ران مجاز نبودند پس نه درى و نه در كوچكى براى هيچ كس باز نمانده ، زيرا در مورد ابوبكر نيز چنين طهارتى وجود ندارد، و حلبى هم چنان به سخن ادامه داده گويد: و مقصود اجازه عبور در مسجد نيست ، بلكه مقصود توقف در مسجد براى على عليه السلام و پيامبر است ، و به اين مقدار اكتفاء ننموده و گويد:
سيوطى نيز به اين موضوع اشاره كرده ، و يادآورى نمايد، فرزندانش ‍ حسن و حسين نيز مثل اويند، زيرا سيوطى گويد: و هم چنين على و دو فرزندش حسن و حسين در اين حكم ، اختصاصى دارند، و مجازند در حال جنابت در مسجد رسول صلى الله عليه و آله و سلم توقف نمايند، والله اءعلم ؛ خداوند آگاه تر مى باشد،(511) .
- 1- ترديدى نيست كه (باب ): در، و (خوخة ): در كوچك ، در وسط در بزرگ ، و يا روزنه و پنجره (512) ، دو واژه مختلف و داراى دو معناى مختلف هستند، (باب ): محل ورود و خروج به منزل ، راه ورودى راحت و آسان ، مخصوصا اگر با قيد (شارعة ) مقيد باشد، و خوخة روزنه ، پنجره و يا در كوچك كه دولا دولا از آن رفت و آمد مى كنند، در كوچك ، در وسط بزرگ .
حديث مربوط به ابى بكر، در بعضى روايات با لفظ (باب )، و در برخى با لفظ (خوخة ) آمده است (513) در هر صورت اگر با لفظ باب باشد، و در مورد ابابكر معناى مجازى باب اراده شود (بر فرض صحت اراده معناى مجازى در مثل مورد) و در مورد على عليه السلام به معناى حقيقى آن ، چه گونه معناى حقيقى و مجازى در يك اطلاق فهميده مى شود، مثل اين است كه بگوئى : جائنى اسد: شير به نزد من آمد، و مقصود شير درنده ، و انسان شجاع باشد، در حالى كه يك موجود بيشتر نمى باشد، درها را ببنديد، و مقصود از آن ، هم در باشد، و هم پنجره .
و در صورتى كه با لفظ (خوفة ) آمده باشد: پنجره ها را ببنديد، و مقصود در و پنجره هر دو باشد؟.
مگر اين كه گفته شود، دوبار دستور صادر شده ، يك بار با لفظ (خوفة )، كه تمام پنجره هاى فرضى بسته شود، و بار ديگر با لفظ (باب ) كه در خانه على بسته شود. كه باز هم با اشكال ديگرى برخورد مى كنيم ، زير ابابكرى درى نداشته كه استثناء شود، و راه ورودى على (روزنة ) نبوده است كه با لفظ (خوفة ) بسته شود.
مگر اين كه گفته شود: پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم جداگانه دستور بستن در خانه على را داده كه چنين چيزى مطرح نمى باشد.
-2- و آيا با فرض و احتمال مى شود دستورى از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در مورد بازگشائى دريچه هائى ، بوجود آورد، تا دستور بستن آنها راست آيد؟ به چه دليل بعد از بستن درها پنجره را باز نمودند.
چگونه شد كه بستن درها اين چنين مطرح مى شود و به گونه تواتر نقل مى شود، اما گشودن پنجره ها بعد از بستن درها را كسى مطرح نكند، و حتى مجاز نبودن گذرگاهى تنگ و يا روزنه را نيز مطرح نكند، و حتى مجاز نبودن گذرگاهى تنگ و يا روزنه را نيز مطرح نموده اند، اما سخنى از گشودن پنجره ننموده اند.
-3- ترديدى نيست كه واژه مستثنى به همان معنائى است كه در مستثنى منه بوده است ، اگر حديث با لفظ (باب ) باشد، همان معنائى كه در مستثناء مى باشد، به همان معنا در مستثنى منه بوده ، يعنى باب ، و يا (خوخة ) در هر دو قسمت به يك معناست ، در اين صورت اگر لفظ باب به معناى پنجره باشد، شامل در خانه على نيست ، و اگر به معناى حقيقى خود باشد، ابوبكر فاقد آن است .
-4- ديگر آن كه با تشديد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در مورد بستن درها، حتى دستور مجاز نبودن باز گذاردن باريكه راه ، و اگر روزنه اى باز مى كردند، قطعا آثار نويسان متعرض آن مى شدند.
-5- ديگر اين كه حلبى خود گويد: دليل باز گذاردن در خانه على طهارت معنوى آنان است چنانچه گذشت و اين معنا در ديگران وجود نداشته پس ‍ به كدام انگيزه دستورى از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم صادر مى شود.
5-7 بار معنوى 
گشودن درى ، چه فضيلت و امتيازى مى تواند در بر داشته ، كه دستور گشودن آن از جانب پروردگار صادر مى شود، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آن همه تاءكيد دارد كه فقط يك در بايد باز بماند و درهاى ديگر بايد بسته شود، و چرا اصحاب اين چنين در تلاشند كه حتى سهمى ناچيز از آن بدست آورند، و آيا فقط راهى است براى كسب افتخار، و بدست آوردن امتياز بر ديگران ، و خود را يك سر و گردن بلندتر از ديگران دانستن ، و اگر آنان چنين بودند، ما امروز چرا چنين باشيم ، ما بايد تلاش ‍ كنيم حقيقت امر را در يابيم كه اين امتياز در واقع متعلق به چه كسى بوده است ؟ اما نه ...! با اندكى تاءمل در اين رويداد، مسئله بسيار مهم ترى براى ما كشف مى شود كه در واقعيت زندگى اجتماعى ما اثرى بس گران بهاء در پى دارد.
گشودن درى ، و بستن درهاى ديگر حكايت از يك امتياز حقيقى دارد، و چنين اقدامى براى اعلان چنان منظورى است ، براى صاحب در گشوده ، و آن طهارت معنوى ، و پاكيزگى ذاتى و درونى صاحب در است ، كه بناست در آينده بعد از رحلت رسول گرامى صلى الله عليه و آله و سلم زمام امور مردم را به دست گيرد، و راه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را ادامه دهد، و اين معنا به وضوح ، در آثار و حديث اين رويداد مشهود است :
-1- بستن درهائى كه به مسجد باز مى شد، به جهت تطهير مسجد از آلودگى هاى ظاهرى و درونى است ، كه حق ندارد شخص جنب ، زن و مرد از مسجد عبور كند، و در مسجد جنب شود.
-2- پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و على و فرزندانش به دليل آيه تطهير(514) از هر نوع آلودگى ظاهرى و درونى مبرا هستند، حتى اين كه جنابت باعث آلودگى معنوى آنان نمى شود، و بايستى اين معنا به گوش ‍ مسلمين برسد، و به همين دليل است كه ديگران تلاش مى كنند سهمى از اين فضيلت نصيب آنان شود.
ممنوعيت جنابت در مسجد رسول صلى الله عليه و آله و سلم :
-1- ابى سعيد حدرى از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، فرمود: اى على جايز نيست كسى جز تو و من در اين مسجد جنب شود(515) ،
-2- پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: آگاه باشيد؛ مسجد من بر هر زن حائض و مرد جنبى ، بجز محمد و اهل بيتش على و فاطمه و حسن و حسين حرام است ، (516) .
-3- و فرمود صلى الله عليه و آله و سلم ، آگاه باشيد: اين مسجد براى هيچ جنب و حائض حلال نيست ، مگر براى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و على و فاطمه و حسن و حسين ، آگاه باشيد، من اسم بردم تا گمراه نشويد،(517) .
و روايات ديگرى در اين مورد:
ممنوعيت خواب در مسجد:
ابونعيم در فضائل الصحابه از ابن مسعود روايت كند:
گروهى از اصحاب ، شبى در مسجد بوديم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بر ما عبور كرد، ابوبكر و عمر و عثمان و حمزة و طلحه و زبير و گروهى ديگر از اصحاب حضور داشتند، نماز عشاء را خوانده بوديم ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: اين اجتماع براى چيست ؟
در پاسخ گفتند: نشسته ايم مشغول صحبت هستيم ، بعضى از ما مى خواهند نماز بخوانند، و برخى ديگر بخوابند؛ فرمود: مسجد جاى خوابيدن نيست ؛ برويد به منازل خودتان ، و هر كس مى خواهد نماز بخواند در منزلش بخواند، و هر كس توان آن را ندارد، بخوابد، زيرا نماز پنهانى دو برابر نماز آشكار ثواب دارد، ما بر خواستيم و پراك