، هر كس بداند عمل كند و دانش فرياد به عمل برآورد، پس اگر به پاسخ رسد بماند وگرنه كوچ كند. 
2173. سخن حكيمانه را بپذير!
خذاالحكمه انى كانت ، فان الحكمه تكون فى صدر المنافق فتلجلج فى صدره حتى تخرج فتسكن الى صواحبها فى صدر المومن .
و قال عليه السلام : الحكمه ضاله المومن .
سخن حكيمانه هرجا بود دريافت كن ؛ زيرا حكمت در سينه منافق است و بدين سو و آن سو مى چرخد تا از آن به درآيد و خود را به يارانش در سينه مؤ من برساند. و فرمود كه : حكمت گمشده مؤ من است . 
2173. استوار در علم و عمل 
لا تجعلوا علمكم جهلا، و يقينكم شكا. اذا علمتم فاعملوا، و اذا تيقنتم فاقدموا .
آگاهى خود را جهل ، و يقينتان را شك قرار ندهيد، بنابراين هرگاه دانستيد عمل كنيد، و هر وقت يقين كردند، اقدام نماييد. 
2174. پرهيز از آموختن اخترشناسى 
لما قال له رجل يستخدم علم النجوم : ان سرت فى هذا الوقت خشيت ان لا تظفر بمرادك ، قال عليه السلام : اتزعم انك تهدى الى الساعه التى من سار فيها صرف عنه السوء؟ و تخوف من الساعه التى من سار فيها حاق به الضر؟ فمن صدقك بهذا، فقد كذب القرآن ، و استغنى عن الاستعانه بالله فى نيل المحبوب و دفع المكروه . ثم اقبل عليه السلام على الناس فقال :
ايها الناس ! اياكم و تعلم النجوم ، الا ما يهتدى به فى بر او بحر، فانها تدعو الى الكهانه ، و المنجم كالكاهن ، و الكاهن كالساجر، و الساحر كالكافر! و الكافر فى النار، سيروا على اسم الله .
يكى از ياران آن حضرت با نظر به اخترشناسى گفت : اگر در اين موقع حركت فرمايى مى ترسم در مقصودت پيروز نگردى .
آن حضرت فرمودند: آيا گمان مى برى تو آن ساعتى را كه هر كس در آن ساعت حركت كند ناگوارى از او برطرف مى شود مى دانى ؟ و از حركت در ساعتى كه موجب احاطه ضرر بر انسان متحرك مى شود مى ترسانى ؟
هر كس كه تو را در اين نظر تصديق كند قرآن را تكذيب كرده و از طلب كمك از خدا در رسيدن به محبوب و دفع ناخوشايند احساس بى نيازى نموده است .
سپس رو به مردم نمود و فرمود: اى مردم ! بپرهيزيد از آموزش نجوم (براى حكم در سرنوشت مردم ) مگر به عنوان وسيله اى براى سمت يابى در خشكى و يا در دريا؛ زيرا علم نجوم انسان را به كهانت مى كشاند و منجم مانند كاهن است و كاهن مانند ساحر و ساحر مانند كافر و كافر در آتش ‍ است ، به نام خداوند حركت كنيد! 
2175. فضيلت دانش با بينش 
فتح باب الحرب بينكم و بين اهل القبله ، و لا يحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحق .
در جنگ ميان شما و اهل قبله باز شده است و اين پرچم را بر دوش نكشد، مگر كسى كه از بينش و شكيبايى و آگاهى به جايگاه هاى حق برخوردار باشد. 
2176. دانش آموزى حتى از منافق 
الحكمه ضاله المومن ، فخذ الحكمه و لو من اهل النفاق .
حكمت ، گمشده مؤ من است ، پس آن را به دست آور، هر چند از اهل نفاق باشد. 
2177. عالم زنده است گرچه بميرد
هلك خزان الاموال و هم احياء، و العلماء باقون ما بقى الدهر. اعيانهم مفقوده ، و امثالهم فى القلوب موجوده .
مال اندوزان با آن كه زنده اند مرده اند و اهل علم تا دنيا هست زنده اند، پيكرهايشان از ميان مى رود، اما يادشان در دل هاست . 
2178. با ارزش ترين ثروت 
لا غنى كالعقل .
هيچ ثروتى چون خرد نيست . 
2179. مردم كم خردند!
الناس منقوصون مدخولون الا من عصم الله : سائلهم متعنت ، و مجيبهم متكلف .
مردم كوته انديش و كم خردند، مگر كسى كه خدايش نگهدارد، پرسش ‍ كننده آنها به قصد خطا گرفتن مى پرسد و پاسخ دهنده شان تكلف به خرج مى دهد. 
2180. عالم حيوان نما
و آخر قد تسمى عالما و ليس به ... فالصوره صوره انسان ، و القلب قلب حيوان ، لا يعرف باب الهدى فيتبعه ، و لا باب العمى فيصد عنه . و ذلك ميت الاحياء .
در مقابل بنده اى از بندگان خدا، بنده ديگرى است كه عالم ناميده مى شود، اما عالم نيست ، پس چهره چنين كسى چهره انسان ، اما قلب او، قلب حيوان است . نه راه رسيدن به هدايت را مى شناسد تا به دنبال او برود و نه راه رسيدن به گمراهى را مى داند تا از آن روى برگرداند، پس انسانى با اين صفات ، مرده اى است در ميان زندگان . 
2181. دانشمند حقيقى 
كل عالم غيره متعلم .
هر دانشمندى جز او يادگيرنده است . 
2182. نيت سوال 
قال عليه السلام لسائل ساله عن معضله : سل تفقها، و لا تسال تعنتا، فان الجاهل المتعلم شبيه بالعالم ، و ان العالم المتعسف شبيه بالجاهل المتعنت .
امام عليه السلام به شخصى كه از مساله مشكلى سوال كرد فرمود: براى فهميدن پرسش كن ، نه براى آزار دادن ؛ زيرا نادان متعلم ، مانند عالم است و عالم خلافگو، مانند نادان زورگو است . 
2183. بپرسيد پيش از آن كه نيابيد!
ايها الناس ! سلونى قبل ان تفقدونى ، فلانا بطرق السماء اعلم منى بطرق الارض .
اى مردم ! از من بپرسيد پيش از آن كه از دستم دهيد؛ زيرا من به راه هاى آسمان داناترم از راه هاى زمين . 
2184. راسخين در علم 
اعلم ان الراسخين فى العلم هم الذين اغناهم عن اقتحام السدد المضروبه دون الغيوب ، الاقرار بجمله ما جهلوا تفسيره من الغيب المحجوب ، فمدح الله تعالى اعترافهم بالعجز عن تناول ما لم يحيطوا به علما، و سمى تركهم التعمق فيما لم يكلفهم البحث عن كنهه رسوخا .
بدان كه انسان هاى راسخ در علم كسانى هستند كه اقرار به همه غيب هاى پوشيده ، آنان را از تجاوز از سدها و حدودى كه ميان آنان و حقايق غيبى زده شده بى نياز ساخته است ، پس خداوند تعالى آنان را به جهت اعتراف به نادانى خود از وصول به آنچه احاطه علمى ندارند مدح فرموده و چشم پوشيدن و رها ساختن تعمق در آنچه را كه خداوند آنان را به بحث از حقيقت آنان تكليف نفرموده است رسوخ ناميده است . 
2185. علم با عمل 
اعقلوا الخبر اذا سمعتموه عقل رعايه لا عقل روايه ، فان رواه العلم كثير، و رعاته قليل .
هرگاه خبرى را شنيديد پيرامون آن تفكر كنيد، تفكر براى عمل نه براى نقل كردن ؛ زيرا روايت كنندگان دانش بسيارند، اما عمل كنندگان به آن اندك اند. 
2186. آبادى با علم 
بالايمان يعمر العلم ، و بالعلم يرهب الموت .
به وسيله ايمان علم آباد مى شود و به وسيله علم خوف از مرگ صورت مى پذيرد. 
2187. مايه زندگانى و باعث مرگ 
فانهم عيش العلم ، و موت الجهل .
مايه زندگانى علم و باعث مرگ جهل و نادانى است . 
2188. جاهل دانا، دانشمند جاهل 
ان الجاهل المتعلم شبيه بالعالم ، و ان العالم المتعسف شبيه بالجاهل المتعنت .
همانا نادان آموزنده ، همانند دانشمند داناست ، و دانشمندى كه بيراهه مى رود مانند جاهل ذليل است . 
2189. دانشمندان منافق 
عالمهم منافق ، و قارنهم مماذق .
زمانى بر مردم فرا مى رسد كه دانشمندان منافق ؛ و سخنگويان ، چاپلوس ‍ شوند. 
2190. موجب هراس از مرگ 
بالعلم يرهب الموت ، و بالموت تختم الدنيا .
علم سبب ترس از مرگ است و با مرگ دنيا به پايان مى رسد. 
2191. پست ترين و ارجمندترين دانش 
اوضع العلم ما وقف على اللسان و ارفعه ما ظهر فى الجوارح و الاركان .
پست ترين دانش ، آن دانشى است كه از زبان فراتر نرود، و ارجمندترين دانش ، آن دانشى است كه در اعضا و جوارح نمودار شود. 
2192. گمشده مؤ من 
الحكمه ضاله ال