د، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: به من نزديك شود، و من به او نزديك شدم ، و او به من تكيه داد، و با من سخن مى گفت ، بگونه اى كه آب دهن مبارك به من اصابت نمود، سپس مرگ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرا رسيد، و در دامان من سنگين شد، و من فرياد برآوردم ، عباس مرا درياب كه نزديك است هلاك شوم ؛ پس عباس آمد، و هر دو را به زمين گذارديم . (589)
3- شعبى گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وفات يافت در حالى كه سرش در دامان على عليه السلام قرار داشت ....(590)
4- ابو غطفان گويد: از ابن عباس سؤ ال كردم : آيا ملاحظه نموديد كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در هنگام وفات سرش در دامن چه كسى بود، گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وفات يافت در حالى كه به سينه على عليه السلام تكيه داده بود، ابو غطفان گفت : عروة از عايشه نقل نموده كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وفات يافت در حالى كه سرش روى سينه من قرار داشت ؛ ابن عباس گفت : آيا تو آن را باور مى كنى ؟ به خدا سوگند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وفات يافت در حالى كه به سينه على عليه السلام تكيه داده بود...(591) دسته دوم روايات وفات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را در آغوش عايشه مى داند، اين روايات دو قسم هستند، بخشى در صدد نفى وصيت پيامبر است كه بيشترين اين روايات را تشكيل مى دهند، عايشه براى نفى وصيت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مدعى شده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در آغوش او از دنيا رفت پس چگونه وصيت كرده است ؟ (592) ابن سعد اين باب را به همان عنوان نامگذارى كرده است : (( ذكر من قال ان رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم لم يوص و انه توفى و راءسه فى حجر عائشة : )) بيان آنكه گويد: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم وصيت نكرد و اينكه او را در دامان عايشه بدرود زندگى گفت و دسته دوم كه يكى در روايت است ، فقط متعرض وفات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در دامان عايشه است . (593)
پاسخ اينكه اينگونه روايات اولا معارض است با روايات صحيحى كه از اهل بيت عترت و طهارت ، و نيز رواياتى كه در صحاح اهل سنت است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در آغوش على عليه السلام بدرود زندگى گفت ، چنانچه اميرالمؤ منين عليه السلام خود نيز به اين موضوع تصريح نموده است ، و آيا همه وصيت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در همان لحظه وفات و آن هم در آغوش عايشه بوده است كه به اين گونه عايشه مى خواهد وصيت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را نفى كند؟.
اولا معارض است با رواياتى كه از سوى اهل سنت در اين زمينه وارد شده است ، ديگر اينكه صريح سخن اميرالمؤ منين عليه السلام ، روايات عايشه را تكذيب مى كند، على عليه السلام مى فرمايد:
(( و لقد قبض رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و ان راءسه لعلى صدرى و لقد سالت نفسه فى كفى فاءمررتها على وجهى ... )) (594) : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در حالى كه سرش روى سينه ام قرار داشت بدرود زندگى گفت ، و روح مباركش در دست من قرار گرفت و آن را بر چهره خود مسح نمودم ... ابن ابى الحديد گويد: گفته شده است پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در هنگام وفات ، خون اندكى از دهانش ‍ بيرون آمد و على عليه السلام آن را به روى خود كشيد.(595) سيد محسن الامين (ره ) در اين رابطه گويد:
اينكه گفته مى شود، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در دامان عايشه بدرود زندگى گفت ، نمى تواند صحت داشته باشد، زيرا عادة زنان چنين مسائلى را متعهد نمى شوند، به دليل ضعفى كه دارند بى تابى مى كنند، و نيز ممكن نيست على عليه السلام پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را در مثل چنين حالتى رها سازد، و امر او را به زنان واگذار نمايد... و ابن سعد، تعدادى روايات در مورد اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در آغوش على عليه السلام بدرود گفت ذكر نموده اند از آن جمله روايت ابو غطفان است .(596)
و حاكم در مستدرك از احمد بن حنبل ، از ام سلمه روايت نموده است ، ام سلمة گويد: و آنچه كه من به آن سوگند ياد مى كنم ، اين است كه على عليه السلام ، آخرين كسى بود كه با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ديدار كرد، صبحگاهان از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم عيادت نموديم ، و او مى گفت : على آمد؟ على آمد؟ فاطمه عليهاالسلام گفت : گويا او را پى كارى فرستاديد؟ پس از آن على عليه السلام آمد، گمان داشتيم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم حتما با او كارى دارد، و به همين جهت از خانه خارج گشتيم ، و نزديك در نشستيم و من از همگان به در نزديك تر بوديم ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خود را در آغوش على عليه السلام انداخت و شروع كرد با او راز گفتن و نجوى نمودن ....(597)
6 - 9: سفارشات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم 
بى ترديد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم ، در هنگام رحلت سفارشاتى داشته است ، هم در مورد مسائل اعتقادى ، و هم در مورد اموالى كه به هر جهت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فاقد آن نبوده است . (598) از قبيل زره و شمشير، اسب و آن چيزهائى كه مخصوص به خود پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بوده است ، و نيز دستورالعمل هايى كه هر چند در طول دوران زندگى همواره به عنوان فرستاده پروردگار و نيز معلم اخلاق به فرزندان مكتب خود آموخته است ، اما برخى از اين دستورالعمل ها به دليل اهميت ويژه اى كه داشته است در طول دوران بيمارى ، و نيز در آخرين لحظات ، همواره به آن سفارش داشته است (برخى از آن در فصل (وصيت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ) گذشت ). وليكن متاءسفانه مشاهده شده ، در برخى از احاديث كه تعداد آن اندك نيز نمى باشد خواسته شده است پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، از اين حق هم محروم باشد، حقى كه قرآن كريم با صراحت از آن ياد نموده است : (( كتب عليكم اذا حضر احدكم الموت ان ترك خيرا الوصية )) (599) : بر شما لازم است كه در هنگامى كه مرگ كسى از شما فرا رسد، هرگاه مالى از خود بر جاى گذارد اين كه وصيت نمايد. و در راستاى همين دستورالعمل قرآنى است كه طلحة بن مصرف از ابن ابى اءوصى سؤ ال مى كند: آيا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وصيت نمود؟ و هنگامى كه پاسخ مى دهد: نه ، سؤ ال مى كند: پس چرا به مردم دستور داده شده وصيت كنند؟. (600) و ما دو نمونه از اين نوع احاديث را ذكر مى كنيم : عايشه گويد: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دينار و درهمى و گوسفندى و شترى از خود به جاى نگذارد، و به چيزى وصيت نكرد.(601)
به عايشه گفته شد: آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در مورد على عليه السلام وصيت كرد؟ عايشه گفت : سر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در دامان من بود، و او بدرود زندگى گفت ، و من احساس نكردم ، چه موقع به على عليه السلام وصيت نمود؟(602)
امام سندى در اين مورد گويد:
معلوم است اين حديث مانع آن نمى شود كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم قبل از اين لحظه ، وصايائى داشته باشد (البته در صورت صحت حديث به بخش پيشين مراجعه شود - م -) و اين حديث چنين اقتضا دا