رد كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به مرگ ناگهانى از دنيا رفته ، و به همين جهت وصيتى ننموده ، در حالى كه او بارها از مرگ خود پيش از اين خبر داده بود.
ابن كثير گويد روايات زيادى راجع به چيزهائى كه به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اختصاص داشته است وارد شده ، از قبيل خانه ها و محل سكونت زنان خود، و خدمه اش و اسبان و شتران و گوسفندان و استر و الاغ و سلاح و جامه و اثاثيه و انگشتر، و نيز چيزهائى كه خداوند آنها را به او اختصاص داده بود از قبيل زمينهاى بنى نصير و خيبر و فدك ...
و نيز محمد بن جرير طبرى چندين صفحه كتاب تاريخ كبير خود را اختصاص داده است به اموالى كه به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تعلق داشته است از قبيل بردگان ، اسبان ، استران ، شتران باركش و سوارى ، شتران شيرده ، شمشيرها و سپر حضرت .(603)
گرچه خواسته اند همه اين اموال را صدقه بدانند، (در اين مورد رواياتى نيز از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نقل نموده اند، كه در آينده متعرض ‍ آن مى شويم (604) ) تا زهراء عليهاالسلام را از فدك محروم بدارند، و نيز نفى وصيت كلى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به اين جهت است كه وصيت در مورد على عليه السلام را نفى كنند، چنانچه از بسيارى از اين روايات چنين استشمام مى شود.
اكنون بعضى از موارد وصاياى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كه در تاريخ به ثبت رسيده است :
الف : وصيت به پرداخت ديون و انجام وعده هاى پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم
اى على تو برادر من ، و وزير من هستى ، بدهكارى مرا پرداخت مى نمائى ، و وعده هاى مرا به انجام مى رسانى ، و ذمه مرا تبرئه مى كنى .(605)
و به همين دليل است كه نوشته اند: على عليه السلام ، ديون پيامبر را بعد از رحلتش اداء نمود، و پس از محاسبه معلوم شد، همه آن مبلغ پانصد هزار درهم بوده است . (606)
به عبدالرزاق گفته شد: آيا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به على عليه السلام چنين سفارشى كرده بود؟ و او گفت : آرى من ترديد ندارم كه پيامبر صلى الله عليه و آله در اين مورد به او وصيت نموده بود، و اگر چنين نبود، هرگز نمى گذاردند او چنين كارى انجام دهد(607)
شيخ مفيد(ره ) پس از ذكر حديث (كنف و دواة ) مى نويسد: پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به عباس عموى خود، پيشنهاد مى دهد كه وصيتش را بپذيرد، و او عرضه ميدارد: توان آن را ندارم . سپس حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم ، از على عليه السلام مى خواهيد وصيتش را بپذيرد، و او همه شرايط وصيت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را مى پذيرد، پس ‍ آنگاه انگشتر خود را از انگشت در آورده ، به على عليه السلام مى دهد تا در انگشت خود نمايد، آنگاه شمشيرها و زره هاى خود را به او مى سپارد.(608)
ب : سفارش به نماز 
چون هنگام وفات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرا رسيد، مى فرمود: نماز، و بردگان ، و اين دو را تكرار مى كرد(609)
ام سلمه گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمود: (( الصلاه الصلاه و ما ملكت ايمانكم : )) نماز؛ نماز؛ و بردگان خود.
ج : سفارش به بردگان 
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بى هوش مى شد، و به هوش مى آمد، و مى فرمود: (( الله الله فى ما ملكت ايمانكم : )) از خداى در مورد بردگان خود، بر حذر باشيد، به آنان لباس (خوب ) بپوشانيد، آنان را سير كنيد، و به نرمى با آنان سخن بگوييد. (610)
د: حسن ظن به خداوند 
از جابر است گويد: شنيدم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سه روز پيش ‍ از وفات خود مى فرمود: كسى از شما دنيا را ترك نگويد، مگر اينكه به خداوند حسن ظن داشته باشد. (611)
ه‍: آئين جزيرة العرب  
عبدالله بن عتية گفت : آخرين سفارش پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اين بود كه در سرزمين عرب دو آئين نبايد وجود داشته باشد. و فرمود: اگر زنده ماندم نخواهم گذارد، دو آئين در سرزمين عرب ، وجود داشته باشد، (بايد همه مسلمان شوند)(612)
و: عامل نجات  
پيامبر صلى الله عليه و آله در حالى كه به على عليه السلام ، و فضل بن عباس تكيه داده بود، وارد مسجد شد، و به منبر صعود نموده ، فرمود: مرگ من نزديك شده است ، هر كس وعده اى من به او داده ام و يا از من طلبى دارد، مرا خبر دهد تا به او پرداخت شود، اى مردم ، بدانيد كه بين خدا و بندگان هيچ گونه واسطه اى وجود ندارد، كه خيرى به او برساند؛ و يا شر و بدى را از او دور گرداند، جز عمل و كردار صالح او؛ اى مردم ؛ كسى ادعا نكند، و چنين آرزوئى نداشته باشد، به آن خداوندى كه مرا از روى حق ، به رسالت مبعوث نمود، هيچ چيز جز عمل ، تواءم با رحمت پروردگار، انسان را نجات نمى بخشد، و اگر من (كه پيامبر شما هستم ) از خداى نافرمانى كنم (در آتش ) سقوط خواهم كرد.(613)
7 - 9: تاريخ وفات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم 
در مورد تاريخ وفات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نيز بين مورخين شيعه و اهل سنت از يك طرف ، و در ميان هر يك از اين دو گروه به خصوص اهل سنت ، اختلاف شديدى وجود دارد.
على بن عيسى اربلى گويد: پذيرفتن اختلاف در مورد ولادت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم سهل و آسان است ، زيرا شناختى نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، و مسائلى كه از او بروز كرد نداشتند، و خود مردمى بى سواد بوده و چندان اهميتى به ضبط تاريخ ولادت فرزندان خود نمى دادند، اما اختلاف در روز رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، شگفت آور است ، گرچه مى توان گفت : چندان جاى شگفتى نيز نمى باشد، زيرا كسانى كه در مورد اذان و اقامه اختلاف دارند، اذان و اقامه اى كه در طول چندين سال بعثت بارها و بارها از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شنيده اند، چنين اختلاف دارند(614) ، در اين مورد نيز شگفت آورتر است چرا كه در مورد اذان و اقامه امكان دارد روايات مختلف باشد، و ديدگاههاى مختلف ، اما حادثه رحلت چرا؟.(615)
زيرا وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فاجعه اى بس عظيم به شمار مى آيد، و نبايستى ، تاريخ اين روى داد عظيم ، مبهم باشد، كه باعث اختلاف در آن شود، مگر اينكه انگيزه هاى سياسى را نيز در آن دخيل بدانيم ، چرا كه سران قوم به امر بيعت اشتغال داشتند، و در همان لحظات اوليه رحلت ، به آن آگاهى پيدا كردند چون لحظه وفات ، تا خبر دادن به ابى بكر و حضور او در منزل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و آگاهى او به رحلت طولى نمى كشد، زيرا فاصله مدينه تا (سنح ) منزل ابوبكر حدود سه كيلومتر بوده است اما بعضى از مورخين نوشته اند جنازه پيامبر را در روز چهارشنبه يعنى سه روز بعد از رحلت به خاك سپردند، (در صورت صحت ) اين سؤ ال مطرح مى شود كه چرا، امر بيعت آنان را به خود مشغول نموده كه از تدفين پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم غافل بمانند، لذا هم در تاريخ وفاة و هم در روز به خاك سپارى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اختلاف صورت مى گيرد، و البته اين مسئله قابل قبول نيست كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سه روز روى زمين بماند، در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با آگاهى به مسائل بعدى ، مسئوليت تجهيز و تدفين را به على عليه السلا