ه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دستور مى دهد: از دارو به همه بخورانيد بجز عمويم عباس زيرا او در ميان شما نبوده است .
حلبى گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به همگان از اين دارو بخورانيد، در حالى كه من به او نگاه مى كنم ، يعنى در مقابل من بايد از آن بخورد.(572)
چرا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اصرار دارد از آن دارو بخورند، و حتما بايد در جلو چشمان او انجام شود، و حتى آنكه روزه دارد، نيز بايد از اين دارو ميل نمايد؟ خوراندن دارو به بيمار مجازات ندارد؛ پس چه چيز باعث شده است كه اين دستور از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم صادر شود؟ اصولا در موارد مشكوك ، بزرگان كه بيم دارند، توطئه اى در كار باشد چنين مى كنند، آيا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چنين بيمى داشته است ؟ از چه كسى ؟ قضاوت بر عهده خود شما است .
داروى مخصوص كه از آن به (لدود) تعبير مى كنند، يعنى ريختن دواى مخصوص از گوشه دهان انسان و آن عبارت از (عود) هندى ، و گياه (ورس ) و چند قطره زيت است .(573)
2 - 9: گفتگوى فاطمه عليهاالسلام 
بيمارى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم شدت بيشترى يافت ، زنان و فرزندان گرد او را گرفته اند، اميرالمؤ منين عليه السلام نيز در آنجا حضور دارد، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خطاب به على عليه السلام مى فرمايد: سر مرا در دامان خود بگذار.
زهرا عليهاالسلام نيز حضور داد، مى بيند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم لحظه هاى آخر عمر خود را مى گذراند، او اشك مى ريزد و ناله سر ميدهد؛ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را تسليت داده مى فرمايد: دخترم ؛ پدرت بعد از اين لحظه ها، هيچ اندوهى ندارد، او مى رود و تو را به خداوند مى سپارد.
فاطمه ؛ فرزندم ؛ جامه خود را بر پيامبر مدريد، صورت خود مخراشيد، وليكن اى فرزندم ، آنچه را پدرت در سوگ ابراهيم گفته است ، بگوى : (چشم گريان است و قلب دردناك ، و آنچه خداى را به خشم آورد نگوئيم ، اى ابراهيم ما همگان در مرگ تو اندوهگين هستيم ).(574) فاطمه در كنار پدر نشسته و به صورت او نگاه مى كند، اشك مى ريزد و با خود زمزمه مى كند:
(اى سفيدروئى كه ابر سپيد از چهره ات آب مى طلبيد، اى اميد پدر مردگان ، و پناهگاه بيوه زنان ). پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چشمان خود را باز مى كند، و با صدائى كه به سختى از سينه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بيرون مى آيد مى فرمايد: دخترم ؛ فاطمه ام ...! اين گفتار عموى تو است ...! ابوطالب اين اشعار را گفته است ...! اما تو آن را مگو؛ تو از قرآن بگو: (( و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل اءفان مات او قتل انقلبتم على اءعقابكم )) محمد نيز هم چون رسولان گذشته ، پيامبرى است ؛ اگر بميرد يا كشته شود آيا شما به عقب برمى گرديد؟ فاطمه عليهاالسلام از اين جهت كه مى بيند پدر در آخرين لحظات زندگى است ، نگران است ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نيز به او مى گويد: تصور نشود، پدر با آن مقام و منزلت والائى كه دارد زندگى جاودان دارد؟ نه ...! او هم مى رود همچون پيامبران گذشته كه رفتند؛ اين يك واقعيت است و انسان نبايد در مقابل واقعيت خود را ببازد و از آن بهراسد.
(دخترم نزديك بيا و آن قدر نزديك بيا كه جز تو كسى صداى مرا نشود(575) )
عايشه گويد: زنان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گرد او را فرا گرفته بودند، فاطمه عليهاالسلام آمد او چنان گام بر مى داشت كه گويا رسول الله است كه دارد راه مى رود. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: خوش ‍ آمدى دخترم ، و او را كنار خود نشاند، آنگاه در گوش او زمزمه اى نمود، فاطمه گريان شد، مجددا در گوشى با او سخن گفت ، ديدم فاطمه شادان گرديد، آنچنان كه خنده اى بر لبانش نقش بست .
عايشه گفت : فاطمه ...؛ تو را به خدا بگو؛ پيامبر به تو چه گفت كه گريان گشتى ، و بعد چه گفت كه شادمان شدى ؟ فاطمة عليهاالسلام در پاسخ گفت : من راز رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم را فاش نگردانم . و چون پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وفات يافت ، مجدد از او سؤ ال نمودم ، گفت : اما اكنون ؛ پس آرى مى گويم : او بار اول مرا از مرگ خود خبر داد، ناراحت شدم ، و بار دوم فرمود: آيا راضى نيستى كه بانوى بانوان بهشت باشى .(576)
و در روايت ديگرى است : فاطمه عليهاالسلام گفت : پيامبر بار دوم به من فرمود: تو اولين شخصى از خانواده من هستى كه به من ملحق خواهى شد.(577)
3 - 9: مسواك  
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به مسواك نمودن بسيار اهميت مى داد، بگونه اى كه در اين باره فرمود: اگر بيم آن نمى رفت كه براى امت من سخت باشد، دستور مى دادم ، روزى پنج بار مسواك كنند. مسواك را از چوب (اراك ) تهيه نموده ، و او خود هميشه از اين نوع مسواك استفاده مى كرد. زيرا اين مسواك ، دندان را تميز كرده ، و نيز مواد غذائى جا مانده ، در لاى دندان را پاك مى كند، و لثه هاى دندان را تقويت مى نمايد.
و در روايتى است كه جبرئيل دستور مسواك و خلال كردن دندان و حجامت را از جانب خداوند به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نازل نمود(578) پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به حدى به اين موضوع اهميت مى داد كه حتى در آخرين لحظات زندگى آن را فراموش نكرد. او در بستر بيمارى افتاده ، و شايد لحظاتى ديگر زندگى را وداع گويد. اما در اين لحظه نيز مسواك مى زند.
ابن اثير مى نويسد: عايشه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را ديدم كه مى فرمايد: خداوندا، مرا در سختى هاى مرگ يارى ده ، در اين حال بعضى از فرزندان ابى بكر وارد شد، در حالى كه چوب مسواكى در دست داشت .(579) پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به او نظر افكند، از نگاه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دريافت كه او مسواك را مى خواهد، به همين جهت مسواك را نرم نموده ، در اختيار پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم قرار دادم ، و جنابش مسواك نمودند، و آن را بر زمين گذاردند، و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بعد از لحظاتى از دنيا مى رود.(580)
4 - 9: تصدق 
در اسلام به صدقات اهتمام زيادى داده شده است ، و آيات قرآن سراسر تشويق و ترغيب در صدقه است ، زيرا صدقات ، حقوق واجب محرومين و مستضعفين است ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به اهميت آن آگاه بوده و حتى در آخرين لحظات از زندگى خود اهميت آن را فراموش ‍ نكرده ، و عملا زمامداران را، و كسانى كه اينگونه اموال نزد آنان است ، تشويق به مبادرت در اين واجب نموده است :
مبلغى از صدقات نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بود، از بيم آنكه اين مبلغ نزد او بماند، و دنيا را ترك گويد: آنها را به خانواده خود سپرد تا صدقه دهند... روز يكشنبه ، يك روز پيش از وفات خود هنگامى كه به هوش آمد، سؤ ال كرد: آن مبلغ را به مستحق آن پرداخت نموديد؟ عايشه پاسخ داد: خير، هنوز آن مبلغ نزد من مى باشد، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دستور داد، آن مبلغ را آوردند، و عايشه آن را در دست پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نهاد، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: چه گمان داريد؟ اگر محمد صلى الله عليه و آله و 