سلم در حال بيمارى چنين چيزى را نوشته است ، چرا خود بذر ترديد، افشانده و با نسبت دادن (هذيان )، راه را براى آيندگان گشودند؟
و اين كه گفته شد: عمر مقصود پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را درك ننمود كه حفظ تك تك افراد از گمراهى است ، و فكر مى كرد مقصودش ‍ خبر دادن از عدم تجمع امت در گمراهى است ؟.
اولا هر كسى كه اين حديث را بشنود به ذهن او جز عدم گمراهى تك تك افراد خطور نمى كند، زيرا فهم معناى ادعا شده نياز به قرينة دارد، و نيز نياز به تقدير جمله و كلمه اى دارد، ديگر اينكه درك عمر آنچنان ضعيف نبود كه حديثى اين چنين را نشنيده باشد، زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بارها گفته بود: همه امت من گمراه نمى شوند، و در گمراهى اجتماع نخواهند، و امت من در خطا و اشتباه تجمع نمى نمايند، و بسيارى از تصريحات ديگر مبنى بر اين كه همه احاد امت در اشتباه متفق نشوند و با وجود همه اين تصريحات ممكن نيست و معنايى غير از مفهوم صريح لفظ به ذهن كسى خطور نمايد توقع مى رود عمر آن چيز را از حديث بفهمد كه ديگران مى فهمند نه آنچه را كه همه صحاح آن را نفى مى كنند،(475) .
فصل هفتم : درهاى بسته ...؟ 
1-7: ابوبكر و درب مسجد...! 
پيش از اين مى دانستيم كه روز پنجشنبه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم درخواست قلم و كاغذ نمود كه با جو سازى مانع آودن آن و انصراف رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از پيگيرى و نگارش وصيت گرديد....و بعد مى بينيم كه دو و يا سه روز بعد در حاليكه بيمارى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شدت مى يابد، و به قول عايشه هفت مشك آب از هفت چاه مختلف ، روى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خالى مى كنند، تا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بتواند به مسجد برود و با مردم نماز گذارد، و خطبه ايراد كند، و براى شهداى احد طلب مغفرت نموده و پس از سفارش راجع به انصار از رحلت خود خبر دهد و ابوبكر گريان شود، آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به او دلدارى داده بگويد: ابوبكر؛ خود را آزار مده ، همه درهائى كه به مسجد باز مى شود بنديد، جز در ابوبكر را...! (476) .
در حالى كه قبل از جنگ احد، يك بار پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم همه درها را بسته بود، و حتى شخصا به دنبال ابوبكر فرستاده و او را احضار نمود و به او گفت : درى كه از خانه ات به مسجد باز است آن را ببند (ديوار بكش و آن را مسدود نما)، و ابوبكر گفت : چشم و اطاعت مى نمايم ، و در خود را مسدود نمود، سپس فرستاد به دنبال عمر، و به او نيز دستور داد كه در خود را ببندد، و او نيز پذيرفت و در را مسدود كرد، و به دنبال عباس فرستاد و او نيز چنين كرد، حمزه امتناع ورزيد، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به على دستور داد به حمزه پيغام رسول خداى را برساند، و چون پيغام به او رسيد او نيز پذيرفت .
به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم عرضه داشتند: همه درها را بستى ،
به جز درى كه از آن على عليه السلام است ؟ و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: من درهاى شما را نبستم ، خداوند آن ها را مسدود ساخت و در روايتى ديگر فرمود: من درهاى شما را نيستم ، و در على را نگشودم ، وليكن خداوند آن ها را بست و در على را گشود.(477)
و روايت شده : پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم خطبه اى ايراد نمود:
من ماءمور شدم اين درها را ببندم بجز در على عليه السلام برخى از شما اعتراض كردند، و من بخدا سوگند چيزى را نبستم ، و چيزى را نگشودم ، وليكن من يك ماءمور هستم به من دستورى داده شد، آن را انجام دادم ، و من جز از وحى الهى پيروى نمى كنم ،(478) .
تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل . اما نه اجازه دهيد، با هم اين حديث مجمل را مفصل نمائيم ...!
يك نكته ...!
و قبل از تفصيل لازم است در همين جا توجه خود را به يك نكته مبذول داريم ، و آن اين كه گفته شد: دستور بستن درهاى مسجد، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، توسط پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، در روزهاى آخر زندگى خود، و در هنگامى بود كه دستور داد جز به ابابكر، به ديگرى در نماز اقتداء نكنند،(479) .
و ترديدى نيست كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در روز دوشنبه بدرود زندگى گفت ،(480) .
و نيز گفته شده : ابابكر، هفده نماز با مردم گذارد،(481) . و در بعضى روايات سه روز نماز گزارد. و با اين كيفيت حديث (بستن درها بجز در ابى بكر) بايد در روز جمعه و يا دوشنبه ) از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم (بر اساس گمان آنان ) صادر شده باشد، و ما در هر دو مورد، هم حديث بستن درها، و هم در بخش نماز ابى بكر سخنى خواهيم داشت .
و نيز ترديدى نيست كه جسارت به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم روز پنجشنبه بوده است ، و مصيبت روز پنجشنبه كه توسط ابن عباس اعلان شده مشهور است .
و نيز اين يك مسئله طبيعى است كه هر روز بيمارى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شديدتر مى شده ، چنانچه عايشة گفت : هفت مشك آب ، از هفت چاه آب ، روى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خالى كرديم . و اكنون به اين نكته توجه شود: چرا حديث بستن درها دچار سرنوشت ، حديث كاغذ و قلم نگرديد، و در اينجا به ساحت قدس نبوى اهانت نشد؟ در حالى كه بيمارى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شديدتر بود.
علامة امينى گويد: من كه مى دانم چرا، و منجمين نيز مى دانند، و حتى خواب آلودگان نيز مى دانند، و ابن عباس از همه بهتر مى داند، كه مى گويد: مصيبت ، و تمام مصيبت آن است كه بين پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و نگارش نامه فاصله انداختند و نگذارند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وصيت خود را بنمايد.(482) .
2 - 7 در گشوده مسجد رسول صلى الله عليه و آله و سلم  
در زمينه بستن همه درهائى كه به مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم باز مى شد، به جز در خانه على عليه السلام ، روايات بسيارى در كتاب هاى حديث و آثار اهل سنت آمده است كه ما نمونه اى از آن را در اينجا مى آوريم :
- 1- پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دستور داد: همه درهائى را كه به مسجد باز مى شوند، بجز در خانه على عليه السلام ، بسته شود،(483) . ترمذى گويد: اين حديث غريبى است . اين حديث با الفاظى ديگر، و به اسنادى ديگر نيز روايت شده است كه به زيد بن ارقم منتهى مى شود، زيد بن ارقم گويد: در خانه تعدادى از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به مسجد باز مى شد، روزى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: اين درها را به بنديد، جز در خانه على عليه السلام .
زيد گويد: مردم در اين رابطه اعتراض نمودند، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم برخواست ، و پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود: به من دستور داده شد همه اين درها را به بندم بجز در خانه على عليه السلام . گوينده اى از شما در اين مورد سخنى گفت ؛ و من چيزى را نبستم ، و نگشودم ، وليكن به انجام چيزى ماءمور شدم ، و از آن دستور پيروى كردم ،(484) .
علامة امينى در رابطه اين حديث گويد: رجال اين حديث ، صحيح است بجز ابى عبدالله ميمون كه او نيز مورد اطمينان است ، بنابراين ، حديث ياد شده طبق تصريح حافظان احاديث ، صحي