لام گويد: ابن ملجم بر اثر اجتهاد و تشخيص خود به اين امر مبادرت نمود، در اين صورت فقط يك ثواب به او داده مى شود، (زيرا در اجتهاد خود اشتباه كرده ، و مجتهدى كه در اجتهاد خود اشتباه كند، يك ثواب دارد.) الغدير، ج 1 و ص 323. به نقل : فقه المحلى ، ج 10، ص 428، و بعد قاتل امير المومنين را با قاتلان عثمان مقايسه كرده گويد: قاتل امير المومنين همانند قاتلان عثمان نيستند، زيرا در اينجا راهى براى اجتهاد وجود ندارد، چون عثمان كسى را نكشت و يا كسى جنگ ننمود، و زناى محصنه انجام نداد، پس كشندگان او فاسق بوده اند، زيرا خون حلالى را بر زمين ريختند و... ص 328، ج 1، الغدير، نقل از كتاب مجتهد مخطئى ، ج 4، ص 161.
علامة امينى گويد: اجتهاد در مقابل نص صريح رسول الله كه قاتل اميرالمؤ منين شقى ترين افراد روزگار است و اين حديث متواتر است ... ص 323 - 339، ج 1 الغدير مراجعه شود، گويد: چقدر تفاوت است بين ابن حزم و ابن حجر كه او عمل قاتل على را توجيه مى كند، و اين يكى از ذكر نام قاتل على عليه السلام در كتابش خوددارى مى ورزد، ص 328، ج 1، الغدير.
ابن حجر در كتاب تهذيب التهذيب ج 7، ص 3311 گويد: ابن حزم مردى فتاك ، و از بقاياى خوارج است . ج 1، ص 328، الغدير.
235- مراجعه 60، المراجعات .
236- ص 221، نظرية الامامة ، و از ص 209 - 222، نظرية الامامة لدى الشيعة الاثنى عشرية ، تاءليف دكتر احمد محمود صبحى .
237- مراجعه 60، المراجعات .
238- سيره حلبيه ، ج 3، ص 74 گويد: اين حديث صحيح است با سلسله سندهاى صحيح و نيكويى روايت شده است و به كسى كه در صحت آن ايراد كند توجهى نمى شود، مانند ابى داود و ابى حاتم و اينكه (وال من والاه ) از جعليات است مردود مى باشد، زيرا بسيارى از روايت آن را ذهبى صحيح دانسته است .
239- سوره مائده ، آيه 55.
240- سوره حديد، آيه 15.
241- سوره نساء، آيه 33.
242- سوره مائده ، آيه 60.
243- صحاح و همه فرهنگ هاى لغت .
244- صحاح و همه فرهنگ هاى لغت .
245- سوره مائده ، آيه 55.
246- سوره دخان ، آيه 41،
247- متن خطبه غدير از صواعق ابن حجر، ص 25؛ مستدرك حاكم ، ج 3، ص 109 و 533 و بسيارى از مدارك معتبر در بخشى ديگر در اين جهت سخن خواهيم گفت .
248- سيره حلبية ، ج 3، ص 274.
249- بيم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به دليل شناختى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از فرهنگ حاكم بر جامعه داشت ، و ما اين مطلب را كه بهانه اى براى تاءخير اميرالمؤ منين از خلافت است ، در فصول بعدى مطرح خواهيم نمود.
250- سوره حشر، آيه 7.251- سوره نساء، آيه 65.
252- سوره احزاب ، آيه 6.
253- سوره توبه ، آيه 6.
254- همان .
255- صواعق ابن حجر، فصل پنجم ، باب اول ، ص 26.
256- صواعق ، ص 36، و الغدير، ج 1، ص 203، 283، با 60 مصدر.
257- فصل پنجم ، باب يازدهم ، صواعق ابن حجر.
258- ج 5، جامع الصحيح الترمذى كتاب المناقب ، باب 20، شماره حديث 2712، ص 632.
259- در صورتى كه نصى هم وجود نداشته باشد، بايستى صبر مى كردند تا پيكر مطهر رسول دفن شود و لااقل على كه همگان به فضيلت او اعتراف داشتند، در مراسم گزينش خليفه شركت داشته ، شتاب در گزينش دليل وجود نص است . با صرف نظر از همه ادله ديگر.
260- شرح تجريد الاعتقاد قوشچى ، المقصد الخامس ، ص 475 - 476.
261- نهاية العقول رازى ، ص 251 - 252، به نقل نظرية الامامة لدى الشيعة الاثنى عشرية : در فصل (3-4)، همين كتاب گونه صحيح اين روايت را نقل نموديم .
262- الارشاد، الى قواطع الادلة فى اصول الاعتقاد للامام الجوينى ، ص 421، به نقل نظرية الامامة لدى الشيعة الاثنى عشرية ، ص 522 - 523.
263- سيرة الحلبية ، ج 3، ص 274؛ مسند احمد بن حنبل ، ج 4، ص 370؛ ج 1، ص 119؛ و الغدير، ج 1، ص 158 - 140؛ مجمع الزوايد الهيثمى ، ج 9، ص 103 - 109؛ و دهها كتاب حديث و تاريخ .
264- الغدير، ج 1، ص 14، 158.
265- علم اصول الفقه ، ص 41، عبدالوهاب خلاف .
266-المعارف بن قتيبه ، ص 194؛ در آنجا كه (انس ) ياد مى كند كه دچار بيمارى گرديد به خاطر كتمان شهادت . مسند احمد، ج 1، ص 119. مى گويد: همگى برخاستند به جز سه نفر، كه به نفرين حضرت دچار شدند.
267- المراجعات ، مراجعه 56، ص 226.
268- تاريخ ابن اثير، ج 7، ص 7 - 8، حوادث سال 352 ه -.ق . در الكتب .
269- علم اصول فقه ، ص 43، عبدالوهاب خلاف .
270- نظرية الامامة لدى الشيعة الاثنى عشيرية ، ص 253 - 254، به نقل از نهاية العقول رازى ، ص ‍ 245.
271- طبرى ، ج 2، ص 235، گويد: عمر گفت : عرب كسى را شايسته خلافت نمى داند، مگر اين قبيله از قريش را و بعد دست ابابكر و ابوعبيدة را مى گيرد و مى گويد: با هر يك از اين دو كه مى خواهيد بيعت كنيد، همچنين ابن اثير، ج 2، ص 327.
272- شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد، ج 12، ص 86.
273- همان مدرك .
274- تاريخ طبرى ، ج 2، ص 235؛ ابن اثير، ج 2، ص 237؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2، ص 114؛ مكتبة الحيدرية النجف ؛ الامامة و السياسية ، ص 10 - 11، ابن قتيبه .
275- همان مدرك .
276- همين ترس از فتنه بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را وادار نمود رؤ ساى فتنه را از مدينه اخراج كند، و آنان فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را اجراء ننمودند.
277- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 12 ص 85 - 84 (2) همان مدرك ص 87... و نقيب گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در بسيارى از موارد به مخالفت عمر اعتراض نمى كند، در حالى كه چنين نبوده بلكه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به اعتراض عمر اعتناء نمى كند، از آن جمله صلح حديبية ، نماز خواندن بر جنازه عبدالله بن ابى - مراجعه شود به اجتهاد و نص ص 94 - 107.
278- در فصل نماز ابى بكر خواهيم گفت اولا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دستور نداده است . وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شنيد كه ابوبكر نماز مى خواند او را كنار زد، و خود به نماز ايستاد، بر فرض صحت اين دستور، خواندن نماز چه ربطى به امامت و خلافت دارد.
279- چنانچه عمر در شيوه توزيع بيت المال طبقات اجتماعى را رعايت مى كرد - مراجعه شود به كتاب فتنه .
280- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 12 - ص 90 - 82.
281- نهج السعاده .
282- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 12 ص 87.
283- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 6 ص 13.
284- همه موارد ياد شده در جاى خود مطرح مى شود.
285- طبقات ابن سعد ج 2 ص 315.
286- شرح نهج البلاغه ج 9 ص 25.
287- شرح نهج البلاغه ج 2 ص 61 به نقل الغدير ج 1 ص 161.
288- خطبه 66- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 6 ص 3.
289- نامه 62 نهج البلاغه .
290- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد - ج 9 - ص 261.
291- عقد الفريد العسجده الثانيه ص 235 - 236 - ج 4.
292- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 1 - ص 188+ طبرى ج 2 - ص 583 -دار الكتاب .
293- به فصل (6-5) اين كتاب مراجعه شود.
294- خطبه سوم نهج البلاغه .
295- ص 123- 130.
296- نهج البلاغه خطبه شماره 161 فيض .
297- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 9 ص 250.
298- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 6 ص 11 + الامامه و السياسه ابن قتيبه ص 11.
299- خطبه 144 نهج البلاغه .
300- خطبه 171 نهج البلاغه فيض .
301- شخص ياد شده كه از حضرت سوال مى كند سعد بن ابى وقاص است ، خطبه 171 نهج البلاغه فيض .
302- سوره اعراف آيه 150 - اشاره به داستان هارون برادر حضرت موسى .
303- شرح نهج البلاغه ج 11 ص 111.
304- خطبه شماره 6 - فيض الاسلام .
305- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج - 1 - 307.
306- حكمت 22 - نهج البلاغة .