ليل ، بر باطل چيره خواهد شد، وانگهى هر چه از ميان برود ديگر باز نگردد و زنده نشود! 
2126. حق گوياست !
لا خير فى الصمت عن الحكم ؛ كما انه لا خير فى القول بالجهل .
خاموشى گزيدن از بيان حق خوب نيست و سخن گفتن از روى نادانى روا نباشد. 
2127. اثرات خونريزى ناروا
من كتابه لالشتر حى ولاه مصر : اياك و الدماء و سفكها بغير حلها، فانه ليس شى ء ادنى لنقمه ، و لا اعظم لتبعه ، و لا احرى بزوال نعمه و انقطاع مده ، من سفك الدماء بغير حقها .
فرمان امير المومنين عليه السلام به مالك اشتر نخعى وقتى كه او را والى مصر و اطراف آن ساخت ؛ بپرهيز از خون ها و ريختن خون هاى مردم بدون مجوز قانونى ؛ زيرا هيچ چيزى همانند خون ناحق كيفر الهى را نزديك و مجازات را بزرگ نمى كند و نابودى نعمت ها را سرعت نمى بخشند و زوال حكومت را نزديك نمى گرداند. 
2128. خونريزى ناحق 
الله سبحانه مبتدى بالحكم بين العباد، فيما تسافكوا من الدماء يوم القيامه .
خداى سبحان در روز رستاخيز پيش از هر چيز درباره خونريزى ناحق آغاز داورى مى كند. بخش ششم : عمل به علم 
2129. رابطه دانش و عمل 
العمل مقرون بالعمل ؛ فمن علم عمل ؛ و العلم يهتف بالعمل ؛ فان اجابه و الا ارتحل عنه .
دانش در كنار عمل است ، پس هر كس بداند عمل كند و علم فرياد به عمل بر مى آورد، پس اگر اجابت كرد (علم ) بماند وگرنه كوچ كند و برود. 
2130. پست ترين و والاترين دانش 
اوضع العلم ما وقف على اللسان ، و ارفعه ما ظهر فى الجوارح و الاركان .
پست ترين دانش ، آن است كه تنها بر سر زبان است و والاترين دانش آن است كه در اعضاى بدن دانشمند آشكار گردد.
2131. عمل نيك و بد 
اعلم ان للل نياتا، و كل نبات لا غنى به عن الماء، و المياه مختلفه ؛ فما طاب سقيه ، طاب غرسه و حلت ثمرته ، و ما خبث سقيه ، خبث غرسه و امرت ثمرته .
بدان هر عملى نبات و رويشى است و هر نبات و رويشى بى نياز از آب نيست ، و آب ها مختلف اند، آنچه آبيارى اش خوب باشد، درختش نيكو و ميوه اش شيرين است و آنچه آبيارى اش بد و ناپاك باشد، درختش پليد و ميوه اش تلخ خواهد بود. 
2132. عمل براى روز حساب 
اعملوا ليوم تذخر له الذخائر و تبلى فيه السرائر .
براى آن روزى كه اندوخته ها را پس انداز مى كنند و اسرار فاش مى گردد، عمل كنيد. 
2133. پند امام (ع )
قال عليه السلام لرجل ساله ان يعظه : لا تكن ممن يرجو الاخره بغير العمل ، و يرجى التوبه بطول الامل ، يقول فى الدنيا يقول الزاهدين ، و يعمل فيها بعمل الراغبين .
امام عليه السلام در جواب كسى كه پندى خواست ، فرمود: آن كس مباش ‍ كه عمل ناكرده ، اميد ثواب آخرت دارد و به آرزوى دراز، توبه را به تاخير اندازد، و مباش مثل آنكه گفتار زاهدان دارد و كردار دنيا پرستان . 
2134. تدارك و عمل براى آخرت 
فليعمل العامل منكم فى ايام مهله قبل ارهاق اجله ، و فى فراغه قبل اوان شغله ، و فى متنفسه قبل ان يوخذ بكظمه ، وليمهد لنفسه و قدمه ، و ليتزود من دار ظعنه لدار اقامته .
آنان كه اهل علم اند، پيش از آن كه اجلشان فرا رسد در ايام مهلت بايد به عمل پردازند و در ايام فراغت پيش از آن كه گرفتار شوند تلاش كنند و قبل از آن كه راه گلو بسته شود نفس بكشند! و براى خود و جايى كه مى روند آماده كنند و از اين سرا كه سرانجام بايد كوچ كرد براى منزلگاه ابدى تدارك ببينند.
2135. حركت با علم 
العامل بالعلم كالسائر على الطريق الواضح ، فلينظر ناظر. اسائر هو ام راجع .
آن كه از روى آگاهى و علم عمل مى كند، مانند رهروى است كه در جاده روشن قدم برمى دارد، پس بايد بنگرد كه به پيش مى رود يا به عقب برمى گردد. 
2136. جهل ، قاتل عالمان !
رب عالم قد قتله جهله و علمه معه لا ينفعه .
بسا عالمى كه جهلش او را كشت و با اين كه علمش با او بود، ولى سودى به حالش نكرد. 
2137. عمل به مقررات پيمان ها
اعتصموا بالذمم فى اوتادها.
پيمان ها را با عمل به مقرراتش ، محكم نگه داريد. 
2138. عمل با يقين 
لا تجعلوا علمكم جهلا، و يقينكم شكا، اذا علمتم فاعملوا، و اذا تيقنتم فاقدموا .
دانش خود را نادانى و يقينتان را شك قرار ندهيد، هرگاه دانستيد به دنبال عمل باشيد و چون يقين پيدا كرديد، اقدام نماييد. 
2139. عالم بى عمل به چه ماند؟
الداعى بلا عمل ، كالرامى بلا وتر.
خواننده بى كردار، چون تيرانداز بى زه است . 
2140. فاصله بين دو كردار
شتان ما بين عملين ! عمل تذهب لذته و تبقى تبعته ، و عمل تذهب موونته و يبقى اجره .
چه بسيار دور است فاصله ميان دو كردار: كردارى كه لذتش مى رود و گناهش مى ماند و كردارى كه رنجش مى گذرد و پاداشش مى ماند. 
2141. كوتاهى در كردار
من قصر فى العمل ، ابتلى بالهم .
كسى كه در كردار خود كوتاهى كند، گرفتار غم و اندوه شود. 
2142. سفارش على (ع ) به حارث 
الى حارث الهمدانى و احذر كل عمل يرضاه صاحبه لنفسه و يكره لعامه المسلمين . و احذر كل عمل يعمل به فى السر، و يستحى منه فى العلانيه ، و احذر كل عمل اذا سئل عنه صاحبه انكره او اعتذر منه .
اى حارث همدانى از هر عملى كه تو را خشنود و مسلمانان را ناپسند مى آيد برحذر باش ، از كارى كه در پنهانى انجام مى شود و در آشكار از آن شرم دارى پرهيز كن ، از هر كارى كه اگر از انجام دهنده اش پرسش شود آن را انكار مى كند يا پوزش مى طلبد اجتناب بنما. بخش هفتم : علم و عالم 
2143. نام نيك بهتر از مال و ثروت 
ايها الناس ! انه لا يستغنى الرجل و ان كان ذا مال عن عترته ، و دفاعهم عنه بايديهم و السنتهم ... و لسان الصدق يجعله الله للمرء فى الناس خير له من المال يرثه غيره .
اى مردم ! هيچ كس ، هر اندازه هم مال و ثروت داشته باشد، از خاندان خود و دفاع جانى و زبانى آن ها بى نياز نيست ... و نام نيكى كه خداوند در ميان مردمان براى كسى باقى مى گذارد از مال و ثروتى كه براى ديگران به ارث مى نهد، براى او بهتر است . 
2144. علمى را كه نمى دانى مگو!
لا تقل ما لا تعلم ، و ان قل ما تعلم .
آنچه را كه نمى دانى مگو، گرچه آنچه را كه مى دانى اندك باشد. 
2145. زينت علم ها
فى وصيته لابنه الحسن عليه السلام : و رايت ... ان ابتدئك بتعليم كتاب الله عزوجل و تاويله ، و شرائع الاسلام و احكامه ، و حلاله و حرامه ، لا اجاوز ذلك بك الى غيره .
امام على عليه السلام در وصيت به فرزند خود حسن عليه السلام مى فرمايد: خواستم تا قبل از هر چيز كتاب خداى عزوجل و تاويل و تفسير آن را و شرايع و احكام اسلام و حلال و حرام آن را به تو تعليم دهم و جز اين چيزى به تو نياموزم . 
2146. دانش مضر
اعلم انه لا خير فى علم لا ينفع ، و لا ينتفع بعلم لا يحق تعلمه .
بدان كه در دانش ناسودمند خيرى نيست و آموختن دانشى كه سزاوار آموختن نيست ، سودى ندهد. 
2147. دانش به از مال 
يا كميل ! العلم خير من المال ، العلم يحرسك و انت تحرس المال . و المال تنقصه النفقه ، و العلم يزكو على الانفاق ، و صنيع المال يزول بزواله .
اى كميل ! دانش بهتر از مال است ؛ زيرا دانش تو را حفظ مى كند، در حالى كه تو بايد مال را حفظ كنى ، مال به خرج كردن ، كاهش مى يابد، ولى دانش با صرف كردن افزوده مى شود، آن كه ساخته مال است با زوال مال از بين مى رود.
2148. آباد كردن سرزمين 
مماكتب