ابق بود، به طورى كه خليفه ى دوم عمر اغلب مى گفت: 'هر آينه على نبود من گمراه شده بودم.' [ [
الف- قاضى فضل الله ابن روزبهان، در كتاب ابطال الباطل،

ب- ابن حجر عسقلانى، در كتاب التهذيب، صفحه ى 337، چاپ دكن حيدرآباد،

ج- ابن حجر، در كتاب اسابه، جلد دوم، صفحه ى 509، چاپ مصر،

د- حاج احمد افندى، در كتاب هدايت المرتاب، صفحات 146 و 152،

ه- امام احمد حنبل، در كتابهاى مسند و فضائل،

و- حافظ ابو نعيم اصفهانى، در كتاب حلية الاولياء. ] ]

زمانى كه از او پرسيده شد كه كدام عدد بر اعداد بين يك و ده قابل تقسيم است، او فوراً جواب داد: تعداد روزهاى سال را در روزهاى هفته ضرب كنيد، حاصل ضرب شماره ى مطلوب است: 2520=7360.

دفعه ى ديگر سه نفر آمدند و گفتند تعداد هفده نفر شتر بايستى به اين طريق ميان ما سه نفر تقسيم گردد كه نصف آن به يكى و ثلث آن "يك سوم" به ديگرى و يك نهم شترها به نفر سومى تقسيم شود. چگونه شترها را زنده ميان خودمان تقسيم كنيم؟

امام على يكى از شترهاى خودش را به شتر آنها اضافه كرد و فرمود: حالا نصف شترها كه نه نفر است و يك سوم آنها كه شش نفر است و يك نهم شترها كه دو نفر است بين خود تقسيم نماييد "17=2+6+9". سپس شتر خودش را پس گرفت.

البته آن در حقيقت يك شاهكار علمى بود اما دانش الهيات به او اهميت بيشترى داده است، زيرا دانش مبنى بر توحيد، با اخلاق و پرهيزكارى به هم پيوسته است و به نداى وجدان متأثر شده و در نتيجه وعده و اميدوارى صلح و آرامش مى دهد آن علم نه مخرّب است و نه خانه برانداز زيرا اساس آن بر روى ماديات بنا نشده است.

البته اسلام اينگونه آموزش و پرورش "آموزش و پرورشى كه براى روشن كردن فكر باشد نه براى مقاصد مادى" را پيشنهاد مى نمايد و در وهله ى اول انسان از صفات زشت پاك مى شود و سپس به او علم و حكمت آموخته شده تا به نوع بشر خوبى كند.

قرآن مى گويد: 'اوست كه ميان بدويان "مردم بى سواد و عامى" پيغمبرى از خودشان فرستاد كه اول آيه هاى وى بر ايشان بخواند و پاكشان كند و سپس كتاب و حكمت به آنها آموزد و اگرچه از پيش در گمراهى آشكار بوده اند "سوره ى جمعه، آيه ى 2".'

اخيراً از آمريكا خبر مى رسد كه چند تن از دانش آموزان 14 و 15 ساله با تفنگ به همشاگرديهاى خود در كلاس درس حمله ور شده و تعدادى را كشته اند و دادستان از كشيش محل خواسته است تا براى اصلاح وضع موجود چاره اى بيانديشد زيرا مقامات دولتى نمى توانند جلو آن را بگيرند.

اگرچه به علت شيوع بيش از حدّ فحشا و ميخوارگى و آزادىِ بى بندوبار ميان مردم،اصلاح اين وضع دير شده است اما دير باشد به از اين كه هيچ نباشد.

به منظور تخفيف يافتن چنين اعمال شرارت آميز ميان نوجوانان اولاً مربيان آموزش و پرورش لازم است انديشه ها و فرهنگ اديان الهى را از لحاظ قيود اخلاقى و صفات انسانى در برنامه ى مدارس داخل كنند و ثانياً فيلم سازان و مديران روزنامه ها بايستى در ساختن فيلمهاى مهيّجِ شهوت و نوشتن داستانهاى انحرافى تجديد نظر نمايند.

زيرا تلويزيون و مجلات در حقيقت مربيان جامعه هستند و نقش مهمى در آموزش و پرورش مردم بازى مى كنند.

همان طور كه اروپا در اثناى جنگهاى صليبى از تمدن اسلام بهره كافى برد، دنياى غرب در حال حاضر چاره اى ندارد تا با مراكز روحانى جهان در تماس بوده و چاره ى آن را جويا شود.

در حال حاضر آغاز كار تبادل نظر بين تمدنهاست، به جرأت مى توان گفت كه گفتار و كردار امام على "ع" بهترين راهنما براى گسترش عدالت و آرامش در جهان مى باشد.

اينجانب تعدادى از كلمات علمى و موجز امام على را تقديم مى كنم تا همه او را بهتر شناخته و به پيروى از آن حضرت رغبت نمايند.

1- امام على فرمود: 'هر كس كه متصدى امور مردم باشد و آن را ضايع گذارد، خداوند او را ضايع خواهد كرد.'

2- 'بدترين مردم، كاسب و پيشه ور خائن و متقلّب است.'

3- 'فقر مرگى است بزرگتر و كمى اولاد آسايش است. نيمى از زندگى اقتصاد و ميانه روى است و كسى كه بر اقتصادش نظارت كند، دچار فقر نخواهد شد.'

4- از پر خورى بپرهيزيد زيرا موجب امراض و ناخوشى مى گردد.'

5- 'سستى و اظهار ناتوانى براى ملت مصيبت است و در برابر درد و رنج صبر كردن و بر عليه مشكلات مبارزه كردن جرأت و شهامت است.'

6- 'از شهوات پست و زشت خود را پاك كنيد تا نزد خدا به درجات عالى برسيد.'

7- 'تساوى با يكديگر را حفظ كنيد و آتش اختلاف را با يكديگر دامن نزنيد زيرا قلبها هميشه آمادگى دارند تا اختلاف كنند.'

8- 'مردم را از روى ميل بپذيريد، با خوشرويى و اطمينان با آنان برخورد كنيد و نسبت به آنها متواضع باشيد.'

9- 'نادانى با شش خصلت شناخته مى شود "آشكار مى گردد":

1" خشم بدون تقوى و پرهيزكارى "انسان پرهيزكار خشم خود را فرو مى خورد"
2" سخن بيهوده گفتن
3" بى جا بخشش نمودن
4" نتواند با دوست از دشمن صحبت كند.
5" اسرار را فاش كردن
6" به همه كس اطمينان داشتن

10- 'مزد كارگر را قبل از اينكه عرقش بخشكد بپردازيد.'

11- 'بزرگترين گناه، ظلم و تعدّى است.'

12- 'بالاترين فضيلت انسان دورى كردن از آزار و اذيت مردم و با آنها به مهربانى رفتار كردن است.'

13- 'كسى كه به روز جزا ايمان دارد، به مال دنيا حرص نمى ورزد.'

14- 'هر چيزى مى تواند عوض شود جز عادت.'

15- 'كسى كه تنبلى كند حقوق شخصى و اجتماعى خود را از دست خواهد داد.'

16- 'دين با بوالهوسى موافق نيست و بوالهوسى دشمن مسلّط بر عقل و خرد است.'

17- 'از امام على پرسيده شد، نيكويى در چيست؟ او فرمود: نيكويى كثرت مال و اولاد نيست، بلكه زيادى علم است.'

18- 'بى عدالتى قضات "داوران دادگاهها" ننگين ترين رفتار است.'

19- 'بالاترين شفقت و دلسوزى برابر بودن با شرايط و ثروت برادران است.'

20- 'كجايند ديكتاتورها و فرزندان ديكتاتورها؟'

21- 'مال و ثروت سرچشمه ى همه ى گناهان است.'

22- كسى كه تو را از گناه برحذر مى دارد، مثل كسى است كه به تو نويد مى دهد.'

23- 'كسى كه پيشواى مردم مى گردد بايستى خودش را تعليم و آموزش دهد بعد سايرين را، تعليم و تدريس او بايستى با عمل باشد نه با زبان، كسى كه آموزش مى دهد و به خودش دستور مى دهد شايسته ترين كس براى احترام است از كسان ديگرى كه آموزش مى دهند و مردم را امر مى نمايند.'

24- 'هيچ ثروتى سودمندتر از عقل و خرد نيست.'

25- 'هيچ تنهايى غم انگيزتر از تكبر و جاه فروشى نيست.'

26- 'هيچ فهم و ادراكى به خوبى كاردانى و سليقه نيست.'

27- 'هيچ بزرگمنشى چون پرهيزكارى و دورى از گناه نيست.' يا مطابق روايت ديگرى: 'هيچ جرأت و شهامتى چون دورى از گناه نيست.'

28- 'هيچ مهربانى مثل خوش خلقى نيست.'

29- 'هيچ ارثى چون ادب نيست.'

30- 'هيچ راهنمايى جز لطف خدا و بهره اى چون عاقبت به خيرى نيست.'

31- 'هيچ تجارتى مثل نيكوكارى نيست.'

32- 'هيچ سودى چون پاداش الهى نيست.'

33- 'هيچ تقوايى مثل كراهت از چيزهاى مشكوك نيست.'

34- 'هيچ دانشى مثل تفكر و انديشه نيست.'

35- 'هيچ عبادتى چون انجام احكام دينى نيست.'

36- 'هيچ عقيده اى مثل حيا و شكيبايى نيست.'

37- 'هيچ آقايى و بزرگى چون فروتنى نيست.'

38- 'هيچ افتخارى چون دانش نيست و هيچ مددكارى مثل مشورت با دوستان دانا نيست.'

39- 'ا