1195.xml">بخش پنجم : اسناد نهج البلاغه </a><a class="folder" href="w:html:1201.xml">بخش ششم : شبهاتى پيرامون نهج البلاغه و پاسخ آن </a><a class="text" href="w:text:1212.txt">بخش هفتم : شخصيت والاى گردآورنده نهج البلاغه</a><a class="text" href="w:text:1213.txt">پاورقی</a></body></html>اِنَّ اللّهَ... فـَضَّلَ حـُرْمـَةَ الْمُسْلِمِ عَلَى الْحُرَمِ كُلِّها، وَ شَدَّ بِالاِْخْلاصِ وَالتَّوْحيدِ حُقُوقَ الْمُسْلِمينَ فى مَعاقِدِها.(406)
خداوند، احترام و حرمت مسلمان را بر هر حرمتى برترى بخشيده و با اخلاص و توحيد شيرازه ى حقوق مسلمانان را در نقطه هاى پيوند به سختى گره زده است .
آشنايى با نهج البلاغه امام على عليه السلام 
مولف : سيد جعفر حسينىبخش اول : سخنى درباره نهج البلاغه و گوينده آن 
از آنجا كه نهج البلاغه مجموعه (خطبه ها، نامه ها و كلمات قصار حكيمانه ) مولى الموحدين و امير المومنين على بن ابى طالب عليه السلام مى باشد، سخن گفتن درباره آن كار آسانى نيست ، چرا كه ما توان آن را نداريم كه به عمق وجود اين گوينده والامقام پى ببريم و از تمام زواياى فكر بلند و ايمان قوى و ملكات فاضله آن حضرت آگاه شويم و نهج البلاغه را آن چنان كه هست بشناسيم .
على بن ابى طالب عليه السلام پس از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله برترين مخلوق خدا است ابن عباس مى گويد: پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: لو ان الاشجار اقلام و البحر مداد و الجن حساب ، و الانس ‍ كتاب ما احصوا فضائل على بن ابى طالب عليه السلام : (1)
اگر درختان قلم باشند و درياها مركب ، جنيان شماره گر، و انسانها نويسنده نمى توانند فضائل على بن ابى طالب عليه السلام را شماره كنند.
استاد محمد تقى جعفرى در مقدمه ترجمه و تفسير نهج البلاغه مى گويد: هيچ گونه جاى ترديد نيست كه ما نمى توانيم شخصيت على بن ابى طالب عليه السلام را، مانند شخصيت هاى يك بعدى تاريخ نشان بدهيم و كتابش نهج البلاغه را هم به عنوان كتابى كه يك شخصيت يك بعدى از خود به يادگار گذاشته است ، تلقى نماييم . ما با انسانى سر و كار داريم كه هدف اعلايى براى زندگانى دارد، زمامدارى كه عادل مطلق است ، داراى معرفتى در حد اعلى درباره انسان و جهان ، وابستگى به مبادى عالى هستى ، خود را جزئى از انسان ديدن ، وابستگى مستقيم به خدا، تقوى و فضيلت در حد اعلى ، پاكى گفتار و كردار و انديشه و نيت پاك ... و ده ها امتيازات از اين قبيل كه در على بن ابى طالب به اتفاق تمام تواريخ ثبت شده است ، قابل توضيح و تفسير با مفاهيم و ارزش هاى معمولى نمى باشد، زيرا براى آن جامعه و يا افرادى كه زندگى جز تورم خود طبيعى چيز ديگرى نيست ، عناصر شخصيت و امتيازات على عليه السلام و كتابش ، خيالاتى بيش نيست .
همچنين از ديدگاه مكتب هايى كه براى بشريت آغاز و انجامى جز همين خاك تيره و تكاپويى جز براى گسترش خود طبيعى سراغ ندارند، على و نهج البلاغه اش هرگز قابل شناخت و هضم نخواهد بود. (2)
ولى در عين حال آگاهى بر گوشه هايى از اين دو اقيانوس بى كران (على عليه السلام و نهج البلاغه ) براى انسانهاى حق شناس و حقيقت جو و با معرفت سهل و آسان است زيرا هر كس اندك آشنائى با على بن ابى طالب عليه السلام و تاريخ زندگانى و سخنان و افكار و انديشه هاى او داشته باشد به خوبى مى داند او يك انسان برتر است ، او آيتى از آيات بزرگ حق است او نسخه نادرى از كتاب وجود انسان است .
و همچنين مى داند كه نهج البلاغه او كه پرتوى از وجود او است ، اقيانوسى است بى كران و دريايى است پهناور و گنجينه اى است پرگهر، بوستانى است پر گل و كانون معارف الهى است ، و خلاصه بعد از قرآن كريم و احاديث نبوى بهترين مرجعى است براى همه نيازهاى انسان در مسير سعادت
بدون شك هرگاه كسى قصد كند كه در چنين ميدانى گام بگذارد بايد خود را براى نوشتن كتابهاى قطورى آماده سازد، ولى هدف ما در اين نوشتار اين است كه تنها به اشاراتى بسنده كنيم و به منظور آگاهى بيشتر در قسمتهاى آينده ، گفته هاى بعضى از دانشمندان بزرگ شيعه و كسانى كه سالها با نهج البلاغه آشنا بوده و انس گرفته اند، را نقل خواهيم كرد.
همچنين از افكار انديشمندان برخى از علماى اهل سنت ، و گواهى ارزنده دانشمندان مسيحى كه فريفته گفته هاى آن بزرگ مرد عالم انسانيت شده اند بهره مند خواهيم شد.بخش دوم : فصاحت و بلاغت نهج البلاغه 
فصاحت يعنى درست سخن گفتن و با كلماتى صحيح و زيبا مطلب را بيان نمودن ، و از اينرو قرآن كريم فصيح ترين كلام است كه معانى را در الفاظى كوتاه و زيبا بيان نموده است و همين خود يكى از جهات اعجاز قرآن به شمار مى آيد، يعنى ديگران از اينكه همانند آن سخن بگويند عاجز و ناتوانند خداوند متعالى مى فرمايد: قل لئن اجتمعت الانس و الجن على ان ياتوا بمثل هذا القران لا ياتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهيرا (3) (اى پيامبر) بگو اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند (هرگز) مانند آن را نتوانند آورد هر چند بعضى پشتيبان بعضى ديگر باشند.
و بلاغت يعنى سخن درست گفتن و كلام فصيح (درست و زيبا) را در جاى مناسب خود به كار بردن .
فصحا و ادباى تمام ملل و اديان به فصاحت و بلاغت نهج البلاغه اعتراف و اذعان دارند و ما در اينجا به عنوان نمونه به كلمات برخى از آنان اشاره مى نمائيم :
1 - گردآورنده نهج البلاغه سيد رضى قدس سره كه خود از قهرمانان ميدان فصاحت و بلاغت بوده و گوى سبقت را از بسيارى از فصحا و بلغاى عرب برده ، و ساليان درازى از عمر شريف خود را صرف جمع آورى گفته هاى آن حضرت كرده است ، در مقدمه نهج البلاغه مى گويد: ... امير المومنين عليه السلام سرچشمه فصاحت و منشا بلاغت و زادگاه آن است ، و از او اسرار بلاغت آشكار گشت و از وى قوانين و دستورات آن گرفته شد، هر خطيب توانايى بر شيوه او راه يافت و به گفتار او يارى جست و با اين حال او در ميدان پيش رفت و يكه تاز ميدان بوده ، و ديگران فرو ماندند ... زيرا در كلام او نشانه هايى از علم خدا، و عطر و بويى از سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله مى باشد.
همچنين بعد از خطبه (16) مى گويد: در اين سخن كه از نزديكترين سخنان به حقيقت فصاحت است لطايفى نهفته شده كه هيچ يك از سخن سنجان به پاى آن نمى رسد و بيش از آنچه كه ما از آن به شگفتى فرو مى رويم ، شگفتى از آن به تعجب مى آيد!!! به علاوه در آن ريزه كاريهايى از فصاحت است كه نه زبان قادر به شرح آن است و نه هيچ انسانى مى تواند به عمق آن برسد و نه آنچه را من مى گويم ، جز آنان كه در فصاحت پيشگام و ريشه دارند و مى توانند درك كنند (آرى ) و ما يعقلها الا العالمون : جز دانشمندان آن را درك نمى كنند. (4)
2 - عزالدين عبدالحميد بن ابى الحديد معتزلى كه از دانشمندان معروف اهل سنت در قرن هفتم هجرى است و يكى از شارحان معروف نهج البلاغه مى باشد - و كتاب شرح نهج البلاغه خود را در 20 جلد نگاشته و بگفته خودش تاليف آن چهار سال و هشت ماه (درست به اندازه دوران زمامدارى و خلافت ظاهرى حضرت على عليه السلام ) به طول انجاميده است - او در همين كتاب ، بارها در برابر فصاحت و بل