 و الاسماء، ج 1، ص 104 + تاريخ بغداد، ج 11، ص 216 + شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 3، ص ‍ 66 + ميزان الاعتدال ، ج 1، ص 172
897- احتجاج طبرسى ، ص 105 - 97، چاپ نعمان
898- تاريخ يعقوبى ، ج 2، ص 126
899- تاريخ يعقوبى ، ج 2، ص 126
900- تاريخ يعقوبى ، ج 2، ص 126 و ديگر تواريخ
901- ابى بن كعب از جمله دوازده نفرى است كه خلافت ابى بكر را نپذيرفتند و خواستند او را از منبر پائين بكشند او در بيعت عقبه اولى و دومى شركت داشت ، در جنگ بدر حضور داشت و... سفينة البحار مجلسى
902- معاذ بن جبل از كسانى بود كه خلافت ابى بكر را تقويت نمود، و در پايان عمر تاءسف مى خورد، سفينة البحار
903- از كسانى است كه به اميرالمؤ منين عليه السلام رجوع كرد، در جنگ بدر حضور داشت و در جنگ صفين در كنار على عليه السلام شهيد شد، و او از كسانى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم شهادت او را برابر شهادت دو مرد عادل مى دانست ، سفينة البحار، محدث قمى
904- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 6، ص 19 - 20
905- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 6، ص 23 و 24
906- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 6، ص 23 و 24
907- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 6، ص 26 - 24
908- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 2، ص 44 و عقد الفريد، ج 4، العسجدة الثانية ، ص 275، چاپ نهضت مصر
909- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 2، ص 53 و طبقات ابن سعد، ج 3، ص 182، چاپ بيروت
910- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 6، ص 17 - 18
911- ولا يقيم على ضيم يراد به
الا الاذلان عير الحى والوتد
كسى جز دو موجود ذليل الاغ قبيله ، و ميخ طويله اش ، در جانب كوه (كه ريزش دارد) منزل نمى كند
هذا على الخسف معكوس برمته
وذا يشبح فلا يبكى له احد
اين يكى در كمال مذلت ، با تمام وجودش واژگون شده ، و آن دگر پوستش شكافته مى شود و كسى به حال او نمى گريد
912- طبرى ، ج 2، ص 237 + ابن اثير، ج 2، ص 326 + شرح ابن ابى الحديد، ج 1، ص 221 + عقد الفريد، ج 4، العسجدة الثانية ، ص 257
913- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 1، ص 219
914- نهج البلاغه ، خطبه 5، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 1، ص 213
915- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 2، ص 21
916- تاريخ طبرى ، ج 2، ص 236
917- همان مدرك
918- تاريخ طبرى ، ج 2، ص 236 و ص 353
919- همان مدرك ، ص 325 و ص 331
920- همان مدرك ، ص 325 و ص 331
921- الامامة و الساسة ، ج 1، ص 12 و 14
922- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 2، ص 45
923- مقدمه سيره نبوية ابن هشام ، ج 1، ص 10 و 13
924-همان مدرك
925- مقدمه ابن هشام ، ج 1، ص 4
926- مقدمه مصححين ، ج 1، ص 10، سيره نبوية ابن هشام
927- مقدمه مصحح سيره نبوية ابن هشام ، ج 1، ص 16 و 15
928- كنى و القاب كتاب (ابن - ابو)، ص 202
929- كنى و القاب محدث قمى (ره ) كتاب (ابن و ابو)، ص 202
930- بحث در مورد شيعه بودن ابن اسحاق فراوان است ، برخى از علماى شيعه او را شيعه دانسته اند، مانند سيد محسن امين در كتاب اعيان الشيعة ، ج 1، ص 193 و ديگران ، و برخى مانند محدث قمى (ره ) با ترديد از او ياد نموده است ، چنانچه در مورد محمد بن عمر و واقدى مورخ بزرگ اسلامى نيز همين نظريه را دارند (به ذريعة و اعيان الشيعة مراجعه شود) و نيز (نديم ) در الفهرست خود شيعه بودن واقدى را مسلم دانسته و گويد: او تقيه مى نمود، زيرا واقدى كسى است كه على عليه السلام را از معجزات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دانسته و چنانچه عصا معجزه موسى عليه السلام ، و زنده كردن مردگان معجزه عيسى عليه السلام بوده است شايان توجه است كه در اين راستا تلاشى دو جانبه انجام مى گيرد، برخى اصل شيعه بودن پيش كسوتان سيره نگاران را زير سؤ ال مى برند، در آنجائى كه بحث از مفاخر شيعه پيش مى آيد، كه آنان در همه زمينه ها پيش كسوت بوده اند، و در آنجا كه بحث مربوط به اسناد تاريخى ذكر وقايع مستند است به محض اين كه كلمه حقى در آثار مورخ و محدثى ديده مى شود، بلافاصله او را به شيعة بودن متهم نموده تا كار و اثر او را ناشى از تعصبات دانسته و از اعتبار بيندازند و ما فعلا در اين راستا بحثى نداريم كه آيا ابن اسحق ، و يا واقدى شيعة بوده اند، چون آثار ابن اسحق را بايگانى كرده اند، و چون واقدى كتاب هائى در مورد امام حسن و امام حسين عليه السلام نوشته است ، و يا اين كه شيعة نبوده اند، چون از عقايد شيعى در آثار آنان وجود ندارد (مراجعه شود به مقدمه كتاب مغازى واقدى - چاپ بيروت - م -).
وليكن آنچه مهم است اين كه با ملاحظه روند سيره نگارى ، متوجه مى شويم هر چه فاصله زمانى دوران اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بيشتر مى شود، مسائلى از اين قبيل كه در ارتباط با اهل بيت عليه السلام است ، و متعرض مسائل خلافت مى شود، در آثار و سيره كوتاهتر، و يا به طور كلى حذف مى شود، چنانچه ابن هشام خود در اين رابطه تصريح دارد، و اين تصريح گواهى است ، بر وجود سخت گيريهاى شديد، چه اواخر قرن اول هجرى و نيمه اول قرن دوم هجرى كه همزمان با حاكميت امويين ، و هم دوره ابن اسحق اولين سيره نگار شيعى است ، در اين دوره تصريح به نام على عليه السلام جرم شناخته شده است ، و قسمت پايانى دوران ابن اسحق كه اقدام به نگارش سيره خود نموده است همزمان با دوران منصور عباسى بوده است ، كه بنى عباس نيز از انتشار فضائل على عليه السلام و آنچه حقانيت او را به اثبات مى رساند، جلوگيرى مى كردند، زيرا روايات فراوان از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به آنان رسيده بود كه خلافت به اولاد على عليه السلام انتقال خواهد يافت ، وجود اين اخبار درباره مهدى آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم آنان را به وحشت مى انداخت ، و مانع انتشار رواياتى كه حقانيت آنان را ثابت مى كرد شده ، و به همين دليل است كه سيره مفصل ابن اسحاق به بهانه طولانى بودن بايگانى مى شود، دوران هاى بعدى نيز با الهام گرفتن از حاكمان قبلى ، به فشار خود ادامه داده و به ناچار، به طور مخفيانه و جسته گريخته مطالبى كوتاه ، از اين گونه مسائل در كتابهاى خود ياد نموده اند
931- مقدمه ابن هشام ، ج 1، ص 4، سيره نبوية ابن هشام
932- عمر گفت : اما بنده خدا؛ پس آرى و اما برادر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، هرگز... پيش ‍ از اين بيان شد.
933- كسى كه به دليل دشمنى با سعد بن عبادة انصارى خزرجى با پيشقدم شدن در بيعت با ابى بكر سعد را از دور رقابت خارج كرد به بخش 2، داستان سايبان بنى ساعدة مراجعه شود.
934- الامامة و السيامة : اين قتيبة ، ج 1، ص 12 و 11.
935- تاريخ طبرى ، ج 2، ص 236
936- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 2، ص 47.
937- الامة و السياسة ابن قتيبة ، ج 1، ص 12.
938- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 15، ص 186 و 184.
939- نهج البلاغه ، نامه شماره 28.
940- سوره انفال ، آيه 75.
941- سوره آل عمران ، آيه 68.
942- زندگى نامه اميرالمؤ منين عليه السلام ، نوشته مؤ لف ، ص 199 و 200.
943- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 15،ص 187.
944- زندگينامه اميرالمؤ منين عليه السلام ، ص 127، به نقل عقدالفريد، ج 4، العسجدة الثانية ، ص ‍ 236.
945- الامامة والسياسة ابن قتيبة ، ج 1، ص 13.
946- همان مدرك ، ص 12.
947- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 6، ص 45.
948- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد،