اجرم از آن پيروى كردند. 
2076. بهترين كارها
الى عبدالله بن عباس : لا يكن ما نلت فى نفسك من دنياك ، بلوغ لذه او شفاء غيظ، و لكن اطفاء باطل او احياء حق .
به عبدالله بن عباس : مواظب باش كه برترين چيز نزد تو رسيدن به لذت هاى دنيا و يا انتقام گرفتن از دشمن نباشد، بلكه بهترين كارها نزد تو خاموش ‍ كردن آتش باطل و يا زنده كردن حق باشد. 
2077. حقوق خداى تعالى 
سبحانه جعل حقه على العباد ان يطيعوه ، و جعل جزاءهم عليه مضاعفه الثواب تفضلا منه .
خداى سبحان حق خود را بر بندگان اين قرار داد كه او را فرمان برند و در مقابل ، براى آنان اين حق را قائل شد، كه از روى تفضل خويش چند برابر پاداششان دهد. 
2078. به جا آوردن حق و عدالت 
اعظم ما افترض سبحانه من تلك الحقوق حق الوالى على الرعيه ، و حق الرعيه على الوالى ... فاذا ادت الرعيه الوالى حقه ، و ادى الوالى اليها حقها عز الحق بينهم ، و قامت مناهج الدين ، و اعتدلت معالم العدل ، و جرت على اذلالها السنن ، فصلح بذلك الزمان ، و طمع فى بقاء الدوله ، و يئست مطامع الاعداء .
مهم ترين حقوق كه خداوند واجب گردانيده ، حق زمامدار بر ملت و حق ملت بر زمامدار است ... اگر ملت حق زمامدار را گزارد و زمامدار حق ملت را، حق در ميان آنان عزت و قدرت يابد و راه هاى روشن دين هموار گردد و نشانه هاى عدالت و دادگرى برپا شود و راه و رسم ها در مجراى صحيح خود قرار گيرند، بدين ترتيب ، اوضاع زمانه درست مى شود و به پايدارى دولت اميدوارى مى رود و دشمنان در رسيدن به مطامع خود مايوس ‍ مى گردند. 
2079. همواره سخن حق گو!
لا تكفوا عن مقاله بحق ، او مشوره بعدل ، فانى لست فى نفسى بفوق ان اخطى ، و لا امن ذلك من فعلى ، الا ان يكفى الله من نفسى ما هو املك به منى .
از گفتن سخن حق ، يا راهنمايى عادلانه ، خوددارى نكنيد؛ زيرا من خود را بالاتر از اين كه خطا كنم نمى دانم و از اشتباه كارى ايمن نيستم ، مگر اين كه خداى بزرگ مرا حفظ كند كه اختيار دار هموست . 
2080. حقوق خدا بر بندگان 
من واجب حقوق الله على عباده النصيحه بمبلغ جهدهم ، و التعاون على اقامه الحق بينهم .
از حقوق واجب خداوند بر بندگانش اين است كه به اندازه توانايى خود در خيرخواهى و نصيحت بندگان خدا كوشش كنند و در راه برقرارى حق در ميان خود همكارى و كمك نمايند. 
2081. مقررات دين 
الا و ان شرائع الدين واحده ، و سبله قاصده . من اخذ بها لحق و غنم ، و من وقف عنها ضل و ندم .
آگاه باشيد كه مقررات دين يكى است ، راه هاى آن سهل و بى زحمت است . هر كه از راه ها را برگزيند، به حق رسد و غنيمت برد و هر كه از عمل به آن ها باز ايستد گمراه و پشيمان گردد. 
2082. گناه كار باطل 
الراضى بفعل قوم كالداخل فيه معهم . و على كل داخل فى باطل اثمان : اثم العمل به ، و اثم الرضا به .
كسى كه به كار گروهى راضى باشد، مانند همراه آن ها در آن كار است ، و بر كسى كه در كار باطل دخالت كند دو گناه است : گناه انجام كار، گناه رضايت به آن . 
2083. علت فساد مردم 
لاصحابه فيما يخبر عن غلبه جيش معاويه : انى والله لاظن ان هولاء القوم سيدالون منكم باجتماعهم على باطلهم ، و تفرقكم عن حقكم ، و بمعصيتكم امامكم فى الحق ، و طاعتهم امامهم فى الباطل ، و بادائهم الامانه الى صاحبهم و خيانتكم ، و بصلاحهم فى بلادهم و فسادكم .
امام على عليه السلام آن جا كه از چيره شدن سپاه معاويه به ياران خود خبر مى دهد، مى فرمايد: به خدا سوگند، من گمان مى كنم كه پيروان معاويه بر اثر داشتن اين امتيازها بر شما حكومت كنند: آن ها روى باطل و شكاف شما در حق ، نافرمانى شما از امام خودتان در طريق حق و اطاعت آنان از زمامدارشان در راه باطل . تحويل امانت از طرف آن ها به صاحبانش و خيانت شما در امانت و خدمت آن ها به مردم در سرزمين خودشان و فساد شما در ميان مردم . 
2084. فاصله بين حق و باطل 
اما انه ليس بين الحق و الباطل الا اربع اصابع .
فسئل عليه السلام عن معنى قوله هذا، فجمع اصابعه و وضعها بين اذنه و عينه ثم قال : الباطل ان تقول : سمعت ، و الحق ان تقول : رايت ! 
آگاه باشيد كه ميان حق و باطل چهار انگشت فاصله است !
از امام على عليه السلام معنى اين گفته سوال شد، حضرت عليه السلام انگشتانش را كنار هم گذاشت و بين گوش و چشم خود قرار داد، سپس ‍ فرمود: باطل آن است كه بگويى شنيدم ، و حق آن است كه بگويى ديدم . 
2085. حقوق مردم نسبت به يكديگر
المسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده الا بالحق ، و لا يحل اذى المسلم الا بما يجب .
مسلمان كسى است كه مسلمان ها از دست و زبان او آسوده باشند، مگر كه پاى حق در ميان آيد و آزار رساندن مسلمان روا نيست ، مگر آن جا كه خداوند واجب فرموده است . 
2086. ياران اندك حق 
اعلموا رحمكم الله ! انكم فى زمان القائل فيه بالحق قليل ، و اللسان عن الصدق كليل ، و اللازم للحق ذليل . اهله معتكفون على العصيان ، مصطلحون على الادهان .
رحمت ، خدا بر شما، بدانيد كه شما در روزگارى به سر مى بريد كه حق گويان اندك اند و زبان از راستگويى كند است و پيرو حق خوار و بى مقدار، مردمان اين زمانه به نافرمانى خو گرفته اند و بر مسامحه (در حق ) با يكديگر هم داستان شده اند. 
2087. عيب مرد
لا يعاب المرء بتاخير حقه ، انما يعاب من اخذ ما ليس له .
بر مرد عيب نيست كه حقش تاخير افتد، عيب آن است كه چيزى را كه حقش نيست بگيرد. 
2088. حق خدا بر انسان 
انظر ايها السائل ! فما ذلك القران عليه من صفته فائتم به ، و استضى بنور هدايته ، و ما كلفلك الشيطان علمه مما ليس فى الكتاب عليك فرضه ، و لا فى سنه النبى صلى الله عليه و آله و ائمه الهدى اثره ، فكل علمه الى الله سبحانه ، فان ذلك منتهى حق الله عليك .
اى پرسشگر! بنگر، هر يك از صفات خدا را كه قرآن به آن راهنماى ات كرده است ، پيروى كن و از پرتو هدايت قرآن روشنايى برگير و آن صفاتى را كه شيطان تو را به آموختن آن واداشته و دانستن آن در كتاب (قرآن ) بر تو واجب نشده و در سنت پيامبر صلى الله عليه و آله و پيشوايان هدايت نيز اثرى از آن ها نيست ، علم به آن صفات را به خداى سبحان واگذار؛ زيرا اين منت هاى خدا بر تو است . 
2089. ادعاى دروغ 
هلك من ادعى و خاب من افترى .
نابود شده كسى كه (به ناحق ) مدعى شد و ناكام شد كسى كه دروغ بست . 
2090. كم ترين حق خداوند
اقل ما يلزمكم لله الا تستعينوا بنعمه على معاصيه .
كم ترين حقى كه لازم است براى خداوند متعال رعايت كنيد اين است كه از نعمت هايش در عصيان و نافرمانى اش كمك و بهره نگيريد. 
2091. حذر از مقابله برابر حق 
من ابدى صفحته للحق هلك .
هر كه در برابر حق سينه سپر كند نابود شود. 
2092. سخن على (ع ) به ابوذر هنگام تبعيدش 
لابى ذر لما اخرج الى الربذه : ما احوجهم الى ما منعتهم ، و ما اغناك عما منعوك ! و ستعلم من الرابح غدا .
امام عليه السلام به ابوذر در هنگام تبعيدش به ربذه فرمود: چه نيازمندند آنان به چيزى كه تو از آن منعشان كردى و چه بى نيازى تو از آن چه تو را از آن منع كردند! و به زودى خواهى دانست كه فردا برنده كيست ! 
2093. حق دو جانبه است !
الحق اوسع الاشياء فى التواصف ، و اضيقها فى التناصف ، لا