ند.'

'در نتيجه نسل جديد بتواند آنچه كه ميان صفحات كتب تاريخ تاريك و مبهم است، روشن سازد و سپس خطمشى و رفتار امام على آن مثل اعلاى انسانيت و فرزندان گرامى و پيروانش را پيروى نمايد.'

'به عقيده ى من لازم است كه اين وظيفه را دانشمندان اسلامى انجام دهند و كتاب شما، الغدير از آن كتابهايى است كه عميقاً احكام تاريك و مبهم نويسندگان بى توجه سابق را روشن كرده است. جاى تأسّف بسيار است كه تعدادى از تاريخ نويسان قديم حقايق تاريخى را واژگون كرده و بدين وسيله آنها جوانان معاصر را در ارتباط با اين حقايق به گمراهى كشانده اند.'

'نسل جديد بايستى بدانند كه پيغمبر گرامى اسلام، حضرت على "ع" را به عنوان جانشين و اجرا كننده وصيت نامه خود به طور واضح معرفى كرده است اما اصحاب آن را فراموش كرده و نظرات پيغمبر را رعايت ننمودند و هر آينه به فرمانش تن در داده بودند. سرنوشت مسلمانان غير از آنچه كه حالا است رقم زده مى شد و مسلمانان هرگز گرفتار اختلاف عقيده نمى شدند، يگانگى و وحدت نظر آنها چون يك سپر، آنها را در مقابل مصائب و مشكلات حفظ مى كرد.'

'كدام داستانى دلپذيرتر از شرح زندگى مردى كه براى خدا و براى برپا داشتن دين خدا زندگى كرد و كسى كه بيشترين كوشش جهت راهنمايى مردم به راه راست به عمل آورد و براى راهنمايى اولياى امور "خلفا" مخلصانه دريغ نفرمود.'

'محمّد آن مربّى بزرگ بشر چنان جانشينانى مى خواست كه داراى كفايت و قدرت ادراك و صاحب جرأت و كاردانى باشند، چنان مردانى كه قادر باشند "با روح خودشان" حد وسط بين دنيادارى و ديندارى را پيدا كنند و با همان خوش خوئى كه پيغمبر "ص" داشت، آنها هم بايستى مردم را همچون قرآن به راه راست هدايت كنند و رفتارشان بايستى چون يك مصلح باشد. وصى پيغمبر بايد مردى باشد كه خدا و درستى و حقانيّت در مقام قضاوت را فراموش نكند و قدمهايش از راه راست در برابر خويش و بيگانه و در زمان شكست يا غلبه سست نگردد و كسى كه قادر باشد تا مطابق عقل و خرد و درستى و صداقت نسبت به رعايا تصميم بگيرد و از هواى نفس و آرزو دورى كند.'

'اما متأسفانه بايستى گفته شود كه اعراب تنها فرصت تاريخى را از دست دادند و كارى كردند كه برخلاف خواست پيغمبر بود و بدين وسيله تلفات و ضايعات اسلام بيش از آنچه كه بتوان وصف كرد بزرگ شد.'

'اسلام در آغاز رشد و نمو با منازعه و دعوا تمام نيروى خلاقه اش را از دست داد و هر آينه آنها با هم منازعه و كشمكش نمى كردند تمام جهان را در نيم قرن اول قتح مى كردند. در حال حاضر لازم است دانشمندان اسلامى از حقايق تاريخى پرده بردارند و علل وقايع را شرح دهند و بعد از اينكه به يك نتيجه معقول رسيدند، به مسلمانان بى خبر كردار، رفتار و گفتار امام على "ع" آن بهترين نمونه انسانيت را نشان دهند، آنها بايستى به طور صحيح زندگى و حكومت جانشين و پسر عموى پيغمبر را منتشر سازند.'

'صفات انسانى و اخلاقى او بايستى منتشر شود زيرا او نمونه اعلاى دين اسلام بود. خداوند به او علم و تفسير قوانين دينى و فصاحت و بلاغت تفويض نموده و در حقيقت شمشير پيغمبر "ص" بود بر عليه دشمنانش او مردى با عزم و اراده بود كه ثبات و پايدارى او هرگز با حرص و تهديد متزلزل نمى گشت.'

'امامى كه دوستى او بر ما فرض است، چنانكه قرآن مى گويد: ""خطاب به پيغمبر" بگو من از شما پاداشى براى رسالت خود درخواست نمى كنم جز دوستى و محبت نسبت به نزديكانم و خداوند او و فرزندان عزيزش را از هر گناهى پاك نگاه داشته "آنها معصوم هستند"."'

'امروزه دنياى اسلام سخت محتاج است به دانستن صفات مشخصه ى اين شخص برجسته تا چون راهنمايى سرمشق گرفته شود و مسلمانان بايستى بدانند كه صفات بى نظير و خصوصيات معنوى امام على "ع" بهترين انگيزه اى است براى جوانان تا از سختيها و فسادها جلوگيرى كنند.'

'وظيفه ى دانشمندان اسلامى است كه از نويسنده ى الغدير پيروى كرده به پا خيزند و عملِ بدِ تاريخ نويسان پيشين را جبران نمايند و زندگى با شكوه جانشين گرايى پيغمبر را مدلل سازند.'

اينجانب نويسنده كوشش كرده ام تا گوشه اى از زندگى پربركت آن حضرت را ضمن بيان مقدارى صفات انسانى و اخلاقى و رفتار و گفتار آن اعجوبه ى تاريخ كه در گسترش عدل و درستى و صداقت در جامعه تأثير بسزايى دارد شرح دهم تا چون راهنمايى براى مسلمانان سرمشق و نمونه باشد.خلافت ابوبكر

ابوبكر از اصحاب بزرگ پيغمبر و در شب مهاجرت در غار محرمِ راز او بود. او به طريقى كه جلوتر گفته شد، كار را در دست خود گرفت اما تعدادى از اصحاب مهم پيغمبر در حدود نه نفر به كار او تعرّض كردند اما او به آنها توجهى نكرد. [ [

الف- امام فخر رازى در كتاب تفسيرش،

ب- جلال الدين سيوطى، در كتاب تاريخ خلفا،

ج- ابن ابى الحديد، در كتاب شرح نهج البلاغه،

د- طبرى، در كتاب تاريخ اسلام،

ه- محمد خاوند شاه، در كتاب روضة الصفا،

و- ابن عبد البر، در كتاب استيعاب،

ز- مسلم و بخارى و عسقلانى و بلاذرى در كتابهايشان اين روايت را نقل كرده اند. ] ]

روز بعد نوزده نفر در مسجد به او اعتراض كردند و او از پيغمبر مدركى نداشت تا به آن تكيه كند. [ [

الف- امام فخر رازى در كتاب تفسيرش،

ب- جلال الدين سيوطى، در كتاب تاريخ خلفا،

ج- ابن ابى الحديد، در كتاب شرح نهج البلاغه،

د- طبرى، در كتاب تاريخ اسلام،

ه- محمد خاوند شاه، در كتاب روضة الصفا،

و- ابن عبد البر، در كتاب استيعاب،

ز- مسلم و بخارى و عسقلانى و بلاذرى در كتابهايشان اين روايت را نقل كرده اند. ] ] بايد دانست كه در زمان ابوبكر حكم توقيف مال حضرت فاطمه "سلام خدا بر او"، دختر پاك و منزه پيغمبر، صادر شد و او را از مالكيت "فدك" محروم كردند. موقعى كه آيه اى از قرآن اين چنين نازل شد.

قران مى گويد: 'هرچه خدا از مردم اين دهكده ها "دهكده هايى كه اسبى و شترى بر آنها تاخته نشده يعنى با جنگ تصرّف نشده، موضوع آيه قبل از اين آيه" عايد پيغمبر خويش كرده، خاص خدا و پيغمبر و خويشاوندان او، يتيمان و مساكين و به راه ماندگان است تا ميان توانگران شما دست به دست نگردد... سپس پيغمبر "ص" سراغ حضرت فاطمه گرفت و آن مزرعه را به او بخشيد.' [ [
الف- احمد ثعلبى، در كتاب كشف البيان،

ب- جلال الدين سيوطى، در كتاب تفسير، جلد چهارم،

ج- ابن كثير عمادالدين اسماعيل، در كتاب تاريخ،

د- شيخ سليمان بلخى، در كتاب ينابيع الموده،

ه- حاكم ابو القاسم حسكانى، در كتاب تاريخ،

و- حافظ ابن مردويه، در كتاب تفسيرش،

ز- مولا على متقى، در كتاب كنز العامل. ] ]

خلافت ابوبكر دو سال و چهار ماه طول كشيد و در روزگار او سوريه به دست مسلمانان گشوده شد. خلافت عمر بن خطاب

عمربن خطاب طبق آخرين وصيت ابوبكر لباس خلافت بر تن كرد. او مردى سخت گير بود و به دقت تنبيهات دينى را اجرا مى كرد و بر امور مملكت او شخصاً با دقت خاصى نظارت داشت. هيچ كدام از كاركنان دولت جرأت آن را نداشتند كه در سر كار خود غيرقانونى استفاده نموده و يا در اموال عمومى دستبرد بزنند زيرا او در هزينه كردن خزانه ى ملى بسيار دقيق و سخت گير بود. د