 مصون دار، و حساب را بر آنان آسان گير(330) .
2 - سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با انصار 
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم ، در هنگام بيمارى خود به انصار رو نموده فرمود:
اى گروه انصار دوران فراق و هجران نزديك است ، من دعوت شده ام ، و دعوت را پذيرفته ام ، شما اى انصار ما را پناه داديد و چه نيكو پناهى ؛ ما را يارى كرديد، و چه خوب يارى كرديد، در اموال خود ما را شريك نموديد، و در حال مسلمين توسعة و گشايش فراهم نموديد، جان عزيز خود را در راه خداوند بزرگ فدا كرديد، خداوند بهترين پاداش را به شما عنايت نمايد. اما يك مسئله هنوز باقى مانده ، كه با انجام آن مسئوليت من به انجام مى رسد، و پذيرش هر عمل و رفتارى منوط و مقرون با آن است ، و آن ، دو چيز است كه از نظر من بين آن دو هيچگونه تفاوتى نمى باشد، اگر بين آن دو مقايسه شود به اندازه تار موئى بين آن دو، فرق نمى گذارم ، هر كس يكى را ترك نمايد، مثل اين است كه آن ديگر را نيز انجام نداده است ، گفتند: اى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گرامى ما از كجا آن دو را بشناسيم ، ما نمى توانيم به آن پى بريم ، و آن را به دست آوريم پس گمراه شده و از اسلام و نعمت هاى خداوند و پيامبر صلى الله عليه و آله محروم مى شويم ، و خداوند به وسيله تو اى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، ما را از نابودى نجات داد، رسالت خود را تبليغ فرموده و نصايح و اندرزهاى خود را گفتيد، وظيفه خود را انجام دايد، و تو اى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نسبت به ما بسيار مهربان بودى .
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: آن دو، كتاب آسمانى ، و اهل بيت رسالت هستند، قرآن كتاب خداوند حجت است ، نور و برها در آن است ، كتاب خداوند، تازه و جديد است (طراوت خود را از دست نمى دهد) كهنه و فرسوده نمى گردد، و آن گواه است ، و داورى عادل است ، قرآن در حلال و حرام و جميع احكام خود، تا روز رستاخيز رهبر ماست ، در مقابل گروههائى مى ايستد، تا گام هاى آنان را بر صراط بلغزاند.اى گروه انصار سفارش مرا در مورد اهل بيت من رعايت كنيد، زيرا خداوند آگاه به من خبر داده است : اين دو از يك ديگر جدا نمى شوند (نيازمند به يك ديگر هستند)، و اين كه اسلام همانند سقف گسترده اى است كه جز بر اين دو پايه استوار نخواهد شد. اگر كسى بخواهد اين سقف را بدون پايه ها بگستراند بر سر او فرود خواهد آمد، و او را به آتش دوزخ خواهد كشاند.
اى مردم آن پايه ، پايه اسلام است ، و آن طبق گفتار خداوند است كه گويد (( اليه يصعد اليكم الطيب )) (331) : به سوى خداوند سخن نيكو، و كردار صالح صعود خواهد نمود.
اى مردم ؛ آنچه من در مورد اهل بيت خود به شما سفارش نمودم ، دريافتيد، من در مورد اهل بيت خود، بى نهايت به شما سفارش مى كنم ، آل بيت من ، نورافشان هائى قوى و معادن علم و سرچشمه هاى دانشند، وصى من ، و جانشين من و وارث من و آن كه براى من همانند هارون نسبت به موسى است .
اى گروه انصار آيا فرمان خداى را به شما رساندم و تبليغ نمودم ؟ پس ‍ گوش فرا دهيد و آن را آويزه گوش خود نمائيد،(332) .
-3- شيخ مفيد (ره ) قسمت اخير خطبه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را با اختلافى در الفاظ بيان مى كند(333) شيخ مفيد در جائى ديگر از كتاب امالى خطبه اى از پيامبر نقل مى كند، كه شامل سه قسمت ذيل است :
-1- توبيخ اصحاب خود به جهت نگرانى آنان از مرگ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، -2- تاءكيد در تمسك به دو ثقل گران بهاء -3- توصيه به انصار.(334)
-4- عطاء از فضل ابن عباس نقل كرده گويد: به نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفتم ، مشاهده كردم آن حضرت دچار تب شديدى است ، و از شدت درد دسمالى به سر خود پيچيده است ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: دست مرا بگير؛ من دست او را گرفته تا اين كه به منبر صعود نمود، فرمود: به مردم بگو در مسجد حضور يافتند. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم پس از حمد و ستايش پروردگار فرمود:
مردم بدانيد مرگ من نزديك شده است ، و من از ميان شما مى روم پس اگر كسى از من تازيانه اى خورده است ، من حاضرم كه او قصاص نمايد و هر كه من از او مالى گرفته ام ، اين اموال من است ، بيايد از مال من برداشت كند.
اى مردم كسى نگويد: من مى ترسم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را قصاص كنم ، زيرا او با من دشمن خواهد شد؛ مردم بدانيد، من عداوت و كينه توزى ندارم ، و شايسته من نيست كه چنين باشم . مردم بدانيد كه دوستدارترين افراد شما نزد من كسى است كه اگر حقى از او نزد من باشد، بيايد و حق خود را باز ستاند، و يا از آن بگذرد، تا خداى را به خوبى ديدار كنم .
پس از آن ، حضرت نماز ظهر را خواند، و مجددا به منبر صعود نمود، و گفتار پيشين خود را تكرار كرد، مردى برخواست و عرضه داشت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ؛ من سه درهم از شما طلب دارم ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: ما هيچ گوينده اى را تكذيب نمى نمائيم ، و او را وادار به سوگند نمى كنيم . سپس به فضل روى نموده و فرمود: آن را پرداخت كن . و دنباله سخن را چنين ادامه داد:
هر كس در مورد نفس خود از چيزى بيم دارد برخيزد تا من براى او دعا كنم ،
شخصى برخاست و عرض كرد: يا رسول الله من دروغ گو، بد دهن ، و پرخواب هستم .
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: خدايا، راست گوئى و صلاح را روزى او گردان ، و خواب را در او هرگاه كه بخواهد بازستان
مرد ديگرى برخاست ، و نقايص و عيوب خود را براى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بازگو نمود، عمر كه در آنجا حضور داشت ، و آن مرد خطاب نموده گفت : خود را رسوا نمودى پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: رسوايى دنيا بهتر از رسوايى در آخرت است ،(335) .
-5- روز دوشنبه آخرين روز از زندگانى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم وارد مسجد گرديد پس از انجام نماز (صبح )، فرمود: اى مردم آتش فتنه ها شعله ور گرديد، فتنه ها همچون پاره اى امواج تاريك شب روى آورد، و به خدا سوگند شما نمى توانيد بر من خرده اى گيريد، زيرا من حلال نكرده ام براى شما جز آنچه را قرآن حلال نموده و حرام ننموده ام جز آن چه را قرآن حرام نموده (336) .
اين خطبه را پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در هنگامى ايراد فرمود كه شنيد ابابكر با مردم نماز مى خواند، خود به مسجد آمده و با مردم نماز خواند و پس از آن خطبه اى ايراد مى كند، كه چند جمله آن را مورخين نقل نموده اند، و ما در بخش نماز ابى بكر از آن صحبت خواهيم نمود.
-6- عقبة بن عامر جهنى به آنان گفت : پيامبر اكرم پس از هشتاد سال شهادت شهداى احد، بر آنان درود وداع فرستاد، گويا زندگان و مردگان را وداع مى نمود، و آنگاه بر فراز منبر قرار گرفت و فرمود: من از ميان شما مى روم ، و من ناظر اعمال شما هستم ، و قرار ملاقات ما با شما در كنار حوض (كوثر) است ، و من در همين جا كه هستم به آن نگاه مى كنم (آن را مى بينم )، من از آن بيم ندارم كه شما شرك ورزيد (مشرك نخواهيد شد)، اما از آن بيم دارم كه براى دنيا با يك ديگر به نزاع برخيزيد،، و رقابت نمائيد