د : ثروتمندى در غربت ، چون در وطن بودن و تهيدستى در وطن ، غربت است.

حكمت 57ارزش قناعت و خودكفايى(اخلاقى)
قال الرضى و قد روى هذا الكلام عن النبى (ص) .
و درود خدا بر او ، فرمود : قناعت ، ثروتى است پايان نا پذير .(اين سخن از رسول خدا (ص) نيز نقل شده است ).

حكمت 58 توانگرى و شهوت ها(اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : ثروت ، ريشة شهوت هاست.

حكمت 59 ارزش تذكّر دادن اشتباهات (اخلاقى ، اجتماعى)
و درود خدا بر او فرمود : آن كه تو را هشدار داد ، چون كسى است كه مژده داد.

حكمت 60 ارزش تذكّر دادن اشتباهات (اخلاقى ، اجتماعى)
وَ قَالَ [عليه السلام] اللِّسَانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّيَ عَنْهُ عَقَرَ .
و درود خدا بر او ، فرمود : زبان تربيت نشده ، درنده اى است كه اگر رهايش كنى مى گزد.حكمت 61 شيرينى آزار زن (اخلاقى)
و درود خدا بر او، فرمود : نيش زن شيرين است .

حكمت 62 روش پاسخ دادن به ستايش ها و نيكى ها (اخلاقى ، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : چون تو را ستودند ، بهتر از آنان ستايش كن ، و چون به تو احسان كردند ، بيشتر از آن ببخش ، به هر حال پاداشِ بيشتر از آنِ آغاز كننده است .

حكمت 63ارزش شفاعت (اخلاقى ، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : شفاعت كننده چونان بال و پُر در خواست كننده كننده است.

حكمت 64 غفلت دنيا پرستان (اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : اهل دنيا سوارانى در خواب مانده اند كه آنان را مى رانند.

حكمت 65 ترك دوستان و تنهايى (اخلاقى ، اجتماعي، تربيتى)
و درود خدا بر او ، فرمود : از دست دادن دوستان غربت است .

حكمت 66روش خواستن (اخلاقى ، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : از دست دادن حاجت بهتر از درخواست كردن از نا اهل است.

حكمت 67ارزش ايثار اقتصادى (اخلاقى ، اقتصادى)
و درود خدا بر او ، فرمود : از بخشش اندك شرم مدار كه محروم كردن ، از آن كمتر است.

حكمت 68 ره آورد عفّت و شكر گذارى (اخلاقى ، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : عفّت ورزيدن زينت فقر ، و شكر گزارى زينت بى نيازى است.

حكمت 69حفظ روح اميدوارى (اخلاقى)
و درود خدا بر او، فرمود : اگر به آن چه كه مى خواستى نرسيدى ، از آنچه هستى نگران مباش.

حكمت 70روانشناسى جاهل (اخلاقى ، علمى)
و درود خدا بر او ، فرمود : نادان را يا تُندرو و يا كُند رو مى بيني.

حكمت 71نشانه كمال عقل (اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : چون عقل كامل گردد ، سخن اندك شود .

حكمت 72رابطه دنيا و انسان (اخلاقى،علمى)
و درود خدا بر او ، فرمود : دنيا بدن ها را فرسوده و آرزوها را تازه مى كند ، مرگ را نزديك و خواسته ها را دور و دراز مى سازد ، كسى كه به آن دست يافت خسته مى شود ، و آن كه به دنيا نرسيد رنج مى برد.

حكمت 73 ضرورت خودسازى رهبران و مديران(اخلاقى ، تربيتى ، مديريتى)
و درود خدا بر او ، فرمود : كسى كه خود را رهبر مردم قرار داد ،بايد پيش از آن كه به تعليم ديگران پردازد ، خود را بسازد ، و پيش از آن كه به گفتار تربيت كند ، با كردار تعليم دهد ، زيرا آن كس كه خود را تعليم دهد و ادب كند سزاوار تر به تعظيم است از آن كه ديگرى را تعليم دهد و ادب بياموزد.

حكمت 74 ضرورت ياد مرگ(اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : انسان با نَفَسى كه مى كشد ، قدمى به سوى مرگ مى رود .

حكمت 75 توجه به فناپذيرى دنيا(اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : هر چيز كه شمردنى است پايان مى پذيرد ، و هر چه را كه انتظار مى كشيدى ، خواهد رسيد.

حكمت 76 روش تحليل رويدادها (روش تجربى) (اخلاقى ، علمى ، سياسى)
و درود خدا بر او ، فرمود : حوادث اگر همانند يكديگر بودند ، آخرين را با آغازين مقايسه و ارزيابى مى كنند .

حكمت 77 دنيا شناسى (امام و ترك دنياى حرام) (اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : (ضرار بن ضمرة  ضبايى از ياران امام به شام رفت بر معاويه وارد شد . معاويه از او خواست از حالات امام بگويد ، گفت على [عليه السلام] را در حالى ديدم كه شب ، پرده هاى خود را افكنده بود ، و او در محراب ايستاده ، محاسن را به دست گرفته ، چون مار گزيده ، به خود مى پيچيد ، و محزون مى گريست و مى گفت :) اى دنيا !!! اى دنياى حرام ! از من دور شو ، آيا براى من خود نمايى مى كنى ؟ يا شيفتة من شده اى تا روزى در دل من جاى گيرى ؟ هرگز مباد! غير مرا بفريب ، كه مرا در تو هيچ نيازى نيست ، تو را سه طلاقه كرده ام ، تا بازگشتى نباشد ، دوران زندگانى تو كوتاه ، ارزش تو اندك و آرزوى تو پُست است . آه از توشة اندك ، و درازى راه ، و دورى منزل ، و عظمت روز قيامت !

حكمت 78شناخت جايگاه جبر و اختيار(اعتقادى)
و در جواب مرد شامى فرمود : ( مرد شامى پرسيد آيا رفتن ما به شام ، به قضا و قدر الهى است ؟ امام با كلمات طولانى پاسخ او را داد ، كه برخى از آن را برگزيديم.)
واى بر او ! شايد قضاء لازم ، و قَدُر حُتمى را گمان كرده اى ؟ اگر چنين بود ، پاداش و كيفر ، بشارت و تهديد الهى ، بيهوده بود ! خداوند سبحان ! بندگان خود را فرمان داد در حالى كه اختيار دارند ، و نهى فرمود تا بترسند ، احكام آسانى را واجب كرد ، و چيز دشوارى را تكليف نفرمود ، و پاداش اعمال اندك را فراوان قرار داد با نافرمانى بندگان مغلوب نخواهد شد ، و با اكراه و اجبار اطاعت نمى شود ، و پيامبران را به شوخى نفرستاد ، و فرو فرستادن كُتُب آسمانى براى بندگان بيهوده نبود . و آسمان و زمين و آنچه را در ميانشان است بى هدف نيافريد.

حكمت 79ارزش حكمت و بى لياقتى منافق (علمى، معنوى)
و درود خدا بر او ، فرمود : حكمت را هر كجا كه باشد ، فراگير ، گاهى حكمت در سينه منافق است بى تابى كند تا بيرون آمده و با همدمانش در سينة مؤمن آرام گيرد.

حكمت 80مؤمن و ارزش حكمت (علمى ، معنوى)
و درود خدا بر او ، فرمود : حكمت ،گمشدة مؤمن است ، حكمت را فراگير هر چند از منافقان باشد.حكمت 81 ميزان ارزش انسان ها (ارزش تخصّص و تجربه) (اخلاقى،معنوى)
و درود خدا بر او ، فرمود : ارزش هر كس به مقدار دانايى و تخصّص اوست .
(اين از كلماتى است كه قيمتى براى آن تصور نمى شود ، و هيچ حكمتى هم سنگ آن نبوده و هيچ سخنى والايى آن را ندارد). 

حكمت 82ارزش هاى والاى انسانى (اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : شما را به پنج چيز سفارش مى كنم كه اگر براى آن ها شتران را پر شتاب برانيد و رنج سفر را تحمل كنيد سزاوار است : كسى از شما جز به پروردگار خود اميدوار نباشد، و جز از گناه خود نترسد، و اگر از يكى سؤال كردند و نمى داند ، شرم نكند و بگويد نمى دانم ، و كسى در آموختن آنچه نمى داند شرم نكند و بر شما باد به شكيبايى كه شكيبايى ، ايمان را چون سر است بر بدن و ايمان بدون شكيبايى چونان بدن بى سر ، ارزشى ندارد.

حكمت 83روش برخورد با چاپلوسان (اخلاقى، تربيتى)
و درود خدا بر او ، : (به شخصى كه در ستايش امام افراط كرد ، و آنچه در دل داشت نگفت).
فرمود : من كمتر از آنم كه بر زبان آوردى ، و برتر از آنم كه در دل داري.

حكمت 84مردم پس از جنگها (سياسى ، نظامى)
و درود خدا بر او ، فرمود : باقيماندگان شمشير و جنگ ، شماره شان با دوام تر ، و فرزندانشان بيشتر است . 

حكمت 85پرهيز از ادعاهاى علمى(علمى اخلاقى)
و درود خدا بر او فرم