رآن پايين آمد و پيغمبر دستور يافت تا كسى را به مكه اعزام و مفاد آيات را با يك فرمان چهار ماده اى به اطلاع عموم برساند:

قرآن مى گويد:

1.'بيزارى خدا است و پيغمبر او از آن كسان از مشركان كه با ايشان پيمان بسته ايد.'

2.'در اين سرزمين بگرديد و بدانيد كه از خدا فرار كردن نتوانيد كه خدا خواركننده كافران است.'

3.'اعلام خدا است و پيغمبر او در روز حج، كه خدا و پيغمبر او نيز از مشركان بيزار است. بنابراين اگر توبه كنيد براى شما بهتر است و اگر روى بگردانيد بدانيد كه از خدا فرار كردن نتوانيد و كسانى را كه كفر مى ورزند به عذابى دردناك بشارت بده.'

4.'مگر آن كسان از مشركان كه با ايشان پيمان بسته ايد و چيزى از پيمان را كوتاه نيامده و با كسى بر ضد شما هم پشتى نكرده اند، براى آنها پيمان را تا مدتشان كامل كنيد كه خدا پرهيزكاران را دوست دارد.'

5.'و چون ماههاى حرام به سر رسيد "رجب، شعبان، رمضان و محرم" مشركان را هر كجا يافتيد بكشيد و اسيرشان كنيد و براى ايشان در هر كمينگاه بنشينيد. اگر توبه آوردند و نماز به پا داشته و زكات دادند راهشان را آزاد كنيد كه خدا آمرزنده و رحيم است.

فرمان به قرار ذيل بود:

1- براى مشركان عريان به دور كعبه گرديدن قدغن است.

2- بت پرستان حق ندارند به مكانهاى پاك و مقدّس وارد شوند.

3- بت پرستان حق ندارند در روز حج اكبر در مراسم شركت كنند.

4- آنها كه پيمان صلح را به پايان نبرده اند و قول و تعهد خود را نشكسته اند، جان و مال آنها تا پايان قرارداد محفوظ است.

پيغمبر "ص" سراغ ابوبكر گرفت و آيات قرآن را پيوست با فرمان به او داد تا به اطلاع مشركان مكه برساند. او با همراهى چهل مرد عازم مكه شد. سپس جبرئيل فرشته ى وحى نازل شد و به پيغمبر گفت: 'اى محمد تو خودت يا كسى از نزديكترين كسان فاميلت اين مأموريت را بايستى انجام دهيد.'

قرآن مى گويد: 'رفيق و مصاحب شما "منظور حضرت پيغمبر است كه فرشته پر قوت بدو تعليم داده است" نه گمراه شده و نه به باطل گرويده است، نه از روى هوس سخن مى گويد، اين نيست مگر وحى كه به او مى شود.'

پيغمبر اكرم "ص" حضرت على "ع" را احضار نمود و دستور داد پيش از اينكه ابوبكر به مكه برسد كار را از او تحويل گرفته و خودش در روز حج اكبر فرمان خدا را به اطلاع مردم برساند. اين مأموريت به دست امام على به خوبى انجام گرفت. در جايى كه خانه هاى بسيارى يك يا دو نفر را با شمشير على از دست داده بودند.

گروههاى بسيارى از مشركين به وسيله ى اين اظهاريه به خداشناسى هدايت شدند به طورى كه تا سال دهم هجرى بت پرستى در عربستان ريشه كن شد. ارزش بردبارى 
لا عِزَّ كَالْحِلْمِ.(213)
هيچ عزت و سربلنديى همچون حلم و بردبارى ، نيست .
پوشاننده عيوب 
الْحـِلْمُ غـِطـَاءٌ سـَاتـِرٌ، وَالْعـَقـْلُ عـُسـَامٌ قـَاطـِعٌ. فـَاسـْتـُرْ خـَلَلَ خـُلُقـِكَ بـِحِلْمِكَ وَ قَاتِلْ هَوَاكَ بِعَقْلِكَ.(214)
حـلم پـرده اى است پوشنده و عقل شمشيرى است برنده ، بنابراين ، عيوب اخلاقى ات را با حلمت بپوشان ، و هوس هاى سركشت را با عقلت بكش .
نقش ارزنده حلم 
مَنْ حَلُمَ... عاشَ فِى النّاسِ حَميداً.(215)
آن كه حلم ورزد در ميان مردم با ستايش [و خوشنامى ] مى زيد.
بردبارى در برابر سبك مغزان
وَ بِالْحِلْمِ عَنِ السَّفِيهِ تَكْثُرُ الاَْنْصارُ عَلَيْهِ.(216)
نخستين عوضِ بُردبار از بردبارى خود، آن بود كه مردم در برابر نادان يار او بوند.
محصول بردبارى و متانت
الْحِلْمُ وَالاَْنَاةُ تَوْاءَمَانِ يُنْتِجُهُما عُلُوُّ الْهِمَّةِ.(217)
بردبارى و متانت ، فرزندان دوقلويى هستند كه از همت بلند زاده شده اند.
خويشتن دارى به هنگام خشم 
وَاحْلُمْ عِنْدَ الْغَضَبِ.(218)
هنگام خشم ، خويشتن دار باش .
شرط رياست 
اَلْحِلْمُ رَاءْسُ الرِّياسَةِ.(219)
بردبارى سر[لوحه ] رياست است .آخرين سفر پيغمبر گرامى به مكّه "حجةالوداع"

در اسلام حج يك آيين مذهبى و دسته جمعى است كه به منظور ايجاد وحدت توسط مسلمانها انجام مى گيرد و اين كنگره اسلامى در تقويت مناسبات و روابط مسلمانها مؤثر است تا با همكارى و كمك به يكديگر بر مشكلات غالب گرديده، روابط سياسى اقتصادى خود را بهبود بخشند، اما متأسفانه امروزه مسلمانها نتيجه اى را كه شارع مقدّس در نظر داشته به دست نمى آورند و آن به واسطه ى غفلت بعضى از رؤساى كشورهاى اسلامى است. به هر حال طبق فرمان پيغمبر به تمام قبائل عرب اطلاع داده شد چنانچه مايلند در حضور پيغمبر در آيين حج شركت كنند بايستى در مدينه جمع بشوند.

آن يك مسافرت آموزشى بود نه نظامى و نه سياسى اقتصادى. پيغمبر وقتى به عرفات وارد شد "مكان مقدّسى است در مكه" نطق قابل توجه خود را ايراد فرمود.

اينجانب در نظر گرفتم تا فرازى چند از آن سخنرانى را براى خوانندگان ارائه دهم زيرا آن اشارت دارد بر مقدارى حقوق و امتيازات مردم نسبت به يكديگر كه هنوز هم بعد از چهارده قرن نو و تازه است.

پيغمبر فرمود: 'اى مردم به من گوش فرا دهيد. شما هرگز دوباره مرا در اينجا نخواهيد ديد، مبادا به حقوق ديگران تجاوز كنيد، شما بايستى رعايت جان و مال مردم را بنماييد. شما نبايستى كسى را براى انتقام و دشمنى تعقيب نماييد، كشتار و غارت كه قبل از اسلام اغلب جاها اتفاق مى افتاد بايستى براى هميشه فراموش شود. براى شما مهم است كه بدانيد رباخوارى در اسلام يك سود غيرقانونى است و ثروتهايى كه از اين راه به دست آمده بايستى به صاحبانش پس داده شود، البته رباخوار در روز رستاخيز سخت تنبيه خواهد شد.'

سپس او اضافه كرد: 'در نظر داشته باشيد كه شوهران را حق ويژه اى است بر زنانشان كه بايستى توسط بانوان مورد ملاحظه قرار گيرد و شوهران بايستى با زنانشان به مهربانى رفتار كنند. زنان امانات الهى نزد شوهران مى باشند و بايستى با ايشان با عدالت رفتار شود و نسبت به زنانتان خوش قول باشيد، شما مردان نيز بر زنانتان حقوقى داريد. آنها نبايستى بدون اجازه شما كسى را در خانه پذيرايى كنند و زنان در غياب شوهران نبايستى مرتكب هيچ گناهى گردند.

شما مردان "شوهران" بايستى وسايل سلامت و آسايش آنها را "زنانتان را" چنانچه از راه خطا و گمراهى بازگشتند فراهم كنيد. بدين وسيله به اطلاع مى رسانم كه تمام عادتهاى عجيب و مضحك و عقايد زمان جاهليت "زمان قبل از اسلام" را لغو و اكنون نادرستى و غيرقانونى بودن آنها را به آگاهى مى رسانم.'

بالاخره آيين حج پايان يافت و مسلمانان تشريفات آن را جزبه جز در حضور پيغمبر ياد گرفتند و بر آن شدند تا به مدينه مراجعت نمايند. داستان غدير خم

حضرت پيغمبر در راه برگشت به مدينه به جايى كه غديرخم ناميده مى شد رسيد. همان جايى كه قبايل عرب از هم جدا مى شدند تا به منازل خود رهسپار گردند.

در اينجا يك آيه ى قرآن از آسمان نازل گشت: 'اى پيغمبر، آنچه كه از پروردگارت به تو نازل شده "به خلق" برسان، اگر نكنى پيغام او را نرسانده اى، خدا تو را از شرّ مردم، حفظ مى كند كه خدا گروه كافران را هدايت نمى كند.' "سوره ى 5، آيه ى 66"

از معناى آيه چنين استفاد