.(337)
-7- ابن حجر هيثمى گويد: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در بيمارى خود منجر به رحلت او گرديد، فرمود:
مرگ من به همين زودى فرا مى رسد، و من سخن خود را به شما رساندم ، و راه بهانه و عذر را بر روى شما بستم ، آگاه باشيد، من كتاب خداى خود، و عترت و اهل بيت خود را در ميان شما مى گذارم و مى روم ، سپس دست على را گرفت و بالا برد، و فرمود: اين شخص على بن ابى طالب است كه همراه با قرآن است و قرآن با على عليه السلام است و از يك ديگر جدا نشوند تا روز قيامت كه با من ملاقات نمايند،(338)
لازم به يادآورى است ، صواعق ابن حجر كتابى است كه به قول مؤ لف آن ، ابن حجر (در رد شبهه هاى بدعت گذاران و زنادقة ) نوشته شده است ، و خود از كسانى است كه در اين كتاب به شيعة مى تازد، با وجود تصريح دارد كه اين حديث ، بر خلافت على عليه السلام دلالت دارد(339)
جمع بندى كوتاه  
در مجموع خطبه هائى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در هنگام بيمارى آثارنويسان جمع آورى نموده اند و ما بخشى از آن را در اينجا ذكر نموده ايم ، به چند نكته بارز اشاره نموده است ، كه ذيلا مطرح مى شود، البته سفارشات ديگرى نيز دارد، از قبيل سفارش به نماز، و رفتار نيك با زيردستان ، و چگونگى تجهيز پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بعد از رحلت و.... كه برخى از آن را در قسمتهاى بعدى ذكر خواهيم نمود، و اما آنچه در اين خطبه به چشم مى خورد:
1- سفارش به (ثقلين ): كتاب خدا، و عترت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم .
2- سفارش به انصار، از اصحاب خود.
3- نكوهش و سرزنش در مورد انكار مرگ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم .
4- خبر دادن از وقوع فتنه ها، و نگرانى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از اين جهت .
5- تاءكيد در پرداخت حقوق ديگران ، و تصفيه حساب با ديگران ، در دنيا.
كليه كسانى كه از علماى اهل سنت متعرض سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در هنگام بيمارى او شده اند، بند دوم تا پنجم را در آثار خود بگونه كوتاه و مفصل ذكر نموده اند، و تنها از سفارش پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در مودر (ثقلين ) ياد ننموده اند، گر چه بعضى از اثر نويسان ، در مقام استدلال از آن سخن به ميان آورده ، و نتوانسته اند آن را انكار نمايند چناچنه گذشت ، اما چرا از سفارش پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در مودر (ثقلين ) در اين خطبه هائى كه ذكر شد، اثرى به چشم نمى خورد؟ با مراجعه اى كوتاه به سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله (بخش پيشين ) و اعلان بروز فتنه ، و ترس پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، بر اصحاب خود، در مورد رغبت به دنيا و... به انگيزه حذف اين جمله از خطبه هاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم پى مى بريم ، چرا كه اين حديث تصريح به خلافت اميرالمومنين عليه السلام دارد، و از نظر اين كه بناست ، اين گونه احاديث را با فرمان جعلى نماز خواندن (340) منسوخ اعلان دارند،(341) از ذكر آن خوددارى مى شود. و ما در بخش بعدى به گونه اى مشروح از اين حديث سخن خواهيم گفت ، و اكنون بررسى بندهاى ديگر سفارش پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم .
3- 5 توصيه و سفارش به انصار چرا؟ 
اى گروه مهاجرين شما رو به افزايش هستيد، و انصار به همين حالت باقى مى ماند، آنان پناهگاه من هستند كه به آنان پناه بردم ، با نيكان آنان نيكى كنيد، و از گناهكاران آنان درگذريد.(342)
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به منبر صعود نمود و پس از حمد و ستايش پروردگار فرمود: اى مردم ، ديگران افزايش پيدا مى كنند، و انصار روبه نقصان مى روند، تا اينكه بگونه نمك طعام مى شوند، هر كس ‍ متصدى امور آنان گردد، از نيكوكاران آنان بپذيرد، و از بدكارانشان در گذرد،(343) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بيرون آمد در حالى كه سرخود را با دستمالى بسته بود، با انصار و فرزندان و خدمتكارانشان برخورد نمود، پس فرمود: سوگند به آن كه جانم در دست اوست من شما را دوست مى دارم ، انصار وظيفه خود را انجام دادند، و اكنون نوبت شماست كه وظيفه خود را نسبت به آنان انجام دهيد، با نيكان آنان نيكى كنيد، و از بدكاران آنان در گذريد.(344)
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:اى انصار بعد از من ، نابرابرى و بى عدالتى خواهيد ديد، عرض كردند: در اين صورت به ما چه دستورى مى دهيد؟ فرمود: شما را به صبر سفارش مى كنم ، تا اين كه خدا و رسول او را ملاقات كنيد.(345)
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم پس از حمد و درود پروردگار در مورد انصار، سفارش نمود و فرمود: اى گروه مهاجرين شما در حال فزونى هستيد، و انصار افزون از اين حالت و هيئت كه دارند نخواهند شد، و انصار پناهگاه من هستند كه به آنان پناهنده شدم ، با نيكانشان به نيكى رفتار كنيد، و از بدكاران آنان را گذريد.(346)
در حالى كه پيامبر بر دوش على عليه السلام و فضل بن عباس تكيه داده بود، و پاهاى مباركش بزمين كشيده مى شد وارد مسجد شد، و روى اولين پله منبر (پائين ترين ) نشست .
و فرمود:... شما را در مورد انصار توصيه و سفارش مى كنم كه با آنان به نيكى رفتار نمائيد، آنان كه در اين سرزمين پيش از شما بودند، و پيش از شما ايمان آوردند، آيا آنان محصولات كشاورزى خود را با شما به دو قسمت ننمودند، آيا در اين سرزمين شما را جاى ندادند؟ آيا آنان شما را بر خودشان ترجيح ندادند، در حالى كه خود به آن نياز داشتند؟ آگاه باشيد، من از ميان شما مى روم ، و شما به من ملحق خواهيد شد....(347) . نيز قبلا از امالى شيخ مفيد(ره ) در زمينه سفارش انصار مطلبى داشتيم .(348)
يك پرسش ؟
چرا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چنين نسبت به انصار توصيه مى كند، ياران ديرين خود، آنان كه خداوند، به وسيله شان ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را بر دشمنان ديرينش ، از قريش كه بعدها داعيه سرپرستى از اسلام و مسلمين را سر دادند، پيروز گرداند؟ و چه نوع خطرى فقط آنان را تهديد مى نمود؟ و چرا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، انصار را ولى نعمت اوليه مسلمين قريش و مهاجرين مى داند، و اين مسئله را به رخ آنان مى كشد، اگر آنان كارى خدائى انجام دادند، به رخ ديگران كشيدن چرا؟ ما مى دانيم كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم عقل كامل هرگز سخنى بى مورد نمى گويد، و حتما جهتى داشته است كه اين چنين در مناسبت هاى
مختلف سخن گفته است . با مراجعه كوتاهى به رويدادهاى بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به راز اين گفته ها پى مى بريم .
-1- بزرگان قريش كه خود در طبقه ممتاز جامعه آن روز مى پنداشتند تا آن جا كه نيرو و توان داشتند در مقابل اسلام مقاومت كردند، و آنجا كه ديدند توان مقابله با اسلام را ندارند، در زير لواى اسلام ، اهداف خود را پياده كردند، در ظاهر اسلام اختيار نمودند، و در واقع از فرهنگ خود محافظت مى نمودند، و برخى آنچنان كفر بر جان و روان آنان حاكم بود كه رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را باور نكردند، و در آينده اى نه چندان دور، سرنوشت اسلام بدست اختلاف آنان سپرده شد، به اين سند تاريخى توجه نمائيد:
ابوسفيان باورهاى ذهنى خود را نس