ر زير عباى خود قرار داد، پس از آن على عليه السلام آمد، او را نيز زير عباى خود جاى داد، سپس پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: خداوند اراده مى نمايد كه آلودگى را از شما اهل بيت بزدايد(410)
و نيز در باب فضائل على عليه السلام ، در هنگام نزول آيه مباهله : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، على عليه السلام و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را فرا مى خواند، و مى فرمايد: اينان اهل بيت من هستند(411) .
و بسيارى از كتب معتبر اهل سنت صريحا اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را عبارت از اميرالمؤ منين على و امام حسن و امام حسين و فاطمه زهرا عليهم السلام مى دانند(412) .
ابن ابى الحديد گويد: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم عترت خود را بيان داشته ، و در آنجا كه گويد: (( انى تارك فيكم الثقلين ،)) فرمود: (( عترتى اهل بيتى :)) عترت من اهل بيت من است ، و در جاى ديگر اهل بيت خود را معرفى مى كند، در هنگامى كه عباء را روى آنان قرار مى دهد، و در هنگامى كه آيه تطهير نازل مى شود، عرضه مى دارد پروردگارا، اينان اهل بيت من هستند، آلودگى را از آنان دور گردان (413) .
و به اين گونه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هرگونه ابهامى را از بين مى برد.
راوى از زيد بن ارقم سؤ ال مى كند: اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چه كسانى هستند؟ زنان او؟ در پاسخ گفت : نه . و بخدا سوگند: زن زمانى را با شوهر خود مى گذراند، شوهرش او را طلاق مى دهد، و زن به نزد پدر و خانواده خود باز مى گردد، اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اصل و ريشه اوست ، خويشان او هستند كه صدقه بر آنان حرام است .(414)
و با اين كيفيت روشن مى شود: مقصود از اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خاندان او هستند كه صدقه بر آنان حرام است و آنان عبارتند از على عليه السلام و فاطمه و يازده فرزندانش :
مسند احمد بن حنبل از ام سلمة ، گويد: در حالى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روزى در خانه بود خادمه منزل گفت : على عليه السلام و فاطمة و حسن و حسين عليهم السلام ، دم در ايستاده اند! ام سلمه گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به من دستور داد از من كنارگير و فرصت را براى اهل بيت من واگذار، من اندكى از خانه فاصله گرفتم ، على عليه السلام و فاطمة و حسن و حسين ، در حالى كه خردسال بودند وارد شدند، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دو كودك را در دامن خود قرار داد و بوسيد، و يك دست به گردن على عليه السلام و دست ديگر به گردن فاطمة گذارد و هر دو را بوسيد آنگاه رواندازى مشكى روى آنان قرار داده و فرمود: خداوندا به سوى خود و نه بسوى آتش ، من و اهل بيتم را فرا خوان ، ام سلمة گويد، عرض كردم : و من اى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ؟ فرمود: و تو؟ در جايگاه خود قرار دارى و منزلت تو نيكوست .
و روايتى ديگر به همين مضمون ابى سعيد خدرى از عايشة روايت نموده است (415) .
لازم است گفته شود: (اهل بيت ) در آيه تطهير شامل زنان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نمى شود، به دليل همين روايت كه ذكر شد، و ديگر اين كه اگر در مورد زنان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مى بود بايستى لفظ خطاب به صورت تاءنيث باشد: چنين : (ليذهب عنكن الرجس ): از شما زنان آلودگى را بزدايد، در حالى كه به لفظ مذكر آمده است : (ليذهب عنكم الرجس ) لفظ در اينجا مذكر است ، و قاعده عرب چنين است كه اگر مذكر و مؤ نث در يك خطاب ، وجود داشت خطاب به لفظ مذكر صورت مى گيرد.
11 - 5 تواتر حديث ثقلين 
ترديدى نيست كه حديث ثقلين متواتر است ، و بسيارى از علماى اهل سنت به آن اعتراف نموده ، حتى ابن حجر، در هنگامى كه حديث ثقلين را ذكر مى كند، گويد:
حديث ثقلين با سندهاى بسيارى ، توسط بيست و چند نفر از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم روايت شده است . و گويد: گونه هاى مختلف صدور حديث در شبهه يازدهم بيان شد. برخى از موارد آن ، نيز در حجة الوداع ، و برخى ديگر در مدينة در حالى كه خانه اش مملو از اصحاب بود، و برخى از اين روايات در غدير خم ، و برخى ديگر بعد از بازگشت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از طائف ، گفته شده و تكرار حديث ثقلين به دليل اهتمامى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در مورد قرآن و عترت داشته است ،(416) .
و اكنون برخى از روايات و گونه هاى مختلف حديق ثقلين ، را ياد مى كنيم :
1- پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:اى مردم من چيزى را در ميان شما مى گذارم و مى روم ، اگر به آن عمل نمائيد، هرگز گمراه نشويد؛ كتاب خدا و عترت من و اهل بيتم .(417)
2- و فرمود: چيزى را در ميان شما مى گذارم و مى روم كه اگر به آن تمسك جوئيد هرگز گمراه نشويد، كتاب خداوند كه رشته اش از آسمان به زمين پيوند خورده ، و عترت من ، اهل بيتم ، و هرگز اين دو از يك ديگر جدا نشوند، تا اين كه در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند،(418) .
3- و نيز فرمود: من دو خليفه از خود بر جاى مى گذارم كتاب خداوند و عترتم ، اهل بيت خود،(419)
4- و نيز پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: نزديك است ، فرا خوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمايم و من دو چيز گران ، در ميان شما مى گذارم و مى روم ، كتاب خدا، و عترتم ، اهل بيتم ... و خداوند لطيف و آگاه به من خبر داد: اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا اين كه در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند، ملاحظه كنيد چگونه با آن دو رفتار خواهيد نمود، (420) .
5- و نيز هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از حجة الوداع بازگشت ، در غدير خم فرود آمد و فرمود:
گويا من دعوت شده ام ، و اجابت نمودم ، من دو چيز گران را در ميان شما مى گذارم و مى روم ، يكى از آن بزرگتر و عظيم تر از ديگرى است : كتاب خداوند و عترت ، پس نيك بنگريد چه گونه دستورات مرا درباره آن دو اجرا مى كنيد، زيرا آن دو از يك ديگر جدا نشده تا اين كه در كنار حوض ‍ كوثر بر من وارد شوند. سپس فرمود: خداوند مولاى من است ، و من مولاى هر مؤ منى ، پس آنگاه دست على عليه السلام بگرفت و فرمود: هر كسى كه من مولاى او هستم على عليه السلام مولاى اوست ...(421) .
6- و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در هنگام بيمارى ، در حضور جمع اصحاب ، در خانه اش فرمود: اى مردم من به زودى و به سرعت از ميان شما مى روم و من حجت را بر شما تمام كردم و راه عذر آوردن را بستم ، آگاه باشيد؛ من كتاب خدا و عترت خود اهل بيتم را به جاى خود مى گذارم ، سپس دست على عليه السلام بگرفت و فرمود: اين على عليه السلام است ، بهمراه قرآن است ، و قرآن بهمراه على عليه السلام و از يك ديگر جدا نشوند تا اين كه در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند...(422)
ملاحظه مى شود پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در مناسبتهاى مختلف ، از ثقلين ياد مى كند و دستور مى دهد، به آن تمسك جوئيد، و وجوب تمسك به آن متواتر است ، و هيچ ترديدى در آن وجود ندارد، بخصوص ‍ بعضى از روايات ثقلين كه دنباله آن چنين است : (( فلا تقدموهما فتهلكو، و لاتقصروا عنها فتهلكوا، و لاتعلموهم فانهم اعلم منكم :)) بر آنان سبقت نگيريد، كه هلاك مى شويد، و از آنان عقب نمانيد كه هلا