يد، و يا خانه خود را تغيير دهد كه ناچار نباشد در هنگام خروج از منزل مرتكب گناه گردد. چنانچه ابن كثير گويد،(503) و يا اينكه دليل ديگرى داشته كه بزودى با آن آشنا مى شويم وجود داشته است ،(504)
- 3- چگونه و چه موقع اصحاب پس از بستن درب ها، اقدام به گشودن پنجره نمودند؟ و آيا مجرد حدس و گمان كفايت مى كند، مگر نه اين است كه عباس تقاضاى چنين چيزى نمود، و عرض كرد به اندازه اى كه خود به تنهائى بتوانم به مسجد بروم ، و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: چنين دستورى به من داده نشده ،(505) .
- 4- به كدام قرينه (باب ) را به معناى دريچه بدانيم .
4 - 7 قصه در گشوده ابى بكر  
حديث داستان بستن درها، بجز در ابى بكر مسئله اى است كه در روزهاى آخر زندگانى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مطرح شده است ،(506) .
و نيز ترديدى وجود ندارد كه حديث در خانه على عليه السلام ، مربوط به سالها پيش بوده ، چنانچه با اعتراض حمزة سيدالشهداء مواجه شده است ،(507) و معلوم است كه حمزة در جنگ احد به شهادت رسيد.
در اين صورت همه ماءمور بودند درهاى خود را به بندند، و ديگر مجالى براى دستور دوم نمى ماند، و كسى نمى تواند بگويد، با اين دستور مخالفت ورزيدند، و در خود را هم چنان تا هنگام رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بازگذادند، اگر مقصود از (باب ) را در حديث مربوط به ابى بكر عبارت از در بدانيم ، و در روايتى كه با لفظ (خوخة ) است ، (خوخة ) را عبارت از در كوچك بدانيم چنانچه خود مى گويند، و چنانچه عمر بعد از صدور اين دستور (به گمان خود) به پيامبر عرضه مى دارد: اجازه دهيد، روزنه اى براى خود باز گذارم ؟ و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم پاسخ منفى مى دهد،(508) .
و اگر گفته شود: زمان صدور دو حديث ، يكى بوده است ، بايستى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمود: (مگر در خانه على عليه السلام و در خانه ابوبكر)، و هر دو را با هم استثناء مى نمود، و كسى چنين ادعائى ننموده است . و اگر مقصود از (در)، روزنه بوده است ، كه اولا با مشكل سند حديث بمانند صورت اول ، برخورد مى كنيم و ديگر اين كه فضيلتى را ثابت نمى كند.
برهان الدين حلبى شافعى گويد: از ابن عباس روايت شده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دستور داد همه درها بسته شود بجز در خانه على بن ابى طالب عليه السلام .
ترمذى گويد: اين حديث غريبى است ، و ابن جوزى گويد: اين حديث جعلى است و شيعة آن را جعل نموده است ، تا با حديث ابوبكر مقابلة شود، (در حالى كه دانستيم حديث على عليه السلام سالها قبل از حديث ابوبكر بوده ) و برخى بين اين دو حديث جمع نموده اند، به اين كه داستان مربوط به على عليه السلام پيش از اين زمان بوده و خانه هر يك از اصحاب دو در داشته ، يكى به مسجد باز مى شد، و ديگرى به خارج مسجد مگر خانه على عليه السلام كه فقط يك در داشت و به درون مسجد باز مى شد، پس پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دستور داد، همه درها بسته شود، زيرا خانه عليه السلام بجز يك در نداشت و آن هم ، در مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم باز شد، چنانچه گذشت : و پيامبر دستور نداد آن را به روزنه تبديل نمايند، پس از آن بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دستور داد، تمام روزنه ها نيز بسته شود، مگر روزنه ابوبكر، و اين كه برخى گفته اند دستور بسته شدن روزنه ها شامل روزنه خانه على عليه السلام نيز شده است ، جاى تاءمل است ، زيرا چنانچه دانستيم خانه على عليه السلام جز يك در نداشت ، بنابر آنچه گذشت مقصود از (باب ) در داستان ابوبكر، روزنة ، و در داستان على عليه السلام حقيقة در خانه است و نه روزنة ،(509) .
پس از آن حلبى روايتى را در مورد دستور پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم راجع به بستن درها بجز در خانه على عليه السلام كه متضمن اعتراض حمزة است بيان مى دارد، و مى گويد: اين خود دليل است كه داستان على عليه السلام با فاصله زمانى زيادى مقدم بر داستان در مورد ابى بكر است ، زيرا حمزه (ره ) در جنگ احد به شهادت رسيد، و اين كه مقصود از بستن درها، كوچك نمودن آنان است ، نه بستن آن ، و آن ها را به صورت (خوخة ): در كوچك درآوردن ، وليكن اين نيز مشكل است ، زيرا هنگامى كه عباس تقاضا مى كند به اندازه رفت و آمد او فقط اجازه دهد، در خانه اش به مسجد باز ماند، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم امتناع مى ورزد، و دستور ميدهد همه آن را به بندند.
حلبى گويد: در صورت صحت اين حديث ، نيازمند به تهيه پاسخ در اين زمينه هستيم ، (كه پاسخى وجود ندارد، زيرا درها به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بسته شد - م -).
و سپس گويد: و بنابراين جمع در خانه على عليه السلام هم زمان با روزنه ابوبكر، گشوده ماند، زيرا دانستيم خانه اش على عليه السلام جز آن در ديگرى نداشت ، وليكن با اشكال ديگرى روبرو مى شويم ، و آن اينكه برخى گويند: اين حديث اشاره اى است به خلافت ابى بكر پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، زيرا او براى خواندن نماز در مسجد به اين در نياز دارد، و اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اجازه داده است ، چون او را خليفه بعد از خود دانسته ، و فقط اوست كه به در مسجد نياز دارد (بنابراين چرا بايد درب خانه على همچنان به مسجد گشوده بماند).
اما ابن كثير پاسخى نيز براى اين منظور در نظر گرفته گويد:
هيچ گونه منافاتى در ميان حديث على عليه السلام و ابى بكر وجود ندارد زيرا فاطمه در دوران پدرش نيازمند آمد و شد به مسجد براى ديدار پدرش بود، اما چنين نيازى ندارد، ولى ابوبكر به اين در نياز داد زيرا او خليفه است و بايد به مسجد برود و با مسلمين نماز بخواند. پايان سخن ابن كثير.
حلبى گويد: اين گفتار دلالت دارد بر اين كه در خانه على ، با روزنه هاى ديگر بسته شده ، و فقط روزنه ، (و يا در كوچك ابى بكر) گشوده مانده ، و در ديگرى براى خانه على عليه السلام گشودند حلبى اضافه مى كند: ابى سعيد خدرى گويد، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: اى على عليه السلام توقف در مسجد براى هيچ كس جز من و تو جايز نمى باشد،(510) .
سخنان حلبى را با طول و تفصيل بيان داشتيم ، تا با تاءملى اندك در اين گفتار، دست و پا زدن ها را خود مشاهده كنيد، من تصور مى كنم ، جزر و مدهاى سخنان حلبى ، و قرار دادن احاديث در كنار يك ديگر، و ايجاد اشكال بدون پاسخ ، نشانه آن است كه با احتياط كامل حركت مى كند:
- 1- بى نتيجه ماندن تلاش عباس براى بازگذاردن اندك روزنه اى توسط رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گواه بر اين است كه حتى روزنه اى باز نمانده ، و همه آن بسته شده است ، بنابراين معنا ندارد، كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مجددا دستور بستن روزنه و يا در كوچك را صادر كند، و در نتيجه دريچه ابى بكر باز بماند.
- 2- علت بازگذاردن درب على عليه السلام به خاطر عبور و مرور نياز و از اين قبيل مسائل نبوده بله به دليلى است كه ديگران فاقد آن هستند، و آن عبارت از طهارت معنوى على از جنابت و مجاز بودن توقف او در مسجد هم چون رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، و دي