حجتهاى خدا را آشكارا و در نظر مردم پاسدارى مى نمايند "پيشوايان ما شيعيان "ع' و يا ايشان براى اينكه خواسته هاى خدا "واجبات و قوانين شرعى" باطل و براى هميشه متوقف نگردد آن دلايل را پنهان مى دارند.

آنها چند نفرند و در كجا هستند؟ اگرچه نفرات كمى هستند اما در نظر خدا بسيار ارجمند مى باشند.

خداوند نشانه ها و دلايل خود را به وسيله ى آنها حفظ مى كند و آنها آن دانشها را "همان گونه كه به خودشان سپرده شده است" به ديگران مى سپارند تا تخم دانش را در قلب آنها درو كنند.

دانش، آنها را به درك و فهم حقيقى كشانده است و در نتيجه آنها راهنماى روح ايمانِ محكم به خدا خواهند بود.

آنها آنچه را كه مردم لاابالى "بى بندوبار" سخت مى گيرند، آسان فرض مى كنند و آنچه را كه نادان، بيگانه مى پندارد، آنها با آن آشنا مى گردند.

آنها با بدنهايشان در اين دنيا زندگى مى كنند، اما روح آنها با آسمانها پيوستگى دارد "با خدا ارتباط دارند".

آنها مظهر و جانشين خدا بر روى زمين هستند و مردم را به دين خدا مى خوانند. چقدر من مشتاق ديدار آنها هستم. اى كميل حالا هر كجا كه مى خواهى برو".' 

 74- 'كسى كه ثروتمندى را براى خاطر ثروتش تعظيم كند، ثلث ايمانش را از دست داده است. هرگاه مردى كه قرآن تلاوت مى كند و پس از مرگ به جهنم رود از آن كسانى است كه آيات قرآن را به مسخره مى گيرند و هرگاه قلب مردى به دنيا علاقمند گردد، او مبتلاى به سه چيز مى گردد: غم پى درپى كه هرگز او را ترك نخواهد كرد، حرص بى پايان و ميل و آرزوى غيرقابل حصول.'

75- 'همان طور كه ثروت مفيد است قناعت هم ارزنده است و همان طور كه نعمت خدا داده، پسنديده است، خوش خلقى هم پسنديده است.'

76- از او معنى گفتار خدا را پرسيدند، بعد از اينكه خدا از مرد يا زن نيكوكار تمجيد مى كند مى گويد: 'ما مسلماً به او يك زندگى خوش و راحتى عطا مى كنيم.' امام فرمود: 'كسى كه قانع و سازگار باشد.'

77- 'با كسى كه وسايل زندگى و معاش به حد وفور دارد شريك شو زيرا او در بدست آوردن معاش و ثروت خوشبخت تر است و اميد مى رود از اين حيث سهم تو را هم زياد كند.'

78- از او معنى گفتار خدا را پرسيدند كه مى گويد: 'خدا به عدالت و احسان سفارش مى كند.' امام على فرمود: 'به ديگران فشار وارد نكنيد تا بر آنها مسلط گرديد "نسبت به مردم مهربان باشيد".'

79- امام على به فرزندش امام حسن فرمود: 'ابتدا تو دعوت به جنگ مكن اما اگر به جنگ دعوت شدى پاسخ مثبت بده چون كسى كه به جنگ دعوت مى كند ياغى است و ياغى بايستى هلاك گردد.'

80- از او معنى خردمند پرسيده شد. امام على "ع" فرمود: 'خردمند كسى است كه هر چيز را در جاى صحيح خود قرار دهد.' سپس پرسيدند كه نادان را تعريف كند. او فرمود: 'هم اكنون آن را تعريف كردم' "كسى كه چيزها را در جاى مناسب خود قرار ندهد".

81- امام فرمود: 'به خدا سوگند اين دنيايى كه شما براى به دست آوردن آن با هم مثل سگان و لاشخورها سر و دست مى شكنيد، در نظر من از يك تكه استخوان خوك كه در دست يك نفر جذامى باشد پست تر است.'

82- 'به طور كلّى تمام زنان شرور و فتنه جو هستند و تأسّف آورتر كه مرد نمى تواند راه فرار از او را پيدا كند "مرد به وجود او احتياج دارد".'

83- امام على فرمود: 'مردى كه كارهايش از روى بى دقتى باشد، حقوق حقه ى خود را از دست مى دهد و كسى كه سخنِ سخن چين را باور كند دوستانش را گم مى كند.'

84- 'يك تكه سنگ كه از راه نامشروع به دست آمده و در ساختمان خانه اى قرار گيرد، گروگان خرابى آن "خانه" است.'

85- 'روزى كه ظالم از دست مظلوم عذاب مى كشد، به مراتب سخت تر از روزى است كه مظلوم از ظالم مى كشد "زيرا عذاب كشيدن در اين دنيا آسانتر از آخرت است".'

86- 'وقتى كه پاسخها متعدد باشند، حقيقت ناشناخته مى ماند "معلوم نيست كدام پاسخ حقيقت را روشن مى سازد."'

87- 'زمانى كه امكانات زياد مى شوند، آرزوها كم مى شوند.'

88- 'كسى كه نسبت به تو عقيده خوب دارد، عقيده ى او را محقّق دار "سعى كن كه عقيده ى او ثابت بماند".'

89- 'بهترين كار آن است كه تو مجبور به انجام آن هستى "واجبات خدا را انجام دادن است".'

90- 'محنت و تلخ كامى اين دنيا مايه ى خوشى دنياى بعد است و خوشى اين دنيا باعث مرارت آخرت است.'

91- 'خشم يك نوع جنون است، زيرا وقتى مرد به حواس خود برمى گردد "خشم فرو مى نشيند" پشيمان مى شود كه غضب كرده است و اگر پشيمان نشود گواهى بر ديوانگى اوست.'

92- 'سلامتى از حسادت نداشتن حاصل مى شود.'

93- 'اگر سخن مرد خردمند معقول و عملى است، آن شفا است و اگر خطا بود مرض است.'

94- 'كارهاى كوچك اگر به دقت ادامه داشته باشند، مفيدتر از كارهاى بزرگ است كه با شتاب انجام گيرند.'

95- 'بين تو و پند و نصيحت، پرده اى از تكبر و خودخواهى وجود دارد.'

96- 'چنانچه دانشمند درنگ نمايد، نادان از حد خود پا فراتر مى گذارد.'

97- 'دانش، راه آنها كه بهانه جويى مى كنند مى بندد.'

98- از امام على "ع" راجع به قضا و قدر پرسيده شد، او فرمود: 'آن راه تاريكى است قدم در آن نگذاريد و آن اقيانوس ژرفى است در آن غوّاصى نكنيد، آن از اسرار خداست "براى گشودن آن سرّ" به خود زحمت ندهيد.'

99- امام على "ع" فرمود: 'من در قديم دوست عزيزى داشتم كه خيلى مورد احترام من بود، زيرا دنيا در برابر چشم او خوار بود، او شكم پرست و سورچران نبود و آنچه را كه نمى توانست بيابد آرزو نمى كرد. او بيش از آنچه كه نمى توانست به دست بياورد درخواست نمى كرد "بيش از حق خود توقع نداشت"، تمام وقت را ساكت و آرام بود، وقتى كه صحبت مى كرد سخن گويان ديگر را ساكت مى كرد. او تشنگى سؤال كنندگان را فرو مى نشاند، او ظاهراً فروتن و باحيا بود ولى در موقع جنگ مثل شير جنگل بود. او هيچ وقت اقامه ى دليل نمى كرد، مگر در حضور قاضى. او هيچ وقت كسى را در موضوعات جزئى ملامت نمى كرد تا وقتى كه عذر و بهانه او را گوش مى كرد. او هيچ گاه درباره ى دردسر و زحمتى سخن نمى گفت، جز بعد از رفع مزاحمت او هر كارى كه انجام مى داد مى گفت "قول مى داد" و درباره ى كارى كه انجام نمى داد چيزى نمى گفت.

اگرچه او در سخن گفتن مسلط بود اما در سكوت هم مغلوب نمى شد "اگر مطلبى را ادا نمى كرد در سكوت هم حق به جانب او بود". او دوست مى داشت بيشتر ساكت باشد تا اينكه صحبت كند. اگر او بنا بود با دو چيز رو به رو شود با آن چيز كه نزديك به هوى و هوس بود مخالفت مى كرد.

بنابراين شما بايد اين صفات پسنديده را فرا گيريد، اگر نمى توانيد آنها را تمام ياد بگيريد شما بدانيد كه فراگرفتن قسمتى از آن بهتر است از اينكه همه آنها را ترك كنيد.'

100- از امام پرسيده شد راجع به مسافت بين مشرق و مغرب. او جواب فرمود: 'آن برابر است با يك روز سفر خورشيد.'

101- او فرمود: 'با احمق رفاقت نكنيد زيرا او كارهايش را زيبا جلوه مى دهد و دوست دارد تو هم مانند او باشى.'

102- امام فرمود: 'دوستان تو سه قِسم و دشمنان تو هم سه نوع اند: دوست تو كه دوست توست و دوست دوستت و دشمن دشمنانت و دشمنان تو عبارتند از دشمنانت و دشمن دوستانت و دوست دشمنت.'

103- مولا اميرالمؤمنين مشاهده فرمود كسى مشغول ضديّت با دشمن خويش است كه آن عمل ب