوم ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به على عليه السلام گويد: آيا از اين كه من بين تو و انصار عقد برادرى برقرار ننمودم ، نگران شدى ؟ آيا تو راضى نيستى كه نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى باشى .......(213)
6- در ضحى حديث سد الابواب ، جابر بن عبدالله گويد:  
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: اى على براى تو حلال است آنچه براى من حلال است ، زيرا تو براى من همانند هارون براى موسى هستى .(214)
حذيفه بن اسيد الغفارى گويد: روزى كه پيامبر صلى الله عليه و آله دستور بستن درهاى مسجد را صادر كرد، برخاست و فرمود: برخى از شما از اينكه من على را در مسجد سكونت داده و ديگران را خارج نموده ام نگران هستيد..... على نسبت به من همانند هارون بن موسى است .(215)
اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در مناسبتهاى مختلف ، و گاهى بدون مقدمه ، مسئله وراثت ، و همانندى هارون و على عليه السلام را بيان مى دارد، به اين جهت است كه كسى تصور نكند، جايگزنى در تبوك مورد خاص است ، و اين حديث و تمام مراتب آن را مخصوص مورد تبوك بدانند.
دكتر احمد محمود صبحى ، در مورد اين حديث گويد: حديث منزلت از نظر صحت به مرحله اى است كه تا حد تواتر مى رسد، و همه آن را قبول دارند،(216) و حتى ابن تيميه (كه فردى بسيار متعصب است و اشكالاتى به حديث منزلت وارد نموده ) نتوانسته است آن را انكار نمايد، زيرا او در كتاب منهاج السنه اين حديث را ذكر نموده است .(217)
توضيح 
مراتبى كه اين حديث آنها را براى على عليه السلام ثابت مى كند، همان مراتبى است كه هارون نسبت به موسى دارد، و آن مراتب عبارتند از:
1- مقام اخوت و وزارت ، زيرا خداوند اين مقام را به هارون داده است .(( و اجعل لى وزيرا من اهلى هارون اخى :(218) )) برادرم ، از خانواده ام را وزير من قرار ده . خداوند نيز با درخواست موافقت نموده و گويد:(( قد اوتيت سو لك يا موسى :(219) )) با درخواست تو موافقت مى شود.
2- خلافت ، هنگامى كه موسى عليه السلام به ميقات مى رود، به هارون گويد:(( اخلفنى فى قومى و اصلح و لاتتبع سبيل المفسدين :(220) )) در ميان قوم خليفه من باش ، اصلاح را پيشه خود ساز، و از راه فسادكنندگان پيروى منما.
3- خلافت هارون از موسى : از مراتبى كه هارون داشت و خداوند به او عطا نموده بود، شركت در امر نبوت است ، كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اين منصب را از على عليه السلام سلب مى كند، و مى فرمايد: پيامبرى بعد از من نخواهد بود.
4- خلافت هارون از موسى منحصر به دوران زندگى موسى نبوده است ، يعنى اگر هارون تا پس از مرگ زنده مى ماند، اين مقام را دارا بود، لذا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم همه اين مراتب را تا پس از مرگ خود نيز دانسته است كه نبوت بعد از خود را نفى مى كند، يعنى مراتب ديگر تا بعد از مرگ نيز ادامه دارد، مگر نبوت ، كه پس از من وجود نخواهد داشت .
6 - 1 - 4 - نقد و پاسخ 
1- اين جايگزينى فضيلتى را براى على عليه السلام ثابت نمى كند، زيرا موسى به تنهايى به ميقات رفت و اصحابش همه در زير فرمان هارون قرار گرفتند، پس هارون واقعا جايگزين موسى در قوم موسى بود، در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با همه اصحاب خود به تبوك رفت ، و على عليه السلام تنها بر كودكان و زنان رياست داشت .
پاسخ : لازم نيست در تشبيه جميع خصوصيات وجود داشته باشد، و گرنه بايد بگوييم خصوصيات زمانى و مكانى نيز بايد وجود داشته باشد، مثلا هارون در زمان موسى و در صحراى سينا بوده است ، در حالى كه على عليه السلام در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در مدينه بوده است . اين خصوصيات در تشبيه هيچ گونه دخالتى ندارند، و تنها صفت بارز مورد نياز است كه بايستى آن صفت بارز در تشبيه حتما وجود داشته باشد، مثلا وقتى كسى را به شير تشبيه مى كنيم بايد شجاعت و بى باكى شير را آن شخص داشته باشد، در اينجا آن چيزى كه مورد تشبيه قرار گرفته ، جايگزينى و استخلاف هارون از موسى است ، و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نظر دارد، كه على را در استخلاف خود همانند هارون از موسى بداند، گرچه محدوده استخلاف تفاوت داشته و افرادى كه با اين كيفيت تحت قيمومت قرار مى گيرند كم و بيش اختلافى داشته باشند، و قوم موسى مثلا بيش از افرادى از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله باشند كه در مدينه باقى مانده اند.
ديگر اينكه از كجا معلوم است كه محدوده رياس