زش هر مرد به قدر خوبى اوست.'

40- 'دانش را از هر كجا كه ممكن است فرا گيريد.'

41- 'هر چيز حساب كردنى "ماديات" از ميان مى رود و هر چه را انتظار مى كَشى سرانجام مى رسد.'

42- 'زن چون عقرب است، اما نيش او شيرين و عزيز است.'

43- زبان چون حيوان درنده خوى و وحشى است، هرگاه از بند آزاد شود.'

44- 'زمان مرگ نزديك است و دوستى با رفقا كوتاه.'

45- 'پرهيز از گناه آسانتر از بعداً توبه كردن است.'

46- 'هر كس كه در پى ثروت است، همه چيز را انكار مى كند و هر كس كه فقط به فكر و عقيده ى خود عمل مى كند، خود را به هلاكت مى اندازد. وقتى كه او با ديگران مشورت مى كند، در فهم و ادراك آنها سهيم شده است.'

47- 'نزد من عقيده و فكر يك مرد با تجربه تحسين برانگيزتر از يك جوان زبردست و ماهر است.'

48- 'من خدا را با تغيير تصميمات و شكستن اراده ها و حل شدن مشكلات به خودى خود شناختم "يك قدرت غيرطبيعى در بالا بر امور ما نظارت دارد".'

49- 'مبادا نعمتهاى خدا را رها كنيد "قدر نشناسيد" زيرا هر چيز كه شما ناديده بگيريد دوباره برنمى گردد.'

50- 'آن مايه ى تعجب من است كه چگونه بخيل به سوى فقر مى شتابد در حالى كه از فقر دورى مى كند "با امساك، از فقر فرار مى كند وليكن مثل فقرا بسر مى برد" و ثروتى كه جوياى آن است از دست مى دهد. او مثل فقرا در اين دنيا زندگى مى كند و مثل ثروتمندان در قيامت بازخواست خواهد شد و همچنين متحيرم از مرد خودپسند و خودرأى كه ديروز چون قطره ى گنديده آب منى بود و فردا لاشه اى متعفن خواهد شد و باز متحيرم از مردى كه شك مى كند در وجود خدا، در صورتى كه او بر مخلوقاتش نظاره مى كند و باز مايه ى تعجب من است كه انسان مى بيند هر كسى به راهى مى رود كه همه مى روند "مى ميرند" اما مرگ خودش را فراموش مى كند و تعجب مى كنم از كسى كه دنياى بعد را انكار مى كند، در صورتى كه دنياى اول را ديده است و باز تعجب من از كسى است كه در اين دنياى زودگذر سرگرم زياد كردن ثروت است و غافل از دنياى جاودان آينده است.'

51- 'در طول مدت پاييز خود را از سرما حفظ كنيد و در آخر زمستان از سرما خوب استقبال كنيد زيرا همان طور كه در اوّل، سرما بر روى تنه ى درختان اثر مى گذارد در پايان سرما "بهار" به درختان شادابى مى بخشد "بر روى بدن انسان هم همانگونه اثر مى گذارد".'

52- 'من طورى اسلام را توضيح مى دهم كه كس ديگرى قبلاً توضيح نداده باشد. اسلام همان تسليم است و تسليم ثبات و استوارى در دين است و ثبات در دين عقيده خود را آشكار كردن است و اظهار به ديندارى، انجام تعهد و پيمان با خداست و انجام تعهد همان "عمل" است.'

53- 'از دست دادن فرصت سبب غم و اندوه است.'

54- 'هر كس در زندگى ميانه روى كند هرگز فقير نمى شود.'

55- 'وقتى كه خدا در نظر بگيرد يكى را خوار و ذليل كند، او را از دانش و علم دريغ مى دارد "توفيق كسب دانش به او نمى دهد".'

56- 'مردم دشمن نادانى خود هستند "چون نادان هستند همه چيز را انكار مى كنند".'

57- 'كسى كه چند عقيده و نظريه را فرا مى گيرد "بر اثر مشورت با ديگران" جاهاى فريب و تقلب را درك مى كند "محلهاى نادرستى و غلط را مى شناسد".'

58- 'بدكار و شرير را با نيكى كردنِ به نيكوكار تنبيه كنيد.'

59- 'لجاجت تدبير و رأى را باطل مى كند.'

60- 'نتيجه ى سهل انگارى تأسف است و نتيجه ى دورانديشى و احتياط سلامت و ايمنى است.'

61- 'هر آيينه دو دعوت مختلف به عمل آيد يكى از آنها گمراهى است.'

62- 'وقتى كه حق به من معرفى شد، من درباره ى آن شك نكردم.'

63- 'هر كس از حق پا را فراتر گذاشت به هلاكت مى افتد.'

64- 'اگر صبر و شكيبايى به كسى تسكين و آرامش ندهد، بى صبرى او را خواهد كشت.'

65- 'اى فرزند آدم، آنچه كه تو بيش از لزوم به دست آورى، تو فقط براى وارث نگه دارى مى كنى.'

66- 'هر ظرفى با آنچه كه در آن قرار مى دهى پر مى شود، جز ظرف دانش كه وسعت مى گيرد.'

67- 'هر درختى كه تنه ى آن صاف است، شاخه هاى زخيمى دارد.'

68- 'حسادت يك دوست حاكى از عدم حقيقت اوست.'

69- 'آن عدالت نيست كه به واسطه ى احتمالات حكم داده شود.'

70- 'ظلم بر مردم بدترين زاد و توشه روز داورى است.'

71- 'بهترين عمل يك فرد كريم آن است كه هر چه مى داند ناديده بگيرد "عيب و نقص مردم را پنهان دارد".'

72- 'نتيجه ى سكوتِ زياد هيبت است، عدالت پيوستگى ها و ارتباطات را زياد مى كند، سخاوت و بخشش منزلت و احترام را بالا مى برد، وفور نعمت، با فروتنى و با مقاومت با سختيها، سيادت و بزرگى حاصل مى شود، مخالفِ با رفتار خوب از قدرت مى افتد و صبر و تحمل بر يك مرد احمق، دوستان زياد مى شوند.'

73- 'كميل بن زياد از اصحاب خاص حضرت امام على "ع" بود. او مى گويد: "روزى حضرت امام مرا به خارج از شهر برد و پس از اينكه آه عميقى كشيد فرمود: اى كميل، قلبها ظرف دانش هستند و بهترين آنها قلبهايى هستند كه خوب محتواى خود را حفظ كنند. بنابراين به آنچه من مى گويم دقت كن:

مردم بر سه دسته هستند: يكى آنكه عالم ربانى است "دانشمندى كه خداى بزرگ علم را بر او الهام مى كند" كه آزاد از شهوانيت و ماديات هستند و پس از آن جستجوكنندگان علم هستند كه در راه رستگارى و نجات قدم مى زنند. سپس مردم معمولى هستند كه دنبال هر دعوت كننده اى مى دوند و در مسير هر صدايى قرار مى گيرند. آنها نور دانش را جويا نيستند و هيچ حمايت قابل اعتمادى را كسب نمى كنند.

اى كميل! بدان كه دانش مسلماً بر ثروت ترجيح دارد، تو به وسيله ى علم نگهدارى مى شوى، در صورتى كه تو مجبورى از مال و ثروت پاسدارى كنى، ثروت با خرج كردن كم مى شود و علم با صرف كردن زياد مى شود و كسى كه در خانواده ى ثروتمند رشد مى كند، وقتى كه ثروت تمام شود او نمى تواند سختيها را تحمل كند.

اى كميل! تحصيل دانش يكى از پايه هاى دين است و دين بر مدار دانش مى چرخد. يك انسان دانشمند، با آگاهى در راه دين قدم مى گذارد و با آن در تمام عمر و بعد از مرگش نيز كسب شهرت مى كند، دانش حكمفرمايى مى كند و به ثروت فرمان داده مى شود.

اى كميل! ثروتمندان اگر چه روزگار درازى عمر كنند خواهند مرد ولى دانشمندان تا زمانى كه دنيا برپا است باقى مى مانند. بدنهاى آنها خاك مى شود وليكن شخصيت آنها براى هميشه در دلها قرار مى گيرد".

سپس حضرت به سينه اش اشاره كرد و فرمود ": اين جا مملوّ از دانش است و اى كاش مى توانستم كسى پيدا كنم كه آن را حمل كند "تحمل فراگرفتن آن را داشته باشد". آرى من آن كس را به دست آوردم، ولى من نمى توانم به او اعتماد كنم زيرا او ممكن است كه از دين در راه خواسته هاى دنيايى سؤاستفاده كند و او لطف و بخشش خدا را بر عليه بندگانش به كار گيرد و بدين وسيله بر مردم مسلط شود و يا ممكن است پيرو حقيقت باشد اما هيچ بصيرتى در قلبش نباشد و در نتيجه موقعى كه شك و ترديدى ظاهر شود آن را در مغز خود كم كم تلقين مى كند و بالاخره جانب آن را مى گيرد. بنابراين نه اين و نه آن، به قدر كافى خوب نيستند و به آسانى در شهوات فرو مى روند و حريص ثروت شده مال اندوزى مى كنند. هر دو آنها به هيچ وجه پيرو دين نيستند، به اين طريق دانش با مرگِ آورنده اش ناپديد مى شود.

اما زمين هرگز از آن كسان كه دلايل و 