ز و عقلى است كه دارند. و نيز (الثقل ) به معناى (الثقل ) نيز مى باشد: سنگين ،(397) .
عترت :  
امام صادق عليه السلام فرمود: از اميرالمؤ منين على عليه السلام ، در مورد اين گفته رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم : (( انى مخلف فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى )) سؤ ال شد: عترت كيست ؟ فرمود:
من و حسن و حسين عليهماالسلام و امامان نه گانه از فرزندان حسين عليه السلام ، و نهمين آنان مهدى قائم آل محمد، از كتاب خدا جدا نشوند و كتاب خدا از آنان جدا نشود، تا در كنار حوض كوثر نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم حضور يابند، و در حديث ديگرى از او سؤ ال مى كنند عترت كيست ؟ مى فرمايد: اهل عباء (اصحاب كساء).
از ابن اعرابى است (تغلب از او نقل مى كند): (عترت ): فرزند انسان ، و ذريه او از صلب خودش ، و به همين جهت ذريه محمد صلى الله عليه و آله و سلم از على عليه السلام و فاطمه (س ) عترت پيامبرند.
تغلب گويد: به او گفتم : اين كه ابوبكر در سقيفه گويد: ما عترت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هستيم ، چه گوئى ؟ گفت : مقصودش شهر محمد صلى الله عليه و آله و سلم و حوزه اوست ، و عترت محمد بناچار فرزندان فاطمه هستند،(398)
ابن اثير گويد:(( عترة الرجل :)) نزديك ترين افراد به انسان را (عترة ) گويند، (بنابراين تعريف ابن اثير) عترت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نزديك ترين خويشان اوست ، فرزندان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و نيز على و فرزندان اوست .(399)
ابن اثير خود اين قول را اختيار نكرده ، و آن را به ديگران نسبت مى دهد، اما خود گويد: عترت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرزندان عبدالمطلب است ، اما با تعريفى كه از عترت نمود، نزديك ترين افراد به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم على و فرزندان اوست ، و اگر در بعضى موارد (عترت ) اطلاق شده است و به فرزندان عبدالمطلب ، مطلقا، به دليل قرينه موجود بوده ، چنانچه طبق گفته ابن اثير در جنگ بدر، اسيران بنى هاشم ، از جمله عباس عموى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را، عترت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ناميدند، و به رسول خدا گفتند: اينان عترت تو مى باشند.
و در پايان ابن اثير گويد: معروف و مشهور اين است كه عترت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خانواده او هستند كه زكوة بر آنان حرام است ،(400) .
ابن منظور گويد: (عترة ): خويشاوندان انسان ، پسر و يا دختر... ابن سيدة گويد: عترت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرزندان فاطمة (س ) است .
ازهرى گويد: و در حديث زيدبن ثابت است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: (( انى تاركم فيكم الثقلين ... )) گويد: و محمد ابن اسحق گفته است ، اين حديث صحيح است ، و مثل آن است ، روايت زيدبن ارقم و ابوسعيد خدرى .
ابوعبيدة و ديگران گويند: (عترت ) و (اسرة ) و (فصيلة ) خويشان نزديك انسان هستند.
ابن اعرابى گويد، عترت فرزندان انسان ، و ذرية ، و نسل او، از خودش ‍ مى باشد، گويد: پس (عترت ) پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرزندان بتول عليهماالسلام هستند... و در پايان گويد و مشهور آن است كه (عترت ) پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اهل بيت او مى باشند و آنان كسانى هستند كه زكوة و صدقات واجب بر آنان حرام ، و آنان (ذوالقربى ) هستند و خمس ، كه در سوره انفال از آن ياد شده ، به آنان تعلق دارد.(401)
ابن ابى الحديد گويد: (عترت ) پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خانواده نزديك و فرزندان او مى باشند، و درست نيست كه افراد قبيله او را عترتش ‍ بدانيم ، و اين كه ابوبكر در روز سقيفه گفت : ما عترت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هستيم ، از باب مجاز است ، مثل اينكه فرزندان ابنان بگويند ما عموزاده پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هستيم ، زيرا در حقيقت عموزاده پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نيستند، اما در مقام تفاخر به فرزندان قحطان ، خود را عموزاده پيامبر مى دانند، و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خود معناى عترت را بيان داشته در آن مورد كه مى فرمايد: سقلين عترت من ، يعنى اهل بيت من هستند، و اهل بيت خود را در هنگام نزول آيه تطهير(402) به اين گونه كه (كساء) روى فرزندان خود و فاطمه (س ) و حسن و حسين ، و داماد و عموزاده اش على عليه السلام مى گستراند و عرضه مى دارد: خدايا اين ها اهل بيت من هستند.(403)
بنابراين اگر (عترت ) در غير از موارد ياد شده نيز به كار برده شده است به معناى حقيقى نبوده ، و معناى حقيقى آن فقط فرزندان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است . كه خود معرفى مى كند. اربلى گويد: افزون بر آنچه ما در مورد عترت ذكر نموديم ، مطلبى است كه كتاب مطالب السئول آن را نقل نموده است ، مطالب السئول تاءليف شيخ بزرگوار كمال الدين ، محمد بن طلحة مى باشد، و او شيخى مشهور و فاضل نام آورى بود، گمان دارم در سال 654 - بدرود زندگى گفت ، وضعيت و بلنداى رتبه و زهد و ترك منصب وزارت شام ، و بريده شدن از مسائل دنيوى او معروف است ، اين كتاب را در دوران انقطاع خود از دنيا به نگارش در آورد، مذهب او شافعى و از بزرگان آنان بود، او در مورد عترت گويد:
(عترت ): قبيله و عشيره انسان است ، و گفته شده : فرزندان انسان است ، در هر دو صورت ، عبارتند از فرزندان فاطمة (س )، زيرا آنان نزديك ترين افراد به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بودند، و نيز فرزندان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مى باشند زيرا فرزندان دختر انسان نيز فرزندان خود اوست ، چنانچه خداوند عيسى را از ذكية ابراهيم مى داند،(404) . در حالى كه عيسى بدون پدر بوجود آمد،(405) .
اهل بيت : 
اهل و آل هر دو به يك معنا هستند(406) جوهرى گويد: (الاهل ): خانواده انسان ، و (اءهل ) الدار: ساكنين خانه ، و (آل ) الرجل : خانواده و عيال انسان ، و نيز پيروان انسان است (407) .
ابن سيدة گويد: (الاهل ): قبيله و بستگان و خويشان انسان است (408) .
ابن منظور گويد: اهل الرجل : نزديك ترين افراد به انسان ، و اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم زنان و دختران و داماد او، يعنى على عليه السلام است ، و نيز گفته شده : زنان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، و مردانى كه آل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هستند،(409) .
اين بود معانى كه براى (اهل ) و (آل ) در نظر گرفته اند، و اين كه در ميان دامادهاى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم على عليه السلام را جزء اهل پيامبر دانسته اند، خود گواه بر خصوصيتى است كه على عليه السلام دارد. و ديگر دامادها، و نيز زنان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم داراى آن نمى باشند.
اما مقصود پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از اهل بيت خود كه در قرآن به آن اشاره كرده است افراد به خصوصى است كه پيامبر صريحا از آنان نامبرده است :
مسلم در باب فضائل اهل بيت از عايشه روايت مى كند: صبحگاهى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خارج شد در حالى كه عباى مشكى از پشم در برداشت ، در اين هنگام حسن بن على عليه السلام وارد شد، حضرت او را به زير عباى خود قرار داد، و بعد حسين عليه السلام آمد، او را نيز در زير عباى خود جاى داد و بعد فاطمه (س ) آمد و همچنين او را 